بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت

کنار جاده خاکی

ناموجود، به من اطلاع بده

معرفی کتاب

مجموعه حاضر شامل چهار داستان کوتاه تحت این عناوین است: طاق نصرت؛ بوی نان؛ پایان زنگ آخر؛ و کنار جاده خاکی.

در «کنار جاده خاکی» پسری با نام «غلام علی» در دوران قبل از انقلاب با شنیدن صحبت های هم ولایتی خویش با نام «مش علی» درباره شهر و کار کردن در آن تصمیم می گیرد تا به تهران بیاید. به همین دلیل به اصرار، مادرش را راضی می کند و به همراه مش علی و یکی دیگر از روستاییان با نام «برات علی»، که از قبل در شهر بوده، برای کار به تهران می آید. برات علی به غلام علی می گوید که او را در تهران «علی جغجغه» صدا می کنند. وقتی غلام علی، علت را جویا می شود، او می گوید چون او جغجغه می فروشد به این نام معروف شده است و او هم باید در کنار او به این کار مشغول باشد. غلام علی با شنیدن این صحبت ها و دیدن مسائل گوناگون در شهر متوجه می شود که آن تصوری که از شهر، به ویژه از تهران، داشته درست نبوده است. به همین دلیل خیلی زود دلش برای روستایشان تنگ می شود و آرزو دارد که هرچه زودتر به روستا برگردد.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
شما هم می توانید گزیده انتخابی خود از کتاب را ثبت کنید.
نام و نام خانوادگی
عنوان
برگزیده
کد امنیتی
محصولات مرتبط
بازدیدهای اخیر شما