“چشم های بابابزرگ دوباره خیس شد. بغلش کردم و اشک وسط لُپش را پاک کردم. بابابزرگ گفت: «یک روز ادواردو آمد ایران و از امام رضا خواست که پدرش با او مهربان تر شود و به دینش احترام بگذارد. پدرش هم مهربان تر شد، ولی زورش به بقیه نرسید. این ها نمی خواستند که این همه ثروت به یک مسلمان برسد و ادواردو را شهید کردند.» دلم برای ادواردو خیلی سوخت …”
معرفی محصول
این کتاب با عنوان «لبخند ادواردو» قصه ای است کودکانه درباره شهید ادواردو آنیلی که با تصویرگری خانم مرضیه صادقی، به چاپ رسیده است. ادواردو، فرزند سناتور آنیلی، شخصیت مطرح و بانفوذ ایتالیا بود که پس از اینکه مسلمان می شود و بعد از تهدید و فشارهای بسیار، حاضر به تغییر عقیده خود نمی شود، او را به شهادت می رسانند.