فراخوانی فراخوانی ...


کاربر گرامی، لطفا جهت استفاده از تمامی امکانات سایت مانند ثبت سفارش و ورود به حساب کاربری، تنها از مرورگرهای Chrome و Firefox استفاده نمایید. ممکن است برخی از قابلیت های سایت با مرورگر شما سازگار نباشد. با سپاس فراوان

نامه های بلوغ



ناشر کتاب : لیله القدر
نوع جلد: جلد نرم
قطع: رقعی
سال نشر: 1388
شمارگان: 4000
چاپ جاری: 14
تعداد صفحات: 257
وزن(گرم): 329
تاریخ ثبت: شنبه 13 مهر 1387
تاریخ ویرایش: شنبه 13 خرداد 1396
کد : 863
تعداد بازدید: 3181
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید. همچنین می توانید از QRCode بالا جهت ارسال پیامک استفاده نمایید:
9810003022

130000 ریال
117000 ریال


معرفی کتاب
این کتاب، مجموعه پنج نامه از نویسنده است خطاب به فرزندانش که هنگام بلوغ هر کدام نگاشته شده است. با این وجود خطاب نامه ها عام است. نویسنده در این نامه ها با تاکید بر این نکته که هنگام بلوغ، تحولات روحی بزرگی در انسان رخ می دهد، سعی در مطرح کردن بحرانهای پیش روی جوان در آغاز راه نموده و به مثابه راهنمایی با تجربه، با او سخن می گوید. از طرفی او به سنی رسیده که لیاقت آن را یافته که مورد خطاب پروردگار قرار گیرد و از سوی دیگر مواجه با بحرانهایی است که نیازمند بینشها و معیارهایی است تا انتخابش بر اساس ارزش و توانش باشد. باید مقصد و راه را بشناسد و مراحل طی این مسیر را بداند و موانع پیش رو و وظایفش را به خوبی بشناسد. این نامه ها همگی به دنبال پاسخ دادن به این نیازمندی های روحی جوان می باشند.
ادبیات قدرتمند، استفاده از اصطلاحات قرآنی و باریک بینی و تسلط نویسنده در مسائل تربیتی از ویژگی های این کتاب است.-------------------------

حتماً تا کنون دست به نوشتن نامه زده ای و حتماً آن زمان پی برده ای که گاهی "نوشتن" تا چه حد سخت است
مشکل زمانی بیشتر رخ نشان می دهد که تو بخواهی برای کسی که از تو خیلی کوچکتر است (مثلاً برای فرزند کوچکت) درباره چیزی بنویسی که نمی دانی او تا چه حد به «دَرک» آن رسیده است.
حال تصوّر کن که نه از سختی کار و زندگی، که از مسیر زندگی بخواهی سخن بگویی؛
مسیری که حتّی خیلی از بزرگترها هم در شلوغی آن گم می شوند و در حلّ معادلات آن حیران و سرگردانند.
برای این بچّه چه می توان کرد؟! او را به حال خود گذاریم یا منتظر شویم تا بزرگ شود؟
اصلاً بزرگی و «بلوغ» کی فرا می رسد؟
وقتی برای مان جشن تکلیف گرفتند دیگر بزرگ شده ایم؟
یا زمانی که دیگر دهانمان بوی شیر نداد؟!
البته گاهی دوست داریم که ما را به حال خودمان بگذارند تا خودمان راه را برویم.
«نامه های بلوغ» مجموعه ی 5 نامه از مرحوم علی صفایی حائری است. نامه هایی که در زمان بلوغ سنّی فرزندانش نوشته شده تا آنان را به بلوغ فکری پیوند بزند.
اگرچه این نامه ها را خطاب به فرزندانش نوشته ولی گویا برای همه ی آنان که به دنبال بلوغ و تولدی دگرباره هستند راه گشاست.
می توان گفت که این نامه ها خط به خط اشارات و نکته هایی کارساز دارد که اگر خود را مخاطب آن بدانیم و به آن توجه کنیم ما را از سرگردانی های بسیاری رها می سازد.
این کتاب را مانند دیگر آثار این نویسنده فقط به آنانی توصیه می کنیم که به دنبالی راهی هستند و برای یافتنش تحمّل و تأمّل دارند.

برگرفته از وبلاگ جاکتابی. http://jaketabi.blog.ir/

گزیده کتاب
پسرم محمد! تو در این ساعت که ده و بیست دقیقه است، داری به فیلم کمدی نگاه می کنی و از کلمه رمز «بوی باران می آید، بد جوری بوی باران می آید» به خنده افتاده ای. و من گریانم که خنده های من و تو و سرور و ابتهاج ما از چیست، و سرگرمی های من و ما با چیست؟
این نکته را می نویسم تا بعد ها برای تو توجهی باشد ، که مومن عاشق، این قدر فرصت سرگرمی ندارد.

تو یک بار از مادر متولّد شدی و این بار باید از خودت بیرون بیایی؛ از نَفس، از غریزه ‏ها، از عادت‏ ها متولّد شوی؛ که عیسی می گفت:" لا یَلِجُ فِی الْمَلَکُوتِ مَنْ لایُولَدُ مَرَّتینِ"؛ کسی که دو بار متولّد نشود، به ملکوت خدا راهی ندارد. و پس از این تولّد، باید تولید کنی و زاد و ولد کنی که تنها نمانی و در تنهایی هم مأنوس باشی.

بابا! در این نکته تامل کن ، ببین در برابر آنچه به دست می آوری ، چه از دست می دهی. در این محاسبه ، خودت را در نظر بگیر .تمام باخت ما از اینجاست که خودمان را به حساب نمی آوریم ، فقط حساب می کنیم چه به دست آورده ایم و نمی بینیم چه از دست داده ایم.

پسرم محمد! اگر تمامی آنچه را که همه آدم ها در طول تاریخ به دست آورده اند و اگر تمامی ثروت و قدرت و رفاه و لذت تمامی آن ها را ، تو به تنهایی صاحب شوی،بدان، این همه از تو کوچکتر و بی ارزش تر است ، که تو یک لحظه ات را برای آن فدا کنی. این ها همه، برای تو و به خاطر تو بوده اند و سزاوار نیست که تو عمر خودت و وجود خودت را برای آن ها بگذاری.

این نکته را همین جا بگویم، که عوامل راحتی من در کنار رنج ‏ها و فشارها، چند چیز است؛ یکی همین تضرّع و اتّصال، آن‏هم بدون توقّع اجابت و انتظار برآورده شدن دعا. و دیگری محبّت و خدمت مختصر به پدر و مادر و سومی، همین رفت و آمدها و بدون تکلّف و فشار برخورد کردن، که این هر سه، عامل مؤثری در راحتی و یُسر زندگی من بوده ‏اند.
فراز 1:
صفایی در نامه اولش خطاب به فرزند بزرگترش (محمّد) دردمندانه می نویسد: «پسرم، محمد! تو در این ساعت که ده و بیست و سه دقیقه است، داری به فیلم کمدی نگاه می کنی و از کلمه ی رمزِ "بوی باران می آید، بد جوری بوی باران می آید" به خنده افتاده یی. و من گریانم که خنده های من و تو و سرور و ابتهاج ما از چیست؟ و سرگرمی های من و ما با چیست؟ ...»فراز 2:
مرحوم صفایی در نامه های بعدی اشاراتی از سر فسوس به موضوع همیشگیِ «پشتِ گوش انداختن» می کند: «موسی، پسرم! این هم نامه یی برای توست! تویی که دوّمین میوه ی بالغ قلب من هستی. نمی دانم با این نامه چه خواهی کرد؟! آیا مثل برادر بزرگ ترت محمّد، این نامه را فراموش می کنی، یا با آن درگیر می شوی و به مقابله بر می خیزی و یا آن را تجربه می کنی و با آن زندگی تازه ای را پایه می گذاری؟!»فراز 3:
و در نامه ی سوّم خطاب به دختر کوچک نه ساله اش با لطافت تمام از دردهایی می نویسد که او نه تنها تجربه اش نکرده که حتی ذهنیّتی نسبت به آن ندارد و شاید فقط قسمتی از آنها را فقط در فیلمها دیده باشد و بس! و از مسایلی سخن می راند که امکان تخفیف دادن آنها نیست تا دخترش آنها را درک کند؛ بلکه آنها را می نویسد پیش از آنکه اَجَل و مرگ فرصت بیان کردن این گفتار را از او بگیرد: « ... تو برادر سفر کرده ات محمّد، در زلالی عاطفه و روشنی مهربانی، شبیه هم هستید. همان طور که موسی و مهدیه، در صلابت اراده و خشونت استقلال، به یکدیگر نزدیک هستند. تمامی شما با تمامی خصوصیاتی که دارید، همان جرعه های گوارایی بوده اید و هستید که دست مهربان حق در گلوی خسته ی من ریخته و مرا سرشار و شرمنده گردانیده است.... تو هنوز از میان سطل های زباله، نان های خشک را بیرون نکشیده ای. و با گربه ها در آخر شب بر سر نان چرب کبابی ها درگیر نشده ای...»


مولف
علی صفائی حائری
علی صفایی حائری معروف به عین-صاد فرزند شیخ عباس صفایی حائری و نوهٔ شیخ محمدعلی صفایی حائری در سال ۱۳۳۰ در شهر قم دیده به دنیا آمد. تحصیلاتدروس سطح حوزه را در کمتر از ۴ سال به پایان رساند. او «رسائل» را نزد سیدمهدی روحانی و شیخ جعفر سبحانی تحصیل نمود و برای فرا گرفتن «مکاسب» که از کتب فقهی پایان دوره سطح است از آقایان بناروانی و فاضل قفقازی بهره جست و در نهایت با خواندن کتاب «کفایةالاصول» نزد آقایان فاضل، ستوده و میرزا حسین نوری دوره سطح را به اتمام رساند. در خارج فقه و اصول از آقایان شیخ مرتضی …


ناشر کتاب


نظر دهی
شما می توانید نظر خود را ثبت نمایید.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
کاربر گرامی چناچه در تمایل دارید نظر شما با نام خودتان ثبت شود، وارد سایت شوید.
نام
پست الکترونیک
ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.
نظر

[ فراخوانی مجدد تصویر]


دسته بندی
موردی یافت نشد!


محصولات
موردی یافت نشد!
نویسنده


اخبار
موردی یافت نشد!


ناشرین
موردی یافت نشد!