همه چیز را آماده کرده بودند؛ کت و شلوار براش سفارش داده بودند؛ برای اتاق ها پرده ی نو دوخته بودند؛ حتا میوه ها را هم شسته بودند توی حیاط گذاشته بودند. دیگر جز منتظر ماندن کاری نمانده بود. انتظاری که هیچ وقت تمام نشد.------------------مادران در این جنگ مثل فرزندانشان حاضر بودند. پشت جبهه و توی جبهه هم فرقی نمی کرد؛ بودند. با انتظارشان، با پرستاریشان و گاهی حتا با رفتنشان تا آن سوی خطوط مقدم.این کتاب صد خاطره از این حضور است.