محمد طوری با شهدا حرف می زند که حتم دارد صدایش را شنوند. ریز برنامه ی چتربازی فردا را برایشان تعریف می کند و عاقبت به سوالاتی می رسد که مدت هاست ذهنش را درگیر کرده اند: «خود شما خبر داشتید قراره چطور شهید بشید؟ اون لحظه به چی فکر می کردید؟ افتادن از یه ارتفاعه بلند تن آدم را می لرزونه، اما من می خوام تا آخرش وایستم... راستی شهادت چه طعمی داره؟»
معرفی محصول
کتاب حاضر خاطرات و زندگینامه شهید محمد مولایی یکی از پاسداران رشید اسلام را روایت می کند. این شهید بزرگوار در آرزوی شهادت و در حالیکه چند ساعت قبل از شهادتش وصیت نامه اش را نوشته بود در حین آموزش چتربازی در سال 89 به شهادت رسید. شرح زندگی او را با قلم علیرضا محمدی به نظاره می نشینیم.