مثل این که دیگر روی زمین نیستم .دوباره فریاد ایست ، ایست می آید و بعد ناگهان صدایی بلند و تیز در آسمان می پیچد : تق ... تق ... صدا برایم آشناستص.بارها آن را شنیده ام ؛ اما این یکی ، مال احترام نظامی در داخل پادگان نیست.
از جفت کردن پاشنه ی پوتین ها برای فرمانده هم نمی آید. ربطی هم به خیابان های دور و اطراف ندارد.صدا مال همین جاست ؛ مال همین خیابان که من داخلش ایستاده ام . از پشت سر می آید نزدیک است . آنقدر نزدیک که می توانم لمسش کنم . مثل گذشتن یک نسیم تند از کنار گوش .همان موقع بود که احساس کردم دنیا دارد روی سرم می چرخد .خانه ها ماشین ها ، درخت های اطراف ، سهراب ، جهانفر و حتی سرگرد و ساواکی ها .همه و همه، دور سرم ، می چرخیدند و می چرخیدند....
معرفی محصول
آخرین مرخصی جلد بیست و چهارم از مجموعه روزهای انقلاب یک روایت داستانی از اعلام همبستگی نیروی هوایی با امام در 19 بهمن سال 1357 است که برای گروه سنی نوجوان نوشته شده است.