در یکی از برخوردها با پیرمردی مغرور روبهرو شدم که برای کوبیدن آمده بود. پس از آرام شدن او، از او پرسیدم: این انگشتر تو چهقدر ارزش دارد.
معلوم شد کلی قیمتی است. گفتم: اگر این انگشتر قیمتی را گم بکنی و بچهای، یا خربچهای آنرا به تو نشان بدهد. آیا از آن میگذری و از آن چشم میپوشی؟ با شتاب گفت: نه چشم میپوشم و نه میگذرم، که تشکر هم میکنم و مژدگانی هم میدهم.
اینجا بود که محکم و آرام گفتم... حقیقت گمشده ماست، کسی که آن را به ما نشان بدهد. با او چه خواهیم کرد؟ آیا در برابرش سنگر خواهیم گرفت و به چوبش خواهیم بست؟ یا اینکه معتقدی ما چنین گمشدهای نداریم و مطلوب مشخص است؟ و از حالا تو تصمیم گرفتهای و قبل از محاکمه، طرف را اعدام هم کردهای؟ اگر کسی طلب ندارد، بحث را شروع نمیکند و اگر شروع کرد باید از ریشه پیش بیاید و به نق و نق کردن و چک چک زدن وقت را نگذراند.
باید مسائل موجود در جامعهاش را، خودش احساس کند و ریشهیابی کند و به درمانش بپردازد و درمانهای صادراتی را به صادر کنندگانش واگذارد.
هنگامی که مسائل ما و کمبودهای ما مشخص شد، میتوانیم به دنبال راه حل باشیم و میتوانیم راه حلها را با خود مسائل نقد بزنیم و ببینیم که مسائل تا چهقدر حل میشوند و جواب میگیرند.
هنگامیکه سه مرحله طرح و درک مسأله، و راه حل مسأله و نقد راه حلها، پشت سر هم و به ترتیب شروع شوند. بسیاری از بخشهای پیش ساخته و دعواهای لفظی کنار خواهند رفت.
اینگونه بحث هم سعه صدر میخواهد و هم وقت، که تو بتوانی حرفهای اصلی طرف را تحمل کنی و او نتواند از این شاخه به آن شاخه بپرد. و موضوع را ذبح شرعی کند، همانند آن دزد ماهر که بالای درخت مشغول فعالیت بود و صاحب باغ از راه رسید و پرسید: جناب آقا اینجا چه کار میکنند؟
جناب دزد با کمال ناراحتی رو به طرف کرد و پرسید: چرا برای خانم پیراهن قرمز نخریدی؟
معرفی محصول
آیه های سبز مجموعه ای است از برخوردها و حکایات مرحوم استاد که در نوشته ها و گفته های او پراکنده بود و به همت جمعی از دوستان گردآوری شده است. این ها واقعیاتی است که در قالب حکایت و داستان بیان شده و نشانه هایی است از شکوفایی و رویش و رشد. برخوردهای او یادآور این کلام حضرت علی(ع) است در وصف پیامبر(ص) که می فرمود:«طبیب دوّار بطبّه»؛ طبیبی که منتظر نمی ماند تا به سراغش بیایند، بلکه او خود به سراغ بیماران می رفت؛ بیمارانی که خود و راه و مقصد را گم کرده بودند. و نگاه او به حوادث یاد آور این روایت که: «ما من شیء تراه عینک الا و فیه موعظة»؛ هیچ چیز نیست که چشمان تو آن را ببیند مگر این که در آن موعظه ای است. و به همین جهت همیشه می گفت: «در هر حادثه درسی است». او هر حادثه را آیه و نشانه ای می دید و یادآور درسی. و سعی می کرد تا این درس را در نوشته ها و گفته ها به دیگران منتقل کند.
کتاب آیه های سبز: داستان های تربیتی، داستان ها و نکات تربیتی از آثار استاد علی صفایی حائری (عین.صاد) است. این کتاب در انتشارات لیله القدر منتشر شده است.