در دانشگاه قرن بیستم، علم و انسانیت از هم کاملاً تفکیک شده است، بدینسان که تنها علم میتواند حقیقت و معنای عینی را منعکس نماید. تفکرات و تعاریف مربوط به مفاهیم شایستگی یا زیبایی تنها به عباراتی احساسی و ذهنی محدود میشود. این از علائم بیماری دانشگاه است که از دغدغههای رایج بشر فاصله گرفته و بهکار خود سرگرم است.
تعلیموتربیت فعالیتی اخلاقی است و دانشگاه پژوهشمحور معاصر فاقد مسیر و جهت اخلاقی است. اگر بخواهیم دانشگاه را باری دیگر وارد مسیر اخلاقی و تربیتی کنیم باید مجدداً در مفهوم انسانیت و انسان بودن تأمل نماییم. علم و فناوری ـ و تخصصگرایی و دیوانسالاری ـ این ایده منحرف را دنبال میکند که ما نمیتوانیم در کل به معنا و حقیقت انسانیت دست یابیم و نمیتوانیم هیچ داستانی در مورد ماهیت انسان و هدف انسانیت بگوییم که با حقیقت سازگار باشد. تخصصگرایی حرفهای صورت نوعی شبهمذهب را به خود گرفته، که ظاهراً، پس از فروپاشی اسطورههای مذهبی و سنتهای پیشاصنعتی، به یگانه راه ما برای حفظ انسجام خویش تبدیل شده است.
معرفی محصول
کتاب «افول اخلاق حرفه ای در دانشگاه: تخصص گرایی، ناب گرایی و از خودبیگانگی» نوشته «بوروس ویل شر» است که توسط یک متفکر آمریکایی نوشته شده و کاری تحلیلی درباره تاثیر سکولاریسم و تخصصزدگی بر دانشگاه است. امروزه با تخصصی شدن دانشگاهها نگاه جامعنگر و کلینگر نسبت به موضوعات علمی از بین رفته است.
کتاب افول اخلاقی حرفه ای در دانشگاه: تخصص گرایی، ناب گرایی و از خودبیگانگی، با ترجمه محمود ابوالقاسمی و میثم محمدامینی و نادیا سلیمانی در انتشارات حکمت سینا به چاپ رسیده است.