غزل با عنوان «مشک به شرط چاقو» را از نظر می گذرانید: تا مشک می فروشند اینجا به شرط چاقو / غیر از زیان ندارد بازار این هیاهو یوسف نمی شناسند بازار های این شهر / او که نشانده صد تیر در چلّه های ابرو از بس که خوش درخشید، زد چشم آسمان را / دارد عجب جناسی خورشید و ماه با او یک نیمه سمت ساحل، یک نیمه سمت دریا / صدها کنایه دارد این چشمه ی دو پهلو تا چشمه روی لبهاش، آب حیات دارد / لب های تشنه ی خضر، در حسرت لب او شد مشک او پرنده، آمد بنوشد آبی / صیّاد آمد آتش افتاد بر پر قو از زخم مشک کم کم می رفت خون، چنان که / چون شمع آب می شد هی قطره قطره، سوسو صیّاد، روزگارش تار و سیاه می شد / چون پشت صید خود داشت، او آه بچه آهو آمد فرات و زخم لب های مشک را شست / یعنی که بعد مرگ سهراب، نوشدارو
معرفی محصول
کتاب حاضر، یکی از مجلدات مجموعه «شعر آئینی امروز» است. شعرهای این مجموعه در قالب های غزل و دارای مضمون های آئینی و مذهبی است. پاره ای از عنوان های سروده ها عبارت اند از: دنیا نداشت نیم خودش را بدون تو؛ روشنی چشم بهشت؛ شب دلبری؛ شکسته های صدا؛ حذف؛ قبله عشق؛ مثل یک اتفاق؛ پل باریک صراط؛ بریده شد رگ تسبیح؛ پیچ در تن رکعت ها؛ افسون گل سرخ؛ سه غزل به هم پیوسته؛ و رویش.