208,000
تومان
افزودن به سبد خرید

رهبران آخر غذا می خورند؛ چرا بعضی از گروه ها می توانند با هم همکاری کنند و بعضی قادر به این کار نیستند؟

دسته بندی: مدیریت، برنامه ریزی و کار

ناشر: آریانا قلم

نویسنده: سایمون سینک

ویراستار: مریم توسلی

سال نشر: 1394

تعداد صفحات: 400

5
فروش پیامکی این محصول
معرفی کتاب
مشخصات
نظرات کاربران
بریده های انتخابی شما

معرفی کتاب

جهانی را تصور کنید که در آن تقریباً همه با انگیزۀ سر کار رفتن از خواب بیدار می شوند، زمانی که در محل کار حضور دارند احساس امنیت و ارزشمندی می کنند و بعد با احساس کامیابی به خانه بازمی گردند.

رهبران آخر غذا می خورند برای آن دسته از رهبران و سازمان ها نوشته شده است که خود را به ایجاد محیط هایی متعهد می کنند که در آنها مردم به طور طبیعی با هم برای انجام کارهای چشمگیر همکاری می کنند.

هیج سازمانی در خلال بحران، خود به خود مدیریت نمی شود. همیشه بحران موجود را رهبر برطرف کرده است. موفقیت یا شکست سازمان به کمالات و فضیلت های رهبری بستگی داردف نه به فراست و تیزهوشی.

اگر هنگام صرف غذا با تفنگداران دریایی همراه باشید، متوجه می شوید که کم سابقه ترین افراد اول از همه غذای خود را دریافت می کنند و باسابقه ترین ها آخرین کسانی هستند که غذایشان را می گیرند. هنگامیکه شاهد این رویداد هستید، متوجه می شوید که در این موقعیت هیچ دستوری داده نمی شود.
سربازان نیروی دریایی فقط اینطور عمل می کنند.
در عمق چنین عمل سادهای نگرش تفنگداران دریایی نسبت به رهبری نهفته است.

از رهبران تفنگداران دریایی انتظار داریم آخرین افرادی باشند که غذا می خورند، چرا که ارزش واقعی رهبری در مقدم دانستن نیاز دیگران نسبت به نیاز خود است.
رهبران بزرگ برای کسانی که افتخار هدایتشان را دارند، صادقانه ارزش قائلاند و این مسئله را درک می کنند که بهای واقعی امتیاز رهبری در گرو صرف نظر کردن از منافع شخصی است.

سایمون به شرح این مطلب پرداخته است که برای موفقیت سازمان، رهبران آن باید هدف واقعی یعنی چرایی را درک کرده باشند. در کتاب رهبران آخر غذا می خورند، سایمون ما را به مرحلة بعدی درک این موضوع می برد که چرا عملکرد بعضی از سازمانها نسبت به سایر سازمانها بهتر است.

او با شرح جزئیات کلیة عواملی که رهبری را به چالش می کشند، این کار را انجام می دهد. به بیان ساده، فقط شناخت ماهیت وجودی سازمان کافی نیست، باید افراد خود را شناخت و آنها را منبع مصرفی نپنداشت.

به طور خلاصه، شایستگی و مهارت حرفهای برای رهبری خوب و شایسته کافی نیست، رهبران خوب باید واقعاً برای کسانی که مسئولیت هدایتشان را به عهده دارند، ارزش قائل شوند. مسلماً مدیریت خوب برای ماندگاری بلند مدت سازمان کافی نیست.

توضیحات مشروح سایمون در خصوص ارکان عملکرد انسانی آشکارا ثابت می کند که دلایلی واقعی وجود دارد برای اینکه چرا بعضی از سازمانها در دورۀ زمانی کوتاهی موفق اند، اما درنهایت شکست می خورند:
رهبر آن سازمان در ایجاد و فراهم آوردن محیطی که در آن به افراد اهمیت داده شود، شکست خورده است. همانطور که سایمون اشاره می کند، سازمانهایی که افرادشان ارزشهای مشترک دارند و باارزش شمرده می شوند، هم در زمانهای خوب و هم در زمانهای بد در بلندمدت موفق می شوند.

احتمالاً جان کوینسی آدامز پیام سایمون را درک کرده است، چرا که او با بیان این مطلب نشان داد که کاملاً معنای رهبری را دریافته است:
«اگر عملکرد شما انگیزة امیدواری و رویاپردازی، یادگیری، کار و رشد و ترقی را در دیگران افزایش دهد، شما رهبرید.»
معتقدم که از این نقل قول، پیام رهبران آخر غذا می خورند را دریافت خواهید کرد. هنگامیکه رهبران در زیردستان خود انگیزه ایجاد می کنند، آن افراد به آینده ای بهتر امیدوار می شوند، وقت بیشتری را صرف تلاش برای یادگیری می کنند، برای سازمانهایشان بیشتر کار می کنند و به مرور زمان به رهبر تبدیل می شوند. رهبری که از افراد خود حمایت می کند و تمرکزش روی ارتقا و موفقیت سازمان است هرگز از بین نمی رود.

اطلاعات کتاب

برای ارسال دیدگاه لازم است وارد شده یا ثبت‌نام کنید

ورود یا ثبت‌نام

برای ثبت بریده ای از کتاب لازم است وارد شده یا ثبت‌نام کنید

ورود یا ثبت‌نام