فراخوانی فراخوانی ...

قبله مایل به تو

7623 بازدید

شاعر : سید حمیدرضا برقعی

نویسنده مقدمه کتاب : سید علی موسوی گرمارودی | محمدعلی مجاهدی (پروانه)

ناشر کتاب : فصل پنجم

جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید. همچنین می توانید از QRCode بالا جهت ارسال پیامک استفاده نمایید:
9810003022

شاعر : سید حمیدرضا برقعی

نویسنده مقدمه کتاب : سید علی موسوی گرمارودی | محمدعلی مجاهدی (پروانه)

ناشر کتاب : فصل پنجم

وزن(گرم) : 169

شابک : 978-600-6261-03-4

نوع جلد : جلد نرم

قطع : رقعی (21*14)

سال نشر : 1394

شمارگان : 2500

چاپ جاری : 19

تعداد صفحات : 80

تاریخ ثبت اطلاعات : سه‌شنبه 27 اردیبهشت 1390

تاریخ ویرایش اطلاعات : شنبه 4 آذر 1396

کد : 8694

100,000 ریال
افزودن به سبد خرید
معرفی کتاب
شاعر در این اثر از قالب های متنوعی چون غزل، چهارپاره، بحر طویل، مثنوی، قصیده، دوبیتی و رباعی برای نظم مضامین ذکر شده بهره برده است. مقدمه «قبله مایل به تو» با قلم سید علی موسوی گرمارودی به رشته تحریر درآمده و دیباچه آن نیز به خط محمدعلی مجاهدی، شاعر آیینی، است.
شاعر در این اثر جدید، برخلاف مجموعه اخیرش، علاوه بر موضوعات آیینی در موضوعات آزاد و عاشقانه نیز سروده است.
گزیده کتاب
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرده
و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرده

زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟
تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری-

جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت
از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت


مرا از فیض رستاخیز چشمانت مکن محروم
جهان را جان بده، پلکی بزن، یا حی یا قیوم

خبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردی
و عیسی را به آیین مسلمانی در آوردی

خبر دارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردی
از آن وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردی

تو می رفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کم
به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم

تو را تا لحظه ی آخر نگاه من صدا می زد
چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زد

حدود ساعت سه ، جان من می رفت آهسته
برای غرق در دریا شدن می رفت آهسته

بخوان! آهسته از این جا به بعد ماجرا با من
خیالت جمع ای دریای غیرت خیمه ها با من

تمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود
ولی از پا نیفتادم ، شکستم بی صدا در خود

شکستم بی صدا در خود که باید بی تو برگردم
قدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردم

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید
محصولات مرتبط
شخصیت های مرتبط
اخبار مرتبط

نظر دهی
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر