بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت

شرح الحکمة العرشیة مع رسالة الحکمة العرشیة لصدر المتالهین الشیرازی

ناموجود، به من اطلاع بده

معرفی کتاب

از جمله تألیفات ملا اسماعیل اصفهانی رساله شرح الحکمه العرشیه است که شرحی مزجی بر عرشیه ملاصدرا و در پاسخ به اشکالات احسائی بر عرشیه نوشته شده است. احسائی در مقام منتقد ملاصدرا نقدهای عدیده ای بر مبانی ملاصدرا وارد کرده است و همین امر سبب شده است تا حکیم ملا اسماعیل اصفهانی به عنوان شارح و مدافع حکمت صدرایی به دفاع از آرا و عقاید ملاصدرا برخیزد و به اشکالات او پاسخ دهد.
حکیم ملا محمد اسماعیل بن سمیع اصفهانی مشهور به واحد العین، از شاگردان آخوند ملا علی نوری و از بزرگان حکمت و فلسفه در عصر خود بوده است. از زندگینامه ایشان مطلب زیادی در دست نیست؛ حتی در مورد سال تولد و وفات ایشان اختلاف نظر وجود دارد. به عنوان مثال مؤلف ریحانه الأدب، الذریعه و اعلام الشیعه تاریخ وفات ملا اسماعیل را 1277 ق (1) استاد آشتیانی وفات او را 1281(2) و در جای دیگر 1271(3)، و استاد همایی، تاریخ وفات او را حدود 1243 ق(4) می داند.
حسائی کتابی دارد بنام شرح العرشیه که آن را در سال های پایانی عمر خود نوشته است. همان طور که در پایان شرح خود می نویسد کتابش را در سال 1236 ق در شهر کرمانشاه به پایان رسانده است. این کتاب در سه جلد به زبان عربی به چاپ رسیده است؛ او در ابتدای کتاب شرح عرشیه خود هدف از نوشتن آن را چنین بیان می کند: « آخوند ملامشهد شبستری از من خواسته که شرحی بر رساله ملاصدرا بنویسم و من به دلیل کثرت اشتغال و مداومت امراض و کمی بضاعت از او خواستم که مرا معاف دارد، ولی او بر این امر تأکید داشت تا این که من درخواست او را اجابت کردم.» (9) او دراین کتاب اشکالات متعددی را بر آرا و نظریات ملاصدرا از قبیل اصالت وجود، تشکیک وجود، قاعده سنخیت، بسیط الحقیقه و...وارد کرده است و معتقد است سخنانی که ملاصدرا در کتاب هایش آورده است با کلام اهل بیت تطابق ندارد، بلکه حتی مخالف کلام آنهاست. احسائی خود را در جایگاه مفسر و شارح بیانات ائمه معصومین می داند و هرگز بین سخنان خود و بیانات ائمه منافاتی نمی بیند او معتقد است که آنچه می گوید از خودش نیست، بلکه مستفاد از بیانات ائمه معصومین است؛ بنابراین، اگر کسی بر او اشکال وارد کند گویا بر ائمه معصومین اشکال وارد کرده است. آنچه برای احسائی در درجه اول اهمیت دارد روایات اهل بیت است و عقل را هم در پرتو آن قبول دارد و به سبب فهم خاصی که از روایات دارد کسانی چون ملاصدرا، فیض کاشانی و محیی الدین ابن عربی را متهم به عدم فهم آیات و روایات می کند و با صراحت به محی الدین ابن عربی لقب «ممیت الدین» می دهد عین عبارت او چنین است؛ «اسمع قول امامهم ممیت الدین فی الفتوحات المکیه...»(10)
از جمله تألیفات ملا اسماعیل اصفهانی رساله شرح الحکمه العرشیه است که در پاسخ به اشکالات احسائی بر عرشیه نوشته شده است. حکیم ملا اسماعیل در ابتدای شرح خود بر عرشیه می نویسد: «هنگامی که من کتاب حکمت عرشیه ملاصدرا را دیدیم، مشتمل بر مطالب عالی و مقاصد منیف یافتم که اکثر عقلا از فهم آن به دور بودند. همچنین شرحی هم وجود نداشت که صعوبت الفاظ و معانی آن را برطرف کند. از طرف دیگر، احسائی شرحی به آن نوشته بود که سراسر جرح عرشیه بود به همین خاطر بعضی دوستان از من خواستند که عرشیه را شرح دهم به گونه ای که جواب ایرادات را هم بدهم، من هم با وجود قلّت بضاعت و عدم سلامت و تشتّت خواطر، بر آن شدم شرحی بنویسم تا هم خواسته دوستان را اجابت کرده باشم هم اشکالات احسائی را جواب داده باشم.»
این شرح به سبک حکمت متعالیه نوشته شده است و ارجاع به عبارات ملاصدرا و در بعضی موارد به کلمات عرفا در سرتاسر این شرح مشهود است. سبک نگارش حکیم ملا اسماعیل شیوا، روان، پخته و عالمانه است و به شیوه نگارش استاد خود ملا علی نوری و ملاصدرا شبیه است. همچنین ایشان تبحر خاصی در تفسیر آیات و روایات صادره از معصومین دارد و به جواب هایی که به احسائی می دهد معلوم می شود که شارح تسلط تامی بر آیات و روایات دارد و سعی دارد نشان دهد که آرا و افکار ملاصدرا تنافی با مضمون آیات و روایات ندارد، بلکه مفسر و مبین آن است.
وی در ابتدای شرح خود به بیان اصول و مبانی حکمت متعالیه چون اصالت وجود، تشکیک وجود، سنخیت بین علت و معلول و... می پردازد و به اشکالاتی که ممکن است به ذهن خواننده خطور کند پاسخ می دهد شیوه پاسخگویی به اشکالات چنین است که ایشان ابتدا اشکالات احسائی را نقل می کند و سپس به نقد و بررسی آن می پردازد. ملااسماعیل اصفهانی عین عبارات احسائی را نقل می کند و هیچ گونه دخل و تصرفی در آن نمی کند. البته در موارد معدودی عبارات احسائی را تلخیص کرده، ولی درعین حال امانت دار خوبی بوده است. تنها در بعضی موارد اختلافات جزئی درنقل قول ها دیده می شود که ناشی از اختلاف نسخ است.
نکته مهم دیگری که باید متذکر شد این است که شرح ایشان بر عرشیه ناقص بوده و تا مبحث «قاعده عرشیه: کل ما هو بسیط الحقیقه فهو بوحدته کل الاشیاء » ( در حدود چهار صفحه از کتاب عرشیه طبق چاپ انتشارات مولی)، را نتوانسته شرح دهد. علت ناتمام ماندن شرح او بر ما معلوم نشد و شاید رحلت ایشان مانع از انجام این کار شده باشد. همچنین باید متذکر شد که ایشان حدود 80 صفحه از جلد اول دوره سه جلدی شرح عرشیه احسائی که در آن انتقادهایی به آرای ملاصدرا شده، جواب داده است.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط
بازدیدهای اخیر شما