بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت

نقاب دیمتریوس

ادبیات سایه - 1

ناشر : شرکت انتشارات علمی و فرهنگی

نویسنده : اریک امبلر

مترجم : سهیل طاهری

سال نشر : 1395

تعداد صفحات : 328

هم اکنون غیرقابل سفارش!

معرفی کتاب

داستان این کتاب درباره تبهکاری بین المللی به نام "دیمیتریوس ماکروپولوس" است که در نیمه اول قرن بیستم و در فاصله سال های بین دو جنگ جهانی در کشورهای حوزه بلوک شرق اقدام به جاسوسی، قاچاق مواد مخدر و ترور برخی چهره های مشهور سیاسی می کند.

ماجرا از آنجا آغاز می شود که "چارلز لاتیمر" انگلیسی خوش مشربی که کارش نوشتن داستان های جنایی و پلیسی است، با هدف یافتن سوژه ای ناب برای نوشتن کتاب تازه اش به ترکیه سفر می کند و در این سفر به طور اتفاقی با "کلنل حقی" رئیس سازمان پلیس مخفی این کشور دیدار می کند.

در این ملاقات است که پرونده تبهکاری بین المللی با نام اصلی "دیمیتریوس" و با نام های خانوادگی متعدد (از جمله تلادیس، طلات و ...) به این جنایی نویس انگلیسی ارائه و به او پیشنهاد نگارش یک داستان پلیسی جذاب و خواندنی داده می شود.

این کلنل تُرک پس از آنکه اطلاعات مربوط به یکی از پرونده های دیمیتریوس را به جنایی نویس مبادی آداب انگلیسی داستان ما عرضه می کند، او را به سردخانه می برد و جسدی را نشانش می دهد. تمامی شواهد حکایت از آن دارد که این جسد متعلق به ضد قهرمان داستان یعنی دیمیتریوس ماکروپولوس است.

لاتیمر از درِ سردخانه که بیرون می آید، تصمیم می گیرد دنبال سوابق دیمیتریوس بگردد و دست به کار جمع آوری اطلاعات درباره او می شود. سوابق متعدد این تبهکار در جرایمی مانند قاچاق مواد مخدر و حتی انسان و جاسوسی برای کشورهای مختلف، بزرگترین انگیزه لاتیمر در خلق یک رمان پلیسی موفق است.

بر اساس اطلاعاتی که لاتیمر از طریق کسانی به دست می آورد که هر یک به نوعی با دیمیتریوس ارتباط داشته اند یا حتی دورادور این تبهکار مخوف را می شناخته اند، او (دیمیتریوس) کارش را در ترکیه با بریدن گلوی یک نزول خوار یهودی به نام "شولم" آغاز می کند، در مراکش با قاچاق مواد مخدر پول زیادی به جیب می زند و در بلغارستان طرح ترور ویژه ای می ریزد.

لاتیمر که تعدد و تنوع پرونده های مربوط به دیمیتریوس و البته مخوف بودن کارهای این تبهکار به اصلی ترین وسوسه اش در نوشتن کتاب تازه ا ش بدل شده، در راه یافتن اطلاعاتی بیشتر درباره تبهکاریهای دیمیتریوس با شخصی به نام "مستر پیترز" آشنا می شود که از قضا او نیز سخت پیگیر ماجرای دیمیتریوس است.

پیترز که از قرار معلوم مطلع تر از لاتیمر است، سرانجام نزد جنایی نویس داستان ما فاش می کند که دیمیتریوس زنده است و جسدی که لاتیمر قبلاً دیده، متعلق به شخص دیگری است.



در اینجاست که پیترز و لاتیمر به یک نقطه مشترک می رسند؛ پیترز که سابقاً در برخی تبهکاری های دیمیتریوس همکار او بوده، نقشه گرفتن حق السکوت را از دیمیتریوس در سر می پروراند و لاتیمر هم برای تخلیه هیجانات نویسندگی اش و البته برای ملاقات با دیمیتریوس جنایتکار هم که شده، پیترز را در اجرای این نقشه یاری می دهد.

در فصل پایانیِ "نقاب دیمیتریوس" است که کم کم نقاب از این چهره مخوف می افتد؛ هر چند باز هم این دیمیتریوس است که به حریف خود (مستر پیترز) کلک می زند، در پایان داستان و در نبردی مستقیم با او به ضرب چند گلوله تفنگ از پای درمی آید.

"نقاب دیمیتریوس" یکی از جذابترین داستان های اریک امبلر است. پرداخت شخصیت ها با توجه به جایگاه و شغل هر یک از آنها (از روزنامه نگار گرفته تا صاحب بار و ...) و ملموس بودن آنها برای مخاطب عام از ویژگی های کتاب است.

فضاهایی که امبلر وقایع داستانش را در آنها پیش می برد، با تصوراتی که همگان از فضای داستان های پلیسی دارند، به خوبی مطابقت می کند. همچنین ابهاماتی که نویسنده در پایان هر فصل و برای ازسرگرفتن ماجرای داستان در فصل بعدی ایجاد کرده، به جذابتر کردن کتاب کمک شایانی کرده است.

در این میان ترجمه ساده، روان و البته دقیق شهریار وقفی پور، کتاب امبلر را خواندنی تر کرده است. گرچه برگردان یک داستان پلیسی توسط وقفی پور در مجموعه کارهای او (که عموتاً شامل متون فلسفی و ادبی است) نوعی بدعت به شمار می رود، مترجم هیچ گاه از الگوی "ترجمه یک داستان عامه پسند پلیسی" عدول نکرده و به هیچوجه از واژگان دشواریاب استفاده نکرده است.

در عین حال وقفی پور جاهایی که احساس کرده مخاطب توان تشخیص تفاوت میان برخی واژگان را در زبان های فرانسوی و انگلیسی - که از سوی شخصیت های داستان مورد استفاده قرار می گیرند - دارد، با پانویس هایی اصل کلمات و معنای آنها را توضیح داده است.

ملموس کردن متن برای مخاطب ایرانی حتی با استفاده از واژگان و ضرب المثل هایی که تنها در فرهنگی ایرانی کاربرد دارند، از دیگر مهارت هایی است که مترجم برای انتقال معنای مورد نظر امبلر به مخاطب ایرانی به کار گرفته است.

"نقاب دیمیتریوس" برای مخاطب ایرانی یادآور داستان های خانم مارپل و مسیو پوآرو است که چندی سلول های خاکستری مغز ما را فعال می کرد تا هر اتفاق ساده ای را ساده نپنداریم و پیش از به دست آوردن سر نخی از آن اتفاق، انگشت اتهاممان را به سوی کسی دراز نکنیم.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط