بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت

هرم هستی: تحلیلی از مبانی هستی شناسی تطبیقی

مجموعه آثار 6

ناشر موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

نویسنده مهدی حائری یزدی

سال نشر : 1385

تعداد صفحات : 348

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 3754910003022
قابل تهیه از مراکز پخش
45,000 تومان
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

تاب « هرم هستی» نوشته مرحوم آیت الله دکتر مهدی حائری یزدی از نخستین منابع فلسفه اسلامی در قلمرو فلسفه تطبیقی و نمودار نظام وحدت وجود انتقادی است که مؤلف محترم آن بر اساس قواعد فلسفی ، منطقی و ریاضی اثبات کرده و کوشیده تا اندیشه را با سیر و سلوک رهروان هماهنگ کند . نظریه هرم هستی خلاصه بخشی از رساله دکتری مؤلف محترم درباره علم حضوری بوده که در 1978 در دانشگاه تورنتو کانادا نوشته شده است. چاپ سوم این منبع ارزشمنددر 1385 ش در دسترس علاقه مندان به فلسفه قرار گرفته است . موضوع اصلی کتاب، بحث از هستی شناسی مقایسه ای نزد حکیمان مسلمان و فلاسفه غرب است. در« هرم هستی» بیانات و آراء ملاصدرا به تقریری ابتکاری و تازه مطرح شده بدین انگیزه که جهان در یک هرم، که شکل هندسی دارد، ترسیم می شود. آنچه در« هرم هستی» به عنوان یک نظر اهمیت فراوان دارد بحث از قاعده «الواحد» است که نشان می دهد رابطه خدا با عالم هستی ، رابطه علت و معلول است، اما نه رابطه علت و معلول که در فلسفه هیوم مطرح شده است . مسئله دیگر این کتاب مفهوم «امکان فقری» است که مبسوط مطرح شده است.

مؤلف محترم نظریه هستی شناسی را از مشخصه های بی همتای فلسفه اسلامی و دانش برترین و برترین دانش دانسته و بر اساس آن به تطبیق با مباحث شبیه به آن در فلسفه غرب پرداخته است . به نظر ایشان، هستی شناسی بحث از حقیقت و هستی اشیاء است . به نظر او بزرگ ترین امتیاز مباحث هستی شناسی این است که میان ذهن و عین طبیعی و غیر طبیعی ، رابطه علمی برقرار می کند و به ذهنیّات انسان صبغه واقع بینی و حقیقت اندیشی می بخشد . یکی از انگیزه های تألیف هرم هستی، فقدان این تصور است که وجود دارای مراتب است و این تصور در زبان فلسفه غرب به خوبی مطرح نشده است. همچنین «نظریه هستی شناسی توحیدی» در این کتاب مطرح شده که به نظر مؤلف زیر بنای تمام نظریه های دیگر او در مباحث جهان شناسی ، جامعه شناسی، انسان شناسی ، حقوق بشر ، سیاست مُدُن و مباحث نفس قلمداد شده است . از این رو می توان این کتاب را به مثابه مقدمه و اساس آن مباحث دانست به گونه ای که مؤلف قصد داشته قلمرو مباحث مذکور را بر مبنای هستی شناسی در فلسفه اسلامی مطرح کند و آن گونه که پیداست تنها مبحث سیاست را بر این اساس مطرح کرد. برای نمونه در خلال بحث از «کلی»، گفته شده که خاصیت جامعه اسلامی این است که در آن فرد در نسبت بین کلی طبیعی و افراد شناسایی شده است و ضابطه عبارت از این عینیت است.

در مباحث نخستین کتاب ، کیفیت تصور غربیان از مفهوم وجود بررسی شده و حاصل آن است که آنها در تقسیمات ارسطویی در باب وجود اشتباه بزرگی کرده اند و بر اساس این تصور نتایج گوناگونی از هستی مطرح شده است . به نظر مؤلف ارسطو وجود را به اقسام تجربی آن تقسیم کرده که در حقیقت این کار او را نمی توان تقسیم دانست، بلکه به اصطلاح « إعطاء الحکم بالمثال » است در حالی که حکیمان مسلمان وجود را به سه قسم فلسفی و منطقی تقسیم کرده اند که عبارت است از: محمولیِ مستقل یا نفسی، رابطی و رابط. فارابی و ابن سینا برای قسم سوم گفته اند زبان عربی برای ربط غیرزمانی ، لفظی ندارد که فقط ربط را افاده می کنند. از دیگر مباحث تطبیقی که برای نخستین وآن هم در «هرم هستی» مطرح شده این است که حکمای مسلمان نظر پیروان ارسطو را هم به طور قاطع رد کرده اند و حتی فاربی و ابن سینا که از مفسران ارسطو بشمار می روند این نظر را که حقایق وجود به طور کلی با یکدیگر متفاوت اند نمی پذیرند .

کتاب هرم هستی اگر چه در مقام فلسفه تطبیقی و در مقایسه موضع هستی شناسی در فلسفه اسلامی و فلسفه غرب مقام شامخ و بی همتایی دارد امّا رویکرد طرح مباحث ناظر به مبحث هستی شناسی و معرفت شناسی در دو نظام فلسفی مذکور است . برای نمونه در بحث از «برهان صدیقین» که به انگیزه حقیقت ِرابطه وجودی انسان و جهان با آفریدگار هستی مطرح شده و به نظر مؤلف بهترین و اطمینان بخش ترین روش در توصیف رابطه انسان و جهان با خدا است ، مباحث معرفت شناسی به نقل از کانت مطرح شده که اگر چه به طور کامل مربوط به یکدیگر است امّا حاکی از این معنا است که در این کتاب مباحث فلسفی مربوط به وجود در فلسفه اسلامی گاه با مباحث معرفت شناسی در فلسفه غرب تطبیق ومقایسه شده است که نمایندگان این دو حوزه معرفتی فارابی و ابن سینا و ملاصدرا از یک سو آنسلم و کانت و هگل و راسل و دیگر اندیشمندان غرب از سوی دیگر است. البته مؤلف به طور کامل به مطلب واقف بوده اند و در بخشی از کتاب؛ که هستی شناسی را متکفل بحث از حقیقت و هستی اشیاء می دانند، بلافاصله متذکر شده اند که نظام دیگری هم هست که نظام معرفت شناسی و مباحث علم است .

مولف می پرسند که آیا معرفت شناسی فقط در محدوده هستی شناسی است ؟ حتی گاه هستی شناسی کانت را بررسی کرده و آن را با معرفت شناسی و فلسفه علم اسلامی که بی شباهت با یکدیگر نیست تطبیق داده است و سبب این کار آن است که به نظر مؤلف محترم تفکر انسانی یا به اصطلاح فلسفه ها ی زبانی ، نوعی تفاهم زبان و تفاهم انسانی است . در حقیقت تفاوت بنیادی زیادی میان فلسفه اسلامی و غربی نیست و تفاوت در طرز بیان و و اظهار مطالب است. گسترش تطبیقی مباحث گاه تا قلمرو منطق و فلسفه هم وسعت یافته است . برای نمونه در بحث از «تشکیک وجود» مؤلف محترم قایل به تشکیکّ خاصی وجود است که خطوط اصلی آن را در این کتاب مطرح کرده و این خطوط را در هرم هستی از قاعده تا رأس پیوسته و ناگسستنی فرض کرده اند تا از این رو رابطه وجودی جهان هستی را با مبدأ آفرینش شناسایی شود . لذا به نظر ایشان از پیامد های جالب توجه منطق و فلسفه تحلیلی همین مطلب است که قضایا و قیاسات منطقی و فلسفی را در قالب ریاضی مطرح کرده و در ابعاد محسوس تعلیمی ترسیم می کند تا آنچه را ذهن موشکافنده انسان با تحلیل و تجزیه درک عقلانی می کند چشم و حواس ظاهر او با درک تجربی و حسی ادراک کند.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط
بازدیدهای اخیر شما