زمانی که از «فلسفه سینما» سخن می گوییم به راستی از چه حرف می زنیم؟ آیا فیلم ها صرفا تصویرگر اندیشه های فلسفی اند و به این اعتبار تنها نقش مثال های فلسفی را ایفا می کنند، یا خود می توانند اندیشه های فلسفی موجود را پیش ببرند و له یا علیه آن ها دست به استدلال های بصری بزنند؟...
هستند فیلسوفانی که گمان می کنند فیلم ها اگر در برابر الگوهای ادراکی سوژه بیننده مقاومت کنند و نظم چیزها و ادراک را بر هم زنند، می توانند شوکی به تفکر وارد کنند و به معنایی دست به فلسفه ورزی بزنند. اما اگر سینما باید این شرط استعلایی گریزپا و نا-سینمایی خویش را برای دست یافتن به «رخداد سینمایی» به رسمیت بشناسد، فلسفه نیز گریزی از این امر نخواهد داشت.