بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت

فانوس دریایی

رمان - 10

ناشر : آرما

نویسنده : مریم بصیری

سال نشر : 1395

تعداد صفحات : 216

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 5078310003022
11,000 9,900 تومان
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

«فانوس دریایی» رمانی درباره بازماندگان شهدای نیروی دریایی است. یاشار شاعری از خطة آذربایجان است که برای یافتن پدر و ادامة تحصیل در رشتة کشتی سازی از ساحل دریاچة ارومیه تا ساحل دریای عمان سفر می کند. او به دنبال رمز عملیات آبی مروارید است و مرواریدهایی که از صدف های شناور روی دریا به آب غلتیدند و در دریا شهید شدند.

گذشت و گذار یاشار بهانه ای است تا در کنار پرداختن به فرهنگ اهالی مَکران، یادی از تمام شهدایی که در خلیج فارس و دریای عمان شهید شدند، بشود؛ تا یاشار نیز در این میان خودش را در بین ناوها و زیردریایی ها پیدا کند و به آتش عشقی که در دلش افتاده است، بیندیشد.

آتا می دونم الان روحت داره همین دور و برا پرسه می زنه. شایدم بست نشسته تو اتاق آنا. اما منم حق دارم لابد؛ حق ندارم؟ اون بالابالاها واسه خودت خوشی، خبر نداری آنا چطور دلش آتیش می گیره. از این که جلوش راه برم خجالت می کشم. همچین نگاهم می کنه که انگار داره به تو نگاه می کنه. گناه منه که شبیه تو هستم؟ اصلاً فکر نکردی آب دریا خیلی زود آتیش رو خاموش می کنه؟ فکر نکردی این سیاره تو، دلش فقط با تو روشن می شه؟ فکر نکردی تمام ستاره های دنیا هم جمع بشن دورش، باز بی تو تاریکه.

آتش ایستاد کنار پنجره و فکر کرد چقدر پسرش حرف می زند و حسادت می کند و نمی گذارد حواسش به درد و دل سیاره باشد. سیاره گل های یاس چادرش را بغل زده و زل زده بود به آتش درون قاب عکس. هیچ چیز نمی گفت اما ته دلش غوغا بود. اگر یاشار هم لباس های نظامی آتش را می پوشید، می شد خود خودش. چشمش به پسر که می افتاد، پدر در برابرش زنده می شد. اگر خودش را در آینه نمی دید، یادش می رفت که موهایش دارد سفید می شود. یادش می رفت زمان گذشته است و آنی که در برابرش ایستاده، آتش نیست، پارة دل اوست.

آتش از این که یاشار مثل خودش است، اصلاً خودش است؛ دلش غنج رفت. اما ترجیح داد برود به اتاق سیاره و چادر پر از یاس او را بکشد رویش و در خواب سیاره شیرجه بزند. درست همان طور که از عرشة ناو شیرجه زده بود توی دریا. آن وقت هم سیاره خواب بود و داشت خواب او را می دید و خودش هم خبر نداشت سلول های یاشار در دلش تقسیم می شود، آن قدر تقسیم می شود تا بالاخره سیاره با آن ریاضی ضعیفش بفهمد آخرین یادگاری آتش هنوز می تواند دلش را روشن کند.
  • زبان کتاب
    فارسی
  • شابک
    978-600-6077-85-7
  • سال نشر
    1395
  • چاپ جاری
    1
  • شمارگان
    1000
  • نوع جلد
    جلد نرم
  • قطع
    رقعی
  • تعداد صفحات
    216
  • ناشر
  • نویسنده
  • ویراستار
  • وزن
    296
  • تاریخ ثبت اطلاعات
    پنجشنبه 7 بهمن 1395
  • شناسه
    50783
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط