شعر با عنوان «تو شمعی و بزمت دل انجمنی» را در زیر می خوانید:
تو شمعی و بزمت دل انجمنی / تو سروری و مُلک وجودت چمن حجاز از بویِ عطر گیسوی تو / خُتن در خُتن در خُتن در ختن جبین و رخ و خال و خط هر چهار / حسن در حسن در حسن در حسن به وصف تو زلف عروسانِ طبع / شِکن در شِکن در شِکن در شِکن به هر انجمن گوهرِ مدح تو / دهن در دهن در دهن در دهن علی را تویی نورِ بینش به چشم / نبی را تویی جان شیرین به تن رهین عطای تو خرد و کلان / گدای سر کوی تو مرد و زن ولیّ خدا از رُخت شادمان / رسول خدا بر لبت بوسه زن تو در اختران سپهر رسول / الی یومِ محشر مه انجمن جحیم از نگاه تو دارالسّلام / جنان بی وجود تو بیت الحزن صدای پدر بشنود فاطمه / چو در محضر او تو گویی سخن زصبر تو اسلام شد سرفراز / به صلح تو کفر و ستم ریشه کن به دست تو باشد حساب و کتاب / در آیینه ی توست سرّ و عَلَن امامت برازنده ی شخص توست / چو کعبه که بر قامتش پیرهن دریغا که از دشمن و دوستت / به دل بود رنج و ملال و محن دریغا که خون خوردی و زیستی / غریبانه در خانه و در وطن کجا بود باور که ریزد فلک / جگر پاره های تو را در لگن دریغا ردیغا که در طشت ریخت / زدُرج دهانت عقیق یمن زلعل لبت گشت جاری عقیق / زخون دلت سرخ شد یاسمن دریغا که دشمن به تشییع تو / به هم دوخت تابوت را با بدن به جای نثار گل از نوک تیر / تنت را درید از حجاب کفن زسوز جگر ناله زد باغبان / که از خار آزرده شد نسترن شد آن روز جسم تو آماج تیر / که دست علی بسته شد در رسن اگر چه ندارد مزارت چراغ / چراغ است یادت به هر انجمن به «میثم» نگاهی که تا پای جان بگرید به مظلومیت، یا حسن
معرفی محصول
بیان آن چه در دل نهفته است نیازمند زبانی گویا و روشی سودمند است. چه بسیار مطالب گهربار و گرانمایه که عدم فصاحت و بلاغت گوینده، باعث تباهی آن شده است. از شیوه رایج و پر معنی در بیان فضایل و مصائب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام می توان به ادبیات شعر و شاعری اشاره کرد. این مجموعه کوشیده است با نگرشی صحیح به این مقوله و بهره مندی از روایات و سخنان صحیح السند، به ذکر و بیان مدایح و مراثی معصومین علیهم السلام بپردازد.