کولیها در ماه مارس بازگشتند. این بار آنها یک دوربین و یک ذرهبین به بزرگی یک طبل به همراه داشتند و آنها را به عنوان آخرین اختراعات یهودیان شهر آمستردام به نمایش گذاردند. آنها یکی از زنان کولی را در نقطهی دوری از دهکده نشاندند و دوربین را در جلوی چادرها گذاشتند. هر یک از اهالی، فقط با پرداخت پنج رئاله، میتوانست تصویر آن زن را درست در جلوی چشمانش مشاهده کند. ملکیادس میگفت: «علم، فاصلهها را از میان برداشته است. به زودی، بشر میتواند در خانهاش لم بدهد، و هر آنچه را که در هر نقطهای از جهان در حال وقوع است مشاهده کند.»
معرفی محصول
رمان صد سال تنهایی، یکی از جاودانه ترین آثار قرن بیستم، رمانی بسیار محبوب و موفق است که در سرتاسر جهان شناخته شده و سرآمدترین موفقیت برنده ی جایزه ی نوبل، گابریل گارسیا مارکز به حساب می آید. این رمان، داستان اوج و فرود شهر خیالی ماکوندو را از طریق تاریخچه و سرگذشت یک خانواده روایت می کند و شرحی غنی و درخشان است از زندگی و مرگ، و سرگذشت تراژیکمدی نوع بشر.
رمان صد سال تنهایی در 1972 جایزه نوبل ادبیات را برای مارکز به ارمغان آورد. این کتاب به سبک رئالیسم جادویی نگارش یافته است. گابریل گارسیا مارکز در رمان صد سال تنهایی به شرح زندگی شش نسل از خانواده بوئندیا می پردازد که نسل اول آن ها در دهکده ای به نام ماکوندو ساکن می شود. داستان از زبان سوم شخص حکایت می شود. طی مدت یک قرن تنهایی پنج نسل دیگر از بوئندیاها به وجود می آیند و حوادث سرنوشت ساز ورود کولی ها به دهکده و تبادل کالا با ساکنان آن، رخ دادن جنگ داخلی و ورود خارجی ها برای تولید انبوه موز را می بینند.
یکی از کلیدی ترین شخصیت های این رمان اورسولا ایگوآران همسر خوزه آرکادیو بوئندیاست که مادر نخستین نسل خانواده بوئندیاها می باشد. اورسولا زنی است که بار سنگین محنت و رنج این تنهایی تاریخی و عظیم را بر شانه های مردانه خویش می کشد.
کتاب صد سال تنهایی نوشته گابریل گارسیا مارکز است و با ترجمه بهمن فرزانه در انتشارات امیرکبیر به چاپ رسیده است.