شعر با عنوان «در ولادت حضرت علی ابن موسی الرضا علیه اسلام» را از نظر می گذرانید:
خدا را تجلاّی دیگر مبارک / نبی را تماشای منظر مبارک به گردون بگویید محور مبارک / به فرقان بگویید داور مبارک به زهرا به احمد به حیدر مبارک / به نجمه به موسی ابن جعفر مبارک که ماه محمّد (ص) نما زاد نجمه علیّ این موسی الرّضا زاد نجمه گل کوثر است این و کوثر گلابش / فضائل مناقب برون از حسابش یک آیینه و چارده آفتابش / همه علم ها بحر و این دُرّ نابش محمّد (ص) کند پارۀ تن خطابش / سلام خدا بر وی مام و بابش وجودش کمال کمال ولایت از او شیعه دارد مدال ولایت الا ماه ذیقعده ماهت مبارک / تجلاّی حسن الاهت مبارک به ماه محمّد (ص) نگاهت مبارک / نسیم خوش صبحگاهت مبارک تجلاّی وجه الاهت مبارک / چنین عزّت و قدر و جاهت مبارک تو خورشید تابندۀ ماههائی تو ماه علیّ ابن موسی الرّضایی امام رؤف و رؤف امامان / درش باب حاجت کفش بحر احسان دمش روح رحمت دلش عرش رحمان / قدش نخل طوبی رخش کلّ قرآن امام دو عالم خدیو خراسان / هم او کعبۀ دل هم او قبلۀ جان دُر هفت بحر و یم چار گوهر مسیحی در آغوش موسی ابن جعفر کرم بین که با آن جلال و شرف او / ضمانت کند در بیابان ز آهو شرف یافت آهو از آن مظهر هو / سزد مهر گردون نهد بر سُمش رو به خاک قدم های نازش ز هر سو / شود درد درمان کشد حور گیسو به صیدی نظر کرد از راه یاری ز صیّاد هم صید دل کردی آری الا آفرینش همه در پناهت / الا سرمه ی چشم جان خاک راهت الا جنّ و انس و ملایک سپاهت / الا صورت شیر شیر از نگاهت نماز آورد کعبه بر بارگاهت / صفات خدایت جمال الهت تو دل را ز طوفان به ساحل کشیدی تو از مرحمت ناز سائل کشیدی تو حجّ فقیران ناآشنایی / تو رکن و مقامی تو سعی و صفایی تو روح نمازی تو جان دعایی / تو باب المرادی تو مشکل گشایی تو با حکم حق حکمران قضایی / تو مولا علیّ ابن موسی الرّضایی منم سائل و عبد دیرینه ی تو دلم گشته ایوان آیینه ی تو که مثل تو از خلق حاجت برآرد؟ / که همچون تو با زائرش انس دارد؟ که جای تو بر چشم ما پا گذارد؟ / که جز حق تواند ثنایت شمارد؟ کلام تو را شیعه بر دل نگارد / نماز تو باید که باران ببارد دعا بسته خود را به یک یارب تو اجابت نهد بوسه ها بر لب تو تو بر کلّ خلق خدا میزبانی / تو ایرانیان را بهین میهمانی تو در خاک، مولای افلاکیان / تو خورشید در چارده آسمانی تو در خاک، مولای افلاکیانی / تو خورشید در چارده آسمانی تو در طوس سلطان ملک جهانی / تو سلطان ولی با گدا مهربانی کرامت گل از بوستان تو چیده گدا خویش را در کنار تو دیده چو خوش گفت جامی در این شعر شیرین / «سلامُ علی آل طاها و یاسین» «سلامّ علی آل خیر النّبیین» / «علیّ ابن موسی مه برج تمکین» «امامُ یباهی به الملک و الدّین» / «فروغ ازل آفتاب نخستین» مرا آب از چشمه ی نور خود، ده یکی شعله از نخله ی طور خود، ده خوشا حال آن کو، ز فیض عظیمت / خدا را زیارت کند در حریمت به جود جوادت به دست کریمت / به اجداد پاکت به ربّ رحیمت به فیض مسیحا که دارد نسیمت / به احسان امروز و لطف قدیمت که چون نور در کلبه ی تارم آیی سه جایی که گفتی به دیدارم آیی اگر رو سفیدم اگر رو سیاهم / تو هستی امیدم تو دادی پناهم تو در این حرم دادی از لطف راهم / سراپا خطایم سراپا گناهم همه هستی من بود اشک و آهم / کیم «میثمم» سائل یک نگاهم یکی خوار در بوستان شایم بَدَم لیک از دوستان شمایم
معرفی محصول
بیان آن چه در دل نهفته است نیازمند زبانی گویا و روشی سودمند است. چه بسیار مطالب گهربار و گرانمایه که عدم فصاحت و بلاغت گوینده، باعث تباهی آن شده است. از شیوه رایج و پر معنی در بیان فضایل و مصائب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام می توان به ادبیات شعر و شاعری اشاره کرد. این مجموعه کوشیده است با نگرشی صحیح به این مقوله و بهره مندی از روایات و سخنان صحیح السند، به ذکر و بیان مدایح و مراثی معصومین علیهم السلام بپردازد.