««هاله» از جا پرید پنجره را باز کرد، باد خنکی موهای «خدیجه» را توی صورتش ریخت. «خویلد» کنار پنجره ایستاده بود به کوه های سنگی و سیاه مرد نگاه می کرد. «هاله» معصومانه گفت: «پدر، نمی خواهی به حرف های «خدیجه» گوش کنی؟» و به «میسره» و «صالح» اشاره کرد که بیرون بروند».
معرفی محصول
کتاب مصور حاضر، جلد دوم از مجموعه «قصه های دخترانه» و از سه گانه عروسی و داستانی مذهبی از زندگی حضرت خدیجه (س) است که با زبانی ساده و روان برای گروه سنی (ج) نگاشته شده است. در داستان می خوانیم: ««هاله» از جا پرید پنجره را باز کرد، باد خنکی موهای «خدیجه» را توی صورتش ریخت. «خویلد» کنار پنجره ایستاده بود به کوه های سنگی و سیاه مرد نگاه می کرد. «هاله» معصومانه گفت: «پدر، نمی خواهی به حرف های «خدیجه» گوش کنی؟» و به «میسره» و «صالح» اشاره کرد که بیرون بروند».