بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت
  1. خانه
  2. کتاب
  3. جامعه (15)
  4. علوم سیاسی (1-15)
  5. ژئوپلتیک افغانستان و تحولات منطقه ای غرب آسیا

ژئوپلتیک افغانستان و تحولات منطقه ای غرب آسیا

ناشر : دانشگاه امام صادق (ع)

سال نشر : 1390

تعداد صفحات : 362

ناموجود، به من اطلاع بده

معرفی کتاب

با توجه به بررسی تحولات سیاسی افغانستان دربازه زمانی یک قرن و تقسیم دورههای تاریخی تحولات سیاسی به چندین دوره نظم و گذارژئوپلیتیکی، پرسش های تحقیق در فصل های جداگانه تدوین شد. هر فصل یک پرسش و یک فرضیه دارد که البته این پرسش ها و فرضیه ها درواقع همگی در جهت پرسش و فرضیه اصلی تحقیق هستند و به تناسب دوره های نظم و گذار در فصول مختلف تنظیم شدهاند.

سئوالات مطرح در این کتاب عبارتنداز: دوره های نظم و گذار ژئوپلیتیکی چگونه ماهیت خاص تحولات سیاسی افغانستان را در قرن بیستم از سوی نخبگان سیاسی این کشور در سطوح ملی، منطقهای غرب آسیا و جهانی تحت تأثیر قرار داده است؟ دوره نظم بازی بزرگ چگونه بر تحولات سیاسی افغانستان در سطوح ملی، منطقه ای غرب آسیا و جهانی با توجه به عملکرد شاهان افغان تأثیرگذاشته است؟ دوره گذار بزرگ چگونه تحولات سیاسی افغانستان را در سطوح ملی، منطقه ای غرب آسیا و جهانی با توجه به عملکرد امانالله خان، شاه افغان تحت تأثیر قرار داده است؟ دوره جنگ سرد چگونه تحولات سیاسی افغانستان را در سطوح ملی، منطقه ای غرب آسیا و جهانی با توجه به عملکرد دولت مردان افغان تحت تأثیر قرار داده است؟ دوره گذار پس از جنگ سرد چگونه تحولات سیاسی افغانستان را در سطوح ملی، منطقهای غرب آسیا و جهانی با توجه به عملکرد مجاهدین افغان تحت تأثیر قرار داده است؟ دوره نظم نوین جهانی چگونه بر تحولات سیاسی افغانستان در سطوح ملی، منطقهای غرب آسیا و جهانی با توجه به عملکرد نخبگان سیاسی افغان تأثیرگذاشته است؟

*به همین منظور بخش اول به چارچوب نظری کتاب میپردازد. در دو فصل ابتدایی بخش یکم کلیات طرح را ارائه میکنیم و در فصل بعدی ضمن بررسی مفهوم ژئوپلیتیک و روند تحولی این دانش نوپا طی قرن بیستم نشان میدهیم که همپای تحولات در روش و مفهوم ژئوپلیتیک، نگاه محققین نیز در این عرصه تغییر کرده است. سپس با تحقیق مفهوم نظم و گذار ژئوپلیتیکی منظور خود را از دوره های نظم و گذار ارائه و ضمن بررسی ویژگی دورههای نظم و گذار ژئوپلیتیکی اهمیت این دوره بندی و تأثیرآن را در روند تحقیق مشخص میکنیم.

*در بخش دوم به طور خلاصه چگونگی شکلگیری دولت افغانی و نظریات موجود درباره علت وجودی و اندیشه سیاسی شکل گیری کشور افغانستان و جداسازی آن از حوزه فرهنگ و تمدن ایرانیرا بررسی میکنیم تا در پرتو آن چگونگی شکلگیری ویژگیهای ژئوپلیتیکی کشور مشخص شود. بنابراین در گفتار دوم از فصل سوم، ویژگیهای ژئوپلیتیک افغانستان با در نظر گرفتن عوامل مؤثر بر ژئوپلیتیک این کشور که شامل عوامل پایدار و نا پایدار است، بیان میشود تا بتوان در فصول بعدی با آگاهی از این ویژگیها از چرایی نوع تصمیمگیری تصمیمگیران سیاست افغانستان و تأثیرگذاری نظام بین الملل بر افغانستان درک بهتری داشته باشیم و برداشتهای ما به واقع نزدیکتر باشد. در فصل سوم به بررسی مسائل غرب آسیا خواهیم پرداخت. افغانستان به علت قرار گرفتن در این منطقه پیوندهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی فراوانی با کشورهای این منطقه دارد که در پرتو ژئوپلیتیک افغانستان قابل بررسی است. به همین دلیل در این فصل مفهوم غرب و جنوب غرب آسیا،کشورهای عضو این منطقه جغرافیایی،شرایط و عوامل همگرایی و واگرایی و نقش افغانستان در این منطقه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

*بخش سوم به بازنمایی تحولات سیاسی افغانستان طی قرن بیستم میپردازد که قسمت اصلی بحث را تشکیل میدهد.

*در آغاز بخش چهارم تحولات سیاسی افغانستان در قرن 19 که تحت تأثیر رقابت بین روسیه تزاری و بریتانیای کبیر، در افغانستان، آسیای مرکزی و ایران بود بازخوانی میشود. به همین منظور آغاز و فرجام این دوره از نظم ژئوپلیتیکی را در رابطه با آنچه ژئوپلیتیک استعماری خوانده میشود مشخص میکنیم و تأثیرات آن را بر تحولات سیاسی افغانستان که تا اوایل قرن بیستم تداوم داشته است، بررسی میکنیم. اهمیت این فصل و اشاره به آن بدین سبب است که به آغاز تشکیل دولت مدرن افغانستان و تحولات این دوره برمیگردد. در واقع مرزهای سیاسی این کشور که نقش مهمی در تحولات سیاسی آن، داشته، عموماً در این دوره ترسیم و تثبیت شده است.

*زمانی رقابت روسیه و بریتانیا در این نقطه از جهان به پایان خود نزدیک میشود که در اروپا مناسبات سیاسی و جدالهای موجود، کشورهای اروپایی را برای آغاز جنگ جهانی اول آماده میکند. بدین سبب افغانستان در جنگهای جهانی اول و دوم از خطر رویارویی های کشورهای قدرتمند اروپایی مصونبود و این مسئله زمینه را برای اقدامات امان الله، شاه نوگرا و اقدامات اصلاحگرایانهاش آماده کرد. البته در تشویق شاه به این اقدامات به نقش روشنفکران این دوره اشاره میشود و تحولات بعد از امان الله که به تحکیم پایههای استبداد سلطنتی و سرکوب مشروطه منجر شد، بررسی میشود. بررسی این تحولات در فصل پنجم نشان میدهد در دوره آشفتگی و بینظمی نظام بین الملل که در اثر جنگهای جهانی اول و دوم به وجود آمده است و میتوان آن را دوره گذار بزرگ نامید، چگونه تحولات سیاسی افغانستان را به سمت سیاستهای داخلی و موضعگیریهای منطقه ای سوق دادو رویکرد و ذهنیت نخبگان افغان چگونه در آن اثر گذاشت. در حالی که چنین وضعیتی در دوره نظم بازی بزرگ برای نخبگان سیاست افغانستان وجود نداشت.

*اقدامات و تصمیم گیران افغان در دوره گذار بزرگ نتوانست جایگاه منطق های و جهانی افغانستان را به منزله یک کشور مهم ارتقا بخشد. این امکان با توجه به موانع داخلی و اوضاع کلی منطقه کمی مشکل به نظر میرسید، اما روشن است که اقدامات مستبدانه حکومت، در دور شدن از این آمال ها تأثیر بسزایی داشت. در سالهای نخست این دوره امان الله توانسته بود افغانستان را به منزله یکی از کشورهای مهم جهان اسلام معرفی و روابط مستحکمی با کشورهای مختلف برقرار کند. به هرحال ظهور دو ابرقدرت جهانی ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی پس از جنگ جهانی دوم جهان را وارد دوره جدیدی از نظم ژئوپلیتیکی کرد که به دوره "جنگ سرد" مشهور بود. دو قدرت، جهان را به دوبلوک شرق و غرب تقسیم کردند و اقمار مختلفی را نیز خواسته یا ناخواسته تحت پوشش خود قرار دادند. افغانستان در ابتدا سیاست بیطرفی اتخاذ کرد. اما در نهایت به علت فعل و انفعالاتی که صورت گرفت، در دامن کشورهای کمونیزم و بلوک شرق قرار گرفت. تجاوز اتحاد جماهیر شوروی در 1979 به دوره سیاست تشنج زدایی در روابط ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی پایان داد و افغانستان را رسما به یکی از اقمار ایدئولوژیکی شوروی تبدیل کرد. این تحولات و نتایج آن در فصل ششم بررسی میشود.

*پایان جنگ سرد برای افغانستان آغاز دورهای از تحولات ناخوشایند بود که نه تنها این کشور، بلکه کشورهای منطقه غرب آسیا و قدرتهای جهانی را نیز درگیر مسائل این کشور کرد. دوره گذار پس از جنگ سرد، قدرت های منطقه ای و کشورهای همسایه را که در افغانستان منافعی داشتند به این کشور کشانید. رقابت قدرت های منطقه ای در شرایطی بود که اتحاد جماهیر شوروی از بین رفته بود و به دنبال آن دولت مورد حمایت این کشور نیز دو سال بعد سقوط کرد. در نهایت، مجاهدینی به قدرت رسیدند که با حکومت داری آشنایی نداشتند و از جانب کشورهای حامی برای اجرای خواستههایشان تحت فشار بودند. این شرایط در پرتو خصومت ها و رقابتهای داخلی درون مجاهدین، ضمن ایجاد بی اعتمادی بین مردم افغانستان نسبت به ایشان و کشورهای همسایه سرانجام به ظهور پدیدهای به نام "طالبان" در سال 1994 منجر شد. عملکرد طالبان و "القاعده" که سازمان بینالمللی حامی بنیادگرایان و تروریستها است سرانجام پای ایالات متحده را دوباره به قضایای افغانستان کشانید. حادثه مشکوک 11 سپتامبر بهانهای برای لشکر کشی به منطقه و افغانستان شد. هرچند گفته میشود برنامه این عملیات قبل از 11 سپتامبر و به دلیل خواسته کمپانیهای نفتی ایالات متحده که سودای دیگری را در حضور طالبان برای انتقال انرژی از آسیای میانه به جنوب، شبه قاره و شرق آسیا دنبال میکردند، فراهم شده بود. این مسئلهاز آن جهت مهم بود که افغانستان در دوره نظم جنگ سرد در بلوکی قرار گرفت که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تمامی کشورهای اقماری این بلوک در گیر منازعات داخلی یا منطقه ای و سرانجام فروپاشی و استقلال شدند. اما موقعیت افغانستان در این تحولات بسیار منفی و نامطلوب بود. افغانستان پس از حوادث 11 سپتامبر شرایطی را تجربه میکند که نظم نوین جهانی ایالات متحده برای جهان و کشورهای منطقهای به ویژه در خاورمیانه ایجاد کرده است. فصل هفتم بازنمایی شرایط ژئوپلیتیک افغانستان پس از جنگ سرد را نشان میدهد.

*در بخش هشتم چنانچه اشاره شد به ارزیابی شرایطی خواهیم پرداخت که نظم نوین جهانی برای افغانستان به وجود آورده است. در این گفتار ضمن بررسی ویژگی های نظم نوین جهانی،تأثیر آن بر کشوری همچون افغانستان - که تحت سیطره مستقیم ایالات متحده به منزله قدرت هژمون این نظم قرار دارد - مورد توجه قرار میگیرد. افغانستان ضمن تجربه تأثیرات دورههای نظم و گذار بر تحولات سیاسی این کشور در قرن بیستم با شرایط ویژهای روبروست که نظم جدید را از دورههای گذشته متمایز میکند. نظم مورد نظر ایالات متحده تک پایه ای است، اما عوامل دیگری آن را به چالش میکشند. قدرتهای نوظهوری که برخی از آنها در همسایگی افغانستان قراردارند، موقعیت ویژه افغانستان در نزدیکی به حوزههای نفت و گاز خلیج فارس و دریای خزر، اهمیت مسیر افغانستان برای انتقال خط لوله انرژی از آسیای مرکزی به شبه قاره و جنوب آسیا، وجود قدرتهای هسته ای که دو سوی کشور را محاصره کرده اند و تیرگی روابط ایران با ایالات متحده و نیز منافع پایدار پاکستان در افغانستان از جمله عوامل چالش آفرین در برابر یکجانبه گرایی آمریکا به شمار میآیند. آیا این بار نیز سهم افغانستان از تحولات نظام بین الملل و تغییرات در دورههای نظم و گذار مصیبت و رنج دائمی خواهد بود؟ از منظر این نوشتار ماهیت تحولات پیش رو و مثبت یا منفی بودن آن بر سرنوشت افغانستان به همان میزان که ریشه در هر یک از دوره های نظم وگذار دارد، به همان میزان از درک نخبگان سیاست افغان نشأت میگیرد. به عبارت دیگر، درک نخبگان سیاست افغان عامل مهم و سرنوشتسازتری است که میتواند مسیر تحولات را در جهت نیل به اهداف مثبت برای دورماندن افغانستان از گزند حوادث تغییر دهد.

*و در فصل نهم نیز ضمن نتیجه گیری و جمع بندی فصول به تبیین چشما نداز تحولات آتی خواهد پرداخت.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط