loader-img
loader-img-2
بعدی
بعدی بازگشت
بعدی بازگشت

جمجمه ات را قرض بده برادر

ناشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی

نویسنده مرتضی کربلایی لو

سال نشر : 1395

تعداد صفحات : 304

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 55585 10003022
احتمال تاخیر در تهیه
14,000 تومان
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

در این داستان، گروهی غواص مأمور شناسایی عملیات والفجر هشت هستند. افراد گروه در پذیرفتن سردسته جدید تردید دارند و در پی بروز بعضی اختلافات گاه از دسته جدا می شوند. در طول داستان هر یک از افراد متناسب با مأموریتی که می یابد به شخص اصلی قصه تبدیل می شود و گذشته خویش را همراه با پیش بردن داستان، باز می گوید. با شروع عملیات سرنوشت افراد دسته رقم می خورد. شاید حرکت در زمان گذشته و آینده از مهمترین تمهیدات رمان باشد. خاصه اینکه خرق محدودیت زمان و سفر به آینده بی آن که اثر را به سبک علمی ـ تخیلی سوق دهد، در چارچوب شیوه های روایی کلاسیک ایرانی قرار می دهد.

«جمجمه ات را قرض بده برادر» روایت دسته ای غواص مأمور شناسایی است که به بهانه های مختلف از یکدیگر می برند و به یک دیگر دل می بندند؛ روایت هایی متفاوت که با سفر در زمان بازگو می شود. کتاب داستان علت ها و معلول ها نیست، قصه خواهش آدمی است که به هرجا می­ خواهد می بردش، گاهی به میل، گاهی به زور؛ و قصه جنگ و انسان های درگیر جنگ. جنگی که انگار هرگز رخ نداده ا ست و وجه های خیال انگیز و زیبایی شناسانه دارد؛ و راهی است برای شناخت انسان از خودش. انگار خوابی است و خیالی که رخ داده و آدم­ های درگیر این جنگ، کند و کاو می کنند در احوالات خودشان.

نویسنده در این اثر با بستر قرار دادن یکی از رویدادهای بزرگ و سرنوشت ساز جنگ؛ عملیات والفجر هشت، به کند و کاو در موضوع جنگ و حضور رزمندگان ایرانی در این عملیات پرداخته است. نویسنده در این رمان تلاش کرده از زاویه جدیدی به جنگ نگاه کند و برای همین در همان نگاه اول، نوع نگاه خود به مضامین آشنای دفاع مقدس را تغییر داده و نگرش تقریباً نا آشنایی را در این ادبیات در پیش گرفته است؛ رفتارهایی از جنس متفاوت با آنچه در سال های دفاع مقدس در جبهه های جنگ رایج و معمول بوده است.

شخصیت های پررنگ داستان را اعضای یک گروه کوچک غواضی (هلال، مرتضی، نورالله، هادی، سلیم، کاظم، حسین) تشکیل می دهند که چند شخصیت فرعی مانند فرمانده، عایشه و لیالی هم به نوعی مکمل قصه هستند.

هادی کتاب را توی دستش سبک سنگین کرد گفت" یادت هست یک جا فرموده بود در آستانه حمله جمجمه ها را به خدا قرض دهید و به دشمن بزنید؟ عملیات پارسال یادت هست؟ من همینطوری جمجمه ام را فراموش کردم و زدم به خط. اما خود به خود دندان هایم را به هم می فشردم و حس جمجمه داریم برمی گشت. اگر خوب قرض بدهی می دانی چه طور می شوی؟ گلوله هم که بخوری دردت نمی آید. حتی به گمانم متوجه هم نمی شوی. مثل یغلاوی که به همرزمت امانت دادی و گلوله ای را سوراخش کرد."
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
شما هم می توانید گزیده انتخابی خود از کتاب را ثبت کنید.
نام و نام خانوادگی
عنوان
برگزیده
کد امنیتی
محصولات مرتبط
بازدیدهای اخیر شما