بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت

جاودانه ها 1: آ سید اسماعیل؛ روایتی داستانی از زندگی آیت الله سید اسماعیل هاشمی

ناشر شهید کاظمی

نویسنده مهری السادات معرک نژاد

سال نشر : 1396

تعداد صفحات : 128

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 5290810003022
6,000 5,400 تومان
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

این کتاب طرح خاطراتی از آیت الله سید اسماعیل هاشمی رحمه الله یکی از موسسین و بنیانگذاران موسسه فرهنگی آیت الله مدرس (ره) است که از طرف همین موسسه و در جهت تکریم و ارائه الگو جهت اعضا و عموم مردم به قلم خانم معرک نژاد توسط انتشارات شهید کاظمی به چاپ رسیده است.
سعی شده این کتاب با قلمی نگارش یابد که برای مخاطب نوجوان و جوان مطلوب باشد.

مرحوم آیت الله آقای حاج سید اسماعیل هاشمی رحمه الله حدود سال 1330 قمری در روستای طالخونچه سمیرم سُفلی ـ که محلّ تبلیغی اجداد پدری و مادری اش بود ـ متولد شد. پدر ایشان حضرت آیة اللّه میرزا محمد حسن موسوی ـ افاض اللّه علیه المغفرة و الرحمة ـ از شاگردان برجسته میرزا ابوالمعالی کلباسی ، آخوند کاشی، میرزا جهانگیرخان قشقائی و سیّد محمد باقر درچه ای بودند که در میان عالمان آن عصر، به زهد و تقوا معروف بوده و اذکاری نزد خود داشتند.
آیة اللّه هاشمی تحصیلات ابتدایی خود را در مکتب خانه نزد پدر و سایر بزرگان فامیل به پایان برد و در حدود سال 1340 قمری در زمان حیات آیة اللّه درچه ای به اتفاق برادرشان مرحوم آیة اللّه آقا سیّد علی اکبر برای ادامه تحصیل به اصفهان هجرت کردند. و در آن جا مشغول فراگیری علوم حوزوی شدند.
پس از مدتی توقّف و ادامه تحصیل، برای گرفتن جواز سفر به نجف اشرف و ادامه تحصیلات در آن حوزه مقدّس، از اصفهان به شهر مقدّس قم آمدند.
سال 1360 قمری، زمانی که معظّم له از شهر مقدّس قم به زادگاه خویش رفتند، مردم آن سامان که در انتظار فردی جامع در امر تبلیغ و روشن گری در امور دینی و سیاسی به سر می بردند، از ایشان استقبال کردند. آن دوران که از بهترین روزهای عمر معظّم له به شمار می آید، توانست با ارشاد و هدایت مردم، تحوّلات بزرگی را در زمینه های علمی، فرهنگی و نشر معارف اسلامی ایجاد کند. و سرانجام به واسطه تقدیر الهی و عوامل دیگر، رهسپار شهرضا شدند و در آن جا به اقامه جماعت، تدریس و وعظ و خطابه پرداختند. در محرّم سال 1342 شمسی (هم زمان با آغاز نهضت و قیام امام قدّس سرّه ) به ایجاد ارتباط با امام قدّس سرّه و سایر مراجع پرداختند تا بتوانند مردم را در جریان این نهضت اسلامی و هم آهنگی همه جانبه قرار دهند.
شایان ذکر است معظّم له وقتی که نامه امام قدّس سرّه را دریافت کردند، با ملاحظه این جمله امام قدّس سرّه که در نامه یادآور شدند: «سعی کنید عاشورای امسال به نفع اسلام تمام شود»، در دهه عاشورای آن سال طی سخنرانی های انقلابی و علمی در مجالس و محافل مختلف شهرستان شهرضا، اعتراض شدیدی را با بیانی بسیار تند به حکومت و دستگاه جبّار وقت کردند و سرانجام در روز عاشورا(هم زمان با دستگیری حضرت امام) دستگیر شدند و به ساواک و زندان اصفهان انتقال یافتند.
و سرانجام پس از چند روز تحمّل زندان همراه با شکنجه های روحی ، به وسیله یکی از صاحب منصبان وقت که علاقه ای به دودمان رسالت داشت آزاد و به شهرضا بازگشتند.
فعّالیّت های سیاسی و اجتماعی پس از انقلابنمایندگی مجلس خبرگان رهبری در در دوره دوم از اصفهان؛ پس از رحلت آیة اللّه خادمی، چون معظّم له در دوره اقامتشان در اصفهان در اثر فعّالیّت های اجتماعی و ارشادی خستگی ناپذیر، شهرت خاصّی در میان مردم پیدا کرده بودند، با اکثریّت قاطع آرا به نمایندگی مردم استان در مجلس خبرگان انتخاب گردیدند. فعّالیّت ایشان در طول این دوره، در جهت ترغیب و تشویق مردم نسبت به مسئله رهبری، نقش به سزایی داشته به طوری که در دوره سوم مجلس خبرگان نیز جزو منتخبان استان قرار گرفتند و توفیق خدمت به دین و مملکت را پیدا کردند.
درخور توجّه است که از خدمات تبلیغی و ارشادی معظّم له در پیش از انقلاب، مسافرت ایشان به دماوند در ماه مبارک رمضان به دستور مرحوم آیة اللّه العظمی حائری است.
و باز از دیگر خدمات فرهنگی ایشان در دوران پیش از انقلاب، تربیت شاگردان در زادگاهش که تشنه فرهنگ، ادب و معارف دینی بودند ـ که هم اکنون با موقعیّت علمی و فرهنگی در خدمت مردم می باشند ـ و نیز تأسیس کتاب خانه عمومی و...را نام برد.
هم چنین شرکت در جلسه هیئت علمیّه اصفهان برای رسیدگی به امور داخلی شهر، یکی دیگر از خدمات اجتماعی ایشان بود که به همراه جمعی از مشاهیر علمای اصفهان ـ که در رأس آن ها آیة اللّه مجد العلماء و آیة اللّه خادمی بودند ـ تشکیل می شد و به خواسته های جامعه روحانیّت و اموری که در شهر، مورد نیاز مردم بوده رسیدگی می کردند و توصیه ها و سفارشات لازم را به مسئولان وقت عرضه می داشتند.

...حضرت رضا علیه السلام با قدی بلند و صورتی نورانی و لباسی فاخر آمادۀ رفتن به جایی هستند. از حضرت می پرسد: «یابن رسول الله، عازم کجا هستید؟» حضرت ثامن الحجج جواب می دهند: «به دیدن سید اسماعیل هاشمی می روم.» ... باخود می گوید حالا که حضرت به دیدن ایشان می روند، لازم است من هم فردا صبح برسم خدمت ایشان. صبح که آمد حسینیه...
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط
بازدیدهای اخیر شما