فرزاد مثل هر روز کفشش را پوشید. به طرف خانه دوستش رفت تا با هم بازی کنند. دوستش وقتی در را باز کرد، با خوش حالی گفت: افطار خونه خاله ام دعوتیم. شله زرد پخته. می خوام برم کمک کنم تا برای همسایه هاش ببریم. بعد هم گفت: اون قدر...
معرفی محصول
این کتاب قصه در 12 صفحه ویژه کودکان گروه های سنی «ب» و «ج» (کودکان پایه های اول تا پنجم دبستان) منتشر شده است.