خورشید هنوز وسط آسمان بود و بوی تعفن هوا را نمی شد تحمل کرد. دراژن فقط باید از این مکان جهنمی دور می شد. دوباره می خواست داخل آب بپرد یا دست کم دوشی بگیرد و بوی مرگ را بشوید. فقط ای کاش می توانست دستهایش را بشوید! به دقت نگاهشان کرد. خونی روی آنها نبود، فقط تاولی روی انگشت اشارة دست راستش بود. تاولی گرد و صورتی. دراژن فکر کرد: چقدر عجیب است که به خاطر کشتن مردم تاول بزنی. حساب کرد باید حدود هفتاد بار شلیک کرده باشد. تقریباً هفتاد نفر را کشته و یک تاول زده بود! به قدری مسخره بود که یکباره خنده ای جنون آمیز سرداد.
معرفی محصول
در کتاب حاضر با حضور در محاکمات متهمان جنایات جنگی به بررسی جنگ از دیدگاه جنگ افروزان پرداخته است و در پی شناخت عواملی است که می تواند یک انسان عادی را به هیولایی تبدیل کند که به راحتی مرتکب جنایاتی ضد انسانی شود. دراکولیچ در این کتاب هشدار می دهد که در صورت ناآگاهی ملت ها از تاریخ واقعی خود و دوری از خردورزی و تن دادن به هیجانات احساسی که موج سواران سیاست با بهره گیری از ابزارهای تبلیغاتی به راه می اندازند، حتی در عصر متمدن کنونی نیز بیم وقوع جنگ هست و نمی توان از آتش خانمان سوز آن ایمن ماند.