بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت

سی و یک روز و پنج انگشت: مجموعه داستان کوتاه طنز

ناشر سوره مهر

نویسنده محمداسماعیل حاجی علیان

سال نشر : 1396

تعداد صفحات : 120

ناموجود، به من اطلاع بده

اولین شبی که فرخرو را دیدم، شب چله بود .مادرم برایم خواستگاری اش کرد و بعد از یک ماه جواب گرفته بود.

توی یک کیسه آجیل شب چله ریخت و داد دستم. گفت : "برو نامزد بازی ... زود برگردی ها ، نگن پسرشون هوله ."

کوبه مردانه در را که زدم ،صدای پسر بچه ای کیه گفت.

گفتم "سیروسم".

صدای خنده اش آمد. بعد گفت : "من هم بیست و نه روزم ". و دیگر صدایی نیامد. کسی نیامد در را باز کند. چند دقیقه ای ایستادم. عصبانی شده بودم. محکم تر جفت کوبه ها را زدم. این بار صدای دخترانه ای کیه گفت .گفتم :"سیروسم "

صدای خنده اش آمد و بعد گفت : " من هم سی و یک روزم "

عصبانی تر شدم .دوباره کوبه را زدم .صدای مردانه ای گفت."کیه ؟ در رو از جا کندی "

یقه کت کارتی ام را درست کردم و گفتم "سیروسم"

جواب داد : "کی ؟"

گفتم :" اگه زحمت بکشید در را باز کنید ، عرض می کنم"

صدای کشیده شدن دمپایی روی سنگفرش حیاط آمد.با خودم گفتم خدا کند برف روبه ها را پاک کرده باشند.اگر خدایی نکرده بیفتد و طوری اش بشود .می گویند قدم من نحس بوده لابد....
  • زبان کتاب
    فارسی
  • شابک
    978-600-175-804-1
  • سال نشر
    1396
  • چاپ جاری
    1
  • تاریخ اولین چاپ
    1396
  • شمارگان
    2500
  • نوع جلد
    جلد نرم
  • قطع
    رقعی
  • تعداد صفحات
    120
  • ناشر
  • نویسنده
  • وزن
    172
  • تاریخ ثبت اطلاعات
    دوشنبه 8 مرداد 1397
  • شناسه
    67995
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
شما هم می توانید گزیده انتخابی خود از کتاب را ثبت کنید.
نام و نام خانوادگی
عنوان
برگزیده
کد امنیتی
محصولات مرتبط
بازدیدهای اخیر شما