پای نیاز پرشورم به او هم وسط بود. از اولین باری که دیدمش دچارش شدم. دفعه ی اول رفت. از خانه ی خاله اش، آن جا که موقع خوردن چای همدیگر را دیده بودیم بیرون رفت، و من حالم بدون او خوب نبود، علیلی بیش نبودم تا این که دوباره دیدمش. اما به خاطر او باید جور دیگریزندگی می کردم. یک خبرنگار، یک بنا هر چی که دم دست بود. نثرم، هر جوری بود، از او نشات می گرفت. چون همیشه حرفه ام را کنار می گذاشتم. ازش نفرت داشتم، ناامید می شدم. کاغذ را مچاله می کردم وسط اتاق. اما او می توانست آن نوشته های دور انداخته شده را زیر و رو کند و یک چیزهایی دستگیرش شود، من هم واقعا هیچ وقت نمی دانستم کی خوبم...
معرفی محصول
سرشار زندگی یک رمان کوتاه از جان فانته (نویسنده، فیلم نامه نویس و رمان نویس اهل ایالات متحده آمریکا) است که توسط محمدرضا شکاری ترجمه شده و نشر اسم آن را به چاپ رسانیده است.