«انسان تاریخی و تاریخ متعالی» (تاملاتی در تاریخ مندی انسان) نوشته حکمت الله ملاصالحی، استاد باستان شناسی دانشگاه تهران، به همت موسسه فرهنگی هنری پگاه روزگار نو، در سه بخش تنظیم شده است؛
در بخش یکم با نام انسان، درام سوگناک انسان بودن، انسان جدید و افق پیش رو، شرق و غرب، افسانه یا واقعیت آمده است.
بخش دوم با عنوان عصر کنونی، از معبد-موزه ها تا موزه های عالم مدرن، دوران جدید؛ جامعه و جهان پیش روی، انقلاب سوم جهانی، تغییرات و تحولات و تمهیدگری برای ظهور عصری جدید بررسی شده است.
بخش سوم با عنوان از تاریخ حال تا تاریخ متعال نیز به گذشته، میراث و تذکر تاریخی، از قلم مورخان تا کلنگ باستان شناسان، انفتاح تاریخ متعالی در عصر سیادت تاریخ سکولار، تاریخ کنونی و تاریخ فراروی و فردای موعود؛ تاریخ متعالی پرداخته شده است.
ملاصالحی معتقد است که میان تاریخ مندی و حضور تاریخ مند انسان در جهان و تجربه او از امر متعال و تسامحا تاریخ متعالی، نسبت عمیق و بنیادینی وجود دارد.
امر متعالی و مقدس، در ذات خود، تاریخی نیست اما تاریخی بر ما آشکار می شود.
تاریخ در تاریخ افق می گشاید. تاثیر این گشودگی و آشکارگی و تجلی بر تقدیر و حضور تاریخی و نحوه بودن و شدن تاریخ مند انسان در جهان، به غایت ژرف و تعیین کننده و سرنوشت ساز بوده است؛ چنانکه انکار آن نیز سرنوشت ساز و تعیین کننده است.
فشار دست و پنجه نرم کردن با تناقض ها و جنون هشیاری های مهارگسیخته بر شانه انسان در تاریخ همیشه سنگین بوده است.
آشفتگی و آنارشیسم و هرج و مرج دوره جدید در نوع خود بی سابقه و نفس گیر است.
در ادبیات، در شعر، رمان، هنر، و در یک کلام در فکر و فلسفه و فرهنگ و زندگی انسان هیچ دوره ای، هیچ جامعه ای و هیچ تمدنی فشار سنگین و خردکننده تناقض های درونی تاریخ را آشکارتر و فراگیرتر از دوره جدید شاهد نبوده ایم.
هیچ دوره ای سنگدلانه و بی رحمانه تر از دوره جدید، هنرمندان و متفکرانش را در کام خود فرو نبرده است.
مولف همچنین در بخش دیگری عنوان می کند که تقدیر انسان دوره جدید سوگناک تر از انسان هر دوره دیگری در تاریخ بوده است.
از موزه های عالم مدرن بیش از گورستان های گذشته بوی مرگ و نیستی متصاعد می شود و به مشام می رسد.
هیچ جامعه ای، هیچ ملتی، هیچ نظام اعتقادی و سنت معنوی و دینی دیگر در فضای وجودی در اقلیم و عالم و مسیر تقدیر تاریخ خود ره نمی سپارد.
همه مسافران قطارهای تاریخ دیگری هستیم بی آنکه بدانیم به کدام سوی در حرکتیم و مقصد کجاست!