بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت
  1. خانه
  2. کتاب
  3. جامعه (15)
  4. علوم سیاسی (1-15)
  5. چهره جدید امنیت در خاورمیانه
  • چهره جدید امنیت در خاورمیانه

چهره جدید امنیت در خاورمیانه

ناشر : پژوهشکده مطالعات راهبردی | دانشگاه امام صادق (ع)

نویسنده : لی جی مارتین

مترجم : قدیر نصری

سال نشر : 1389

تعداد صفحات : 431

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 3662610003022
هم اکنون غیرقابل سفارش!

معرفی کتاب

بررسی تحولات امنیتی در خاورمیانه، بویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تغییر نظام امنیت بین الملل، از جمله موضوعات مهمی به شمار می آید که از وجوه و ابعاد مختلفی در ارتباط با منافع ملی جمهوری اسلامی ایران برخوردار است. کتاب حاضر مجموعه مقالاتی در رابطه با وضعیت جدید امنیت خاورمیانه است. نویسندگان، زوایای مهمی از مسایل خاورمیانه را مطرح کرده اند. مقالات کتاب، هم به صورت موردی و هم به صورت نظری، مسایل امنیت ملی را به تاریخ، جامعه، نظام اقتصادی، سیستم قبیله ای و قدرت نظامی ربط داده و سطح آن را در کل منطقه و در رابطه با کشورهای گوناگون به بحث گذاشته اند. از این منظر که کتاب سعی کرده امنیت ملی را صرفاً در قالب مفاهیم نظامی تعریف نکند و موضوع را از لایه های مختلف اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد، بسیار با اهمیت است و این نگاه جامعه شناسانه و اقتصادی در واقع بنیانهای بحرانهای موجود در خاورمیانه را بهتر و عمیق تر مطرح می نماید.

کتاب از شش بخش در قالب یازدهم فصل به شرح زیر می باشد.

بخش اول با عنوان «چارچوب تئوریک»، از یک فصل تشکیل شده است. فصل اول با عنوان «رهیافتی جامع برای مطالعه امنیت ملی در خاورمیانه»، نویسنده از روش رئالیستی و لیبرالیستی در مطالعه امنیت نام می برد و ضمن شرح ویژگیها و کاستی های این دو رهیافت، رهیافتی جدید پیشنهاد و خاطر نشان می نماید که مسایل خاورمیانه با رهیافت رئالیستی و لیبرالیستی قابل تحلیل نیست. رهیافت پیشنهادی نویسنده این مقاله نه مانند رئالیست ها فقط بر مولفه نظامی تأکید می کند و نه به سیاق لیبرالها، عوامل متعدد و متنوع را در شکل گیری امنیت خاورمیانه دخیل می داند. نویسنده معتقد است که برای تحلیل و تخمین امنیت خاورمیانه باید بر پنج مولفه ویژه تأکید نمود، این پنج مولفه عبارتند از: توانمندی نظامی، قابلیت اقتصادی، داشتن منابع حیاتی، مشروعیت سیاسی و رواداری (تساهل) قومی. نتیجه گیری نهایی مارتین این است که رهیافت جامع امنیت پژوهی در خاورمیانه فقط باید مولفه های پنجگانه مذکور را مطمح نظر قرار دهد نه کمتر و نه بیشتر.

بخش دوم با عنوان «مشروعیت سیاسی»، فصول دوم تا چهارم را در بر می گیرد. فصل دوم با عنوان «مشروعیت سیاسی و جعل تاریخ؛ مطالعه موردی عربستان سعودی عنوان می کند که دولت عربستان سعودی، با تسلط بر نهادهای آموزشی و موسسات فرهنگی، اساطیر، روایات و داستانهای تاریخی را با هدف مشروعیت سازی برای خاندان سعودی، تحریف و پردازش می کند. نویسنده پس از شرح شیوه عمل دولت سعودی، به چالشی اشاره می کند که عمدتاً پس از جنگ خلیج فارس پدیدار شده است، بدین ترتیب که اسلامگرایان و شیعیان به عنوان رقبای دولت حاکم، تفسیر متفاوتی از گذشته مطرح می نمایند. به عقیده نویسنده، شکاف بین خاندان حاکم، اسلامگرایان و شیعیان عربستان مهمترین چالشی است که در قرن بیست ویکم پیشاروی خاندان سعودی ظاهر خواهد شد. حوادث پس از 11 سپتامبر 2001 صحت پیش بینی الرشید را نشان می دهد. اسلامگرایان افراطی به همان تاریخی استناد می کنند که رژیم حاکم می کند. فصل سوم با عنوان مشروعیت و امنیت در کشورهای عربی (1996 – 1989)، استدلال می نماید که امنیت برخی کشورهای عربی مانند عربستان سعودی، مصر، عراق، لیبی و الجزایر تا حدود زیادی به مشروعیت رژیم حاکم بر آنها بستگی دارد. نویسنده با سنجش کمی شاخص های موثر بر امنیت و مشروعیت بدین استنتاج می رسد که در کشورهای مصر و الجزایر، منشأ ناامنی، اسلامگرایان هستند، در حالیکه در دو کشور عراق و لیبی، تحریم های خارجی مهمترین عامل ضعف و ناامنی به شمار می آید. به عقیده وی، چالش های امنیتی کشورهای خاورمیانه، پس از وقوع جنگ دوم خلیج فارس صبغه جدیدی پیدا کرده است. به عنوان نمونه، مخالفان داخلی خاندان سعودی، دعوت از اجنبی های مسیحی توسط فهد را مورد توجه قرار داده و آن را عامل اصلی نامشروع شدن خاندان سعودی عنوان می کنند. اسلامگرایان مصر هم به این دلیل دولت مبارک را نامشروع تلقی می کنند که در جنگ دوم خلیج فارس با نیروهای امریکایی متحد و علیه یک کشور مسلمان و عرب حمله ور شد. این مقاله یکایک یافته های فوق را با ارقام و آمار مستدل می کند و در نهایت اذغان می نماید که دو مفهوم مشروعیت و امنیت طی سالهای دهه 1990 پیوستگی تنگاتنگی داشته اند. فصل چهارم با عنوان چالش های سیاسی دولت های خاورمیانه در قرن بیست ویکم، به دنبال پاسخ گویی به این سئوال است که دولتهای خاورمیانه با تمایل عمومی مردم به دمکراسی چگونه برخورد خواهند کرد؟ آنها معتقدند بسیاری از شعارها و تبلیغات متداول در کشورهای خاورمیانه، ظاهری است و این دولتها برای حفظ سلطه و تاج و تخت خود، ادای دمکراتها را در می آورند. نویسندگان ضمن تبیین شیوه برخورد دولتهای مصر، عربستان و الجزایر با اسلامگرایان، چنین نتیجه می گیرند که هر چند دولتهای خاورمیانه در معرض مطالبات مردمی قرار دارند اما قدرت و قدمت دولت در خاورمیانه واقعیتی انکارناپذیر است. راه حل پیشنهادی مقاله این است که دول خاورمیانه هیچ راهی جز انجام اصلاحات سیاسی ندارند.

بخش سوم با عنوان تساهل قومی و مذهبی، دو فصل پنجم و ششم را شامل می شود. فصل پنجم با عنوان گروههای مذهبی، سکولاریسم و امنیت در ترکیه، نقش شکافها و اختلافات مذهبی ـ سیاسی بر انسجام و امنیت ملی ترکیه را به بحث و فحص نهاده است. سه نیروی مهم که در این مقاله به عنوان بازیگران اصلی عرصه سیاست و امنیت ترکیه قلمداد شده اند عبارتند از: اسلامگرایان، سکولاریست ها و علویان. نویسندگان ضمن تشریح مناسبات و ریشه های خصومت این سه نیرو، خاطر نشان می سازند که اتخاذ سیاستهای تبعیضآمیز باعث شده است تا اسلامگرایان طرفداران خود را بسیج نمایند، از طرف دیگر علویان از بیم قدرت یافتن فزاینده اسلامگرایان به سکولاریست ها نزدیک شده اند. به عقیده نویسندگان این مقاله، رقابت و تنش بین این سه دسته باعث شده است تا امنیت ملی ترکیه آسیب پذیر شود. راه حل پیشنهادی مقاله این است که سیاستگذاران ترکیه باید در زمینه افزایش رشد اقتصادی، کارآمدسازی دستگاه اجرایی، مبارزه با فساد، حاکمیت قانون و افزایش مشارکت مردمی گامهای بلندتری بردارند، در غیر این صورت دامنه تهدیدات داخلی و خارجی، اجتماعات، احزاب و دولت را با مشکلات جدی مواجه خواهد ساخت. فصل ششم با عنوان جایگاه قومیت در مسایل امنیتی ترکیه، فعالیت های قوم کرد در ترکیه را به عنوان مطالعه موردی انتخاب کرده تا ضمن تبیین تطور و تحول نظری و عملی این معضل در چارچوب ترکیه، تعامل پیچیده بین نیروهای داخلی و بازیگران بین المللی را مورد توجه قرار دهد.

بخش چهارم با عنوان توانمندی اقتصادی، دو فصل هفتم و هشتم را شالمل می گردد. فصل هفتم با عنوان رونق اقتصادی در خاورمیانه: خیزش واقعی یا تداوم وضع موجود، زوایای مختلف اصلاحات اقتصادی را بررسی و به ارزیابی منتقدانه راه حل های ارایه شده پرداخته است. همچنین این نکته را مورد بحث قرار داده است که پیشنهادات مورد بحث، آگاهانه یا ناآگاهانه، برخی واقعیت های مشخص این منطقه را نادیده می گیرند. پیشنهادها و راه حل های ارایه شده یا اساساً غیرقابل اجرا هستند و یا صرفاً راه حلی برای حفظ معادله قدرت حاکم بر کشورها و بطور کلی منطقه به شمار می آیند. فصل حاضر با چند پیشنهاد قابل توجه در خصوص توسعه اقتصادی خاورمیانه خاتمه می یابد. فصل هشتم با عنوان مولفه های اقتصادی امنیت در خاورمیانه؛ گزینه های فراروی خاورمیانه در قرن بیست و یکم، به بررسی نقش اقتصاد در امنیت کشورها و منطقه خاورمیانه پرداخته است. برای تبیین امنیت کشورهای خاورمیانه، چه در سطح ملی و چه در سطح منطقهای، پرسشهای زیر مطرح شده است: 1ـ آیا خاورمیانه یک واحد اقتصادی یکپارچهای است؟ اگر چنین است عوامل وحدت بخش یا تفرقهانگیز که در پی جنگ دوم خلیج[فارس]، پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی پدیدار شدند، چگونه این منطقه یکپارچه را تحت تأثیر قرار دادهاند؟ به عبارت دیگر نیروهای گریز از مرکز و مرکزگرا چه تأثیری بر انسجام منطقه خاورمیانه داشتهاند؟ 2ـ رهیافت سنتی در مطالعه امنیت اقتصادی خاورمیانه روی چه مواردی تأکید میکرده و آیا این رهیافت هنوز هم قادر به توضیح امنیت منطقه است؟ 3ـ کشورهای خاورمیانه در سالهای آتی چه گزینههایی را پیش روی خود دارند؟ 4ـ در صورت تداوم روند کنونی، محتملترین گزینه انتخابی کدام است؟ در ادامه این مقاله، پرسشهای چهارگانه فوق را در دو بخش مورد بررسی قرار میدهیم؛ در بخش اول پاسخهایی که سابقاً بدین پرسشها داده میشد بررسی کرده و در بخش دوم این سؤال را طرح میکنیم که رهیافتهای سابق چگونه میتوانند در شرایط جدید اقتصاد جهانی، مورد استفاده قرار گیرند.

بخش پنجم: منابع طبیعی، از یک فصل تشکیل شده است. فصل نهم با عنوان آب و امنیت در خاورمیانه؛ مطالعه موردی مناقشات اسراییل ـ سوریه، به این پرسش پاسخ داده شده است که آیا مناقشه و جنگهای تاریخی بر سر منابع آبی، در خاورمیانه کنونی هم امکان وقوع دارد یا اینکه عواملی مانند سدهای مدرن، خطوط لوله انتقال آب و تأسیسات آب شیرین کنی در کنار همکاریهای منطقهای و دسترسی آسان و ارزان به «آب مجازی» که به شکل ترکیبات غذایی عرضه شده، توانستهاند به این جنگ تاریخی بر سر منابع آبی خاتمه دهند؟ البته باید یادآور شد که آب در حال حاضر یک کالای اقتصادی بوده و به میزان نامحدودی با استفاده از تأسیسات آب شیرین کنی در دسترس میباشد. اما به هر حال آب یک کالای اقتصادی بوده و از نظر اقتصادی دارای ارزش قابل توجهی است. دکتر «پطرس غالی» وزیر خارجه اسبق مصر و دبیرکل سابق سازمان ملل متحد گفته است: جنگ آینده در منطقه خاورمیانه بر سر آب خواهد بود. سایر رهبران خاورمیانه مانند شاه حسین، پادشاه سابق اردن، هم پیشبینیهای نگران کنندة مشابهی در خصوص جنگ بر سر آب (در منطقه خاورمیانه) ارایه کردهاند. روزنامهنگاران، سیاستمداران و متخصصان برجسته منابع آبی هم به کرات در این خصوص پیشبینی کرده و نقطه نظراتی را در مورد «جنگ آب» مطرح نمودهاند، به گونهای که بسیاری از مردم عادی، سیاستمداران و دانشمندان جغرافیای سیاسی، چنین جنگی را به عنوان یک واقعیت حتمی پذیرفتهاند.

بخش ششم با عنوان توانمندی نظامی، فصل دهم را در خود جای داده است. فصل دهم با عنوان امکان سنجی پیدایش یک سیستم امنیتی مشترک در خاورمیانه، مؤلفه های یک سیستم امنیتی مشترک را که بتواند روابط سیاسی دولتها را به شکل مناسبی سامان دهد، مورد بررسی اجمالی قرار گرفته است. این بررسی را با توصیف سیستم های امنیتی سابق که از سال 1949 بین اعراب ـ اسراییل وجود داشته، پی گرفته؛ برخی از این سیستم های امنیتی از بین رفته اند و برخی دیگر با سیستم های امنیتی جدیدی جایگزین شده اند. سیستم امنیتی آینده را مانند سیستم های امنیتی گذشته می توان به عنوان انواع مختلف رژیم های امنیت بین المللی، مفهوم بندی کرد. فصل یازده با عنوان گذر به مرزهای نوین؛ ظهور چهره جدید امنیت در خاورمیانه، به نتیجه گیری مباحث ایراد شده پرداخته است.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط