یک جوان می خواست ازدواج کند ولی پولی نداشت، حاجی فقط برای جوان یک شرط گذاشت آن هم این بود که خرید ازدواجش را به حاجی بسپارد. حاج صادق یکی ، دو هفته وقت گذاشت و وسایل مورد نیاز یک زندگی را برای آن جوان و همسرش فراهم کرد و آن دورا با مراسمی ساده راهی خانه ی بخت کرد. حاج صادق را دیگر در محل کمتر می توانستی ببینی، جنگ شده بود و او مدام در جبهه ها بود. او از جبهه هم حواسش به فقرای محله بود تا خدای نکرده در سرمای زمستان بی نفت نمانند. شهید دکتر مصطفی چمران: شهید حاج صادق عبدالله زاده دنیایی از صداقت و محبت و صفا و صمیمیت بود که به رزمندگان جان برکف اسلام روح می داد و همچون پروانه ی عاشق به همه ی جبهه ها می رفت و همه مشکلات جنگندگان را حل می کرد و به همه ی سنگر ها سر میزد، به همه دلداری می داد ، هر شهیدی را بر دوش می کشید، هر مجروحی را به بیمارستان می رساند ، هر محتاجی را کمک می کردو...
معرفی محصول
این اثر حاوی مصاحبه هایی است که در مدت یک ماه در سال 1393 توسط نویسنده و و با کمک و مساعدت فرزند شهید جمع آوری شده تا خواننده بتواند با استفاده از این کتاب که حاصل یادداشت های روزانه نویسنده است با شخصیت این بزرگوار آشنا شود.