بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت

ویروس عاشق

مجموعه داستان

ناشر صاد

نویسنده مجید رحمانی

سال نشر : 14000

تعداد صفحات : 170

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 9341410003022
19,500 تومان
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

ویروس عاشق مجموعه داستانی نوشته مجید رحمانی است که در نشر صاد به چاپ رسیده است. در این کتاب 18 داستان با موضوعات متنوع می‌خوانید.

ویروس عاشق بر عکس قرن های گذشته، سرعت انتقالش کند شده. اصلا برای وصل کردن آمده، نه برای فصل کردن. اگر برای ریشه‌کنی این بیماری باید از هم جدا شد، در ویروس عاشق باید در کنار هم بود. برعکس نوع مرگبارش، عجیب و غریب هم نیست. یک دل می‌خواهد و کُنج تنهایی برای رسیدن به یک نگاهِ به همدیگر. حتی اگر اندیشه مرگ داشته باشد. به قول سهراب سپهری:

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ، پرشی دارد اندازه عشق، زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.

اما مجموعه داستان ویروس عاشق می‌خواهد همه‌گیر باشد. تلاش می‌کند که مخاطب عام و خاصش را از دست ندهد.یک گواهش این که تنوع موضوع دارد .دست کم در هجده داستان…

از عشق چوپانی می‌گوید که برای وصال به شمسی، گله را رها می‌کند. تصویر و تخیلات کودکی به نام خسرو را در آب حوض منعکس می‌کند. دلبستگی و دنیای یک پیرمرد گرمابه دار را می‌بیند و شیخ اجل و داریوش را از تونل زمان به عصر خودمان فرا می‌خواند. نگاهی هم به رابطه انسان – جن و گوشی همراهش دارد. از جنگ و عواقب آن در کنار امید سخن می‌گوید .پروانه‌های زیبا را نقش و نگار می‌کند و سختی انتخاب میانِ دو راهی خوب و خوب‌تر را نشان می‌دهد و ….

ویروس عاشق شبیه هر داستان و مجموعه‌ای ،خود قصه‌ای جدا دارد . قصه‌ای که طی سال‌ها به تدریج شکل گرفته. از ابتدا این نبوده. تغییر کرده و مداوم باز نوشته شده است.

«… ناخودآگاه به این فکر می افتم که چه اتفاقی برای عشق می افتاد، اگر سنگی آسمانی به قطر ماه برخورد می کرد به زمین؟ یا اگر همه انسانها در اثر هجومِ وحشیانه ویروس قربانی می شدند ،کره زمین «بدون عشق» چه شکلی می شد؟ اصلا، حیاتِ بدون عشق امکان پذیر بود؟ انگار خیالم خیلی دور از واقع هم نبود. اینکه زمین به چنین روزی نزدیک می شد. روزی که همه فلزات خورده می شدند .چرخهای قطارها فرو می رفتند درخاک. از لوله تانکها به جای گلوله علف می زد بیرون. و انبوهی از علف های هرز از پنجرهِ آپارتمانها و برجها می زدند بیرون. شبیه کرمها توی تنِ آپارتمانها و برجها می تنیدند. سازه های فلزی را می جویدند. سطح آبها بالا می آمد. مجسمه ها، مظلومانه غرق می شدند در اقیانوس . ابتدا باور نمی کردم که این پیش آمد در حال افتادن است . اما مدتیست که همه شبکه های خبری می گویند این اتفاق یک تخیل نیست …»
  • زبان کتاب
    فارسی
  • شابک
    978-622-7459-56-2
  • لینک آوابوک
  • سال نشر
    14000
  • چاپ جاری
    1
  • تاریخ اولین چاپ
    1400
  • شمارگان
    1000
  • نوع جلد
    جلد نرم
  • قطع
    رقعی
  • تعداد صفحات
    170
  • ناشر
  • نویسنده
  • وزن
    204
  • تاریخ ثبت اطلاعات
    12 1400
  • تاریخ ویرایش اطلاعات
    13 1400
  • شناسه
    93414
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط
بازدیدهای اخیر شما