بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت

مرثیه‌ ای برای رویای آمریکایی: ده اصل در باب تمرکز ثروت و قدرت

فرهنگ و اندیشه

ناشر صاد

نویسنده نوآم چامسکی

مترجم احمدرضا تمدن | سعید محمدی‌ کاوند

سال نشر : 1400

تعداد صفحات : 198

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 9343210003022
16,000 تومان
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

چامسکی کتاب خود را با رویای آمریکایی آغاز می‌کند.
رویای آمریکایی یعنی اینکه آدم با تلاش می‌تواند از هیچ به همه جا برسد. او می‌گوید«پدر خودم را در نظر بگیرید. او در سال 1913 از یک روستای بسیار فقیر در شرق اروپا به آمریکا آمد. در یک کارگاه در بالتیمور کاری پیدا کرد و به تدریج خودش را بالا کشید، به کالج رفت، مدرک گرفت و درنهایت هم دکترا گرفت. خیلی‌های دیگر نیز همین داستان را داشتند».

«مرثیه‌ای برای رویای آمریکایی» یک اصل مرکزی دارد.تمرکز ثروت اقتصادی باعث تمرکز قدرت سیاسی می‌شود. «بخش تجاری و سرمایه‌گذاران، و نه رأی‌دهندگان، در سیستم سیاسی اثرگذاری کلانی دارند. نامزدهای انتخاباتی‌ای که در کمپین خود به میلیاردها دلار پول نیاز دارند. به کجا می‌توانند بروند؟» چامسکی با اشاره به قوانین سال‌های 1976 و 2010 ایالات‌متحده نشان می‌دهد که برای پول خرج کردن میلیاردرها در انتخابات‌های آمریکا هیچ محدودیتی وجود ندارد. چراکه بنابر این قوانین، پول، شکلی از «بیان» شده است. یعنی همان‌طور که شما حق دارید هر چیزی بگویید حق دارید هر قدر هم می‌خواهید پول خرج کنید. حتی فکرش هم عجیب است: پول در مقام بیان.
کتاب در ده فصل نوشته شده و چامسکی در هر فصل به یکی از مصیبت‌های نئولیبرالیسم اشاره می‌کند. عنوان فصل‌های کتاب چنین است:

اصل اول: کاهش دموکراسی/ اصل دوم: ایجاد ایدئولوژی/ اصل سوم: طراحی مجدد اقتصاد/ اصل چهارم: سنگین کردن دوش مردم / اصل پنجم: حمله به هم‌بستگی/ اصل ششم: سلطه بر قانون‌گذاران/ اصل هفتم: مهندسی انتخابات/ اصل هشتم: سر به راه کردن توده‌ی مردم/ اصل نهم: رضایت‌سازی/ اصل دهم: به حاشیه راندن مردم

در پایان هر فصل، گزیده‌ای از مهم‌ترین متون کلاسیک -از ارسطو و آدام اسمیت گرفته تا سخنرانی‌های قانون اساسی آمریکا و همچنین متن برخی از قوانین سال‌های اخیر آمریکا- به عنوان شاهد مثال آورده می‌شود تا خواننده هرچه بیش‌تر در جریان تاریخی ایده‌ها قرار بگیرد.

مرثیه‌ای برای رویای آمریکایی نه‌تنها کتابی درباره‌ اقتصادسیاسی است بلکه تاریخ سرمایه‌داری و همچنین تاریخ اقتصادی، سیاسی و حقوقی صدساله‌ اخیر آمریکا را به زبانی ساده پیشاروی خواننده قرار می‌دهد. درنهایت، این کتاب نوعی دعوت به کنش است. دعوت به پایان‌ دادن به نابرابری، چراکه اگر ما به نابرابری پایان ندهیم، نابرابری به ما پایان خواهد داد.

در تاریخ آمریکا، نوعی نبرد مستمر وجود داشته است: فشار برای آزادی‌های بیشتر و دموکراسی، از سوی پایینی‌ها و تلاش برای کنترل و سلطه، از سوی بالایی‌ها. ریشهٔ این نبرد به زمان تأسیس این کشور بازمی‌گردد.

اقلیتِ غنی

جیمز مدیسون، طراح اصلی قانون اساسی، که تقریباً به‌قدر همهٔ آدم‌های آن روزگار معتقد به دموکراسی بود، فکر کرد که سیستم ایالات متحده باید طوری طراحی شود که قدرت در دست ثروتمندان باشد _ و همین کار را هم کرد. چون ثروتمندان، آدم‌های مسئولیت‌پذیرتری هستند و قلبشان بیشتر برای منافع عمومی می‌تپد تا برای منافع کوته‌نگرانه.

بدین‌ترتیب، ساختار قانون اساسی، بیشتر قدرت را به سنا داد. به یاد داشته باشید که آن‌موقع _ و درواقع تا حدود یک قرن پیش_ نمایندگان سنا منتخب مردم نبودند. آنان را قانون‌گذاران انتخاب می‌کردند و دورهٔ تصدی‌گری‌شان بلندمدت بود و از بین ثروتمندان برگزیده می‌شدند، از میان مسئول‌ترین آدم‌ها، مردانی که به قول مدیسون، غم‌خوار ملاکین و حقوق آنان بودند و این حقوق باید حفظ می‌شدند.1

سنا، بیشتر قدرت را در اختیار داشت ولی از همه بیشتر از مردم دور بود. مجلس نمایندگان _ که به مردم نزدیک‌تر بود_ نقش کمرنگ‌تری داشت. رئیس قوهٔ مجریه _ رئیس‌جمهور_ در آن روزها تقریباً یک مجری صرف بود و فقط در سیاست خارجی و برخی امور دیگر نقش داشت _ درست برعکس الان.

سؤال اصلی آن بود که تا چه حد باید به دموکراسی واقعی راه دهیم. مدیسون این سؤال را خیلی جدّی به‌بحث گذارد _ البته نه در کتاب «نامه‌های فدرالیستی»2 که نوعی تبلیغ به‌نفع دولت فدرال بود، بلکه در مذاکرات کنوانسیون قانون اساسی، که توجّه بدان جذاب است. اگر آدم این مذاکرات را بخواند می‌بیند که مدیسون گفته دغدغهٔ اصلی جامعه، درواقع هرجامعهٔ شریفی، باید «حفاظت از اقلیت غنی درمقابل اکثریت باشد». عین عبارت است. و برای این حرف، استدلال‌هایی هم داشت.

مدیسون معتقد بود الگویی که در ذهن دارد _ یعنی انگلستان_ پیشروترین کشور و جامعهٔ سیاسی آن دوران است. او گفت فرض کنید که در انگلستان همه حقّ رأی داشته باشند. خب معلوم است، اکثریت فقیر گِرد هم می‌آیند و کاری می‌کنند تا مالکیت را از ثروتمندان بگیرند. آنان کاری خواهند کرد که ما امروزه به آن اصلاحات ارضی می‌گوییم: املاک بزرگ را تکّه‌تکّه می‌کنند، مناطق کشاورزی را تکّه‌تکّه می‌کنند و به مردم زمین می‌دهند و همان زمین‌هایی را غصب می‌کنند که اندک زمانی قبل، طی ماجرای حصارکشی، از آن‌ها بیرون شده بودند. بنابراین آنان به غصب دارایی‌های عمومی و برداشتن آن‌ها برای خود رأی خواهند داد.

مدیسون همچنین گفت که این کار آشکارا غیرعادلانه است و نباید به سمتش رفت. بدین‌ترتیب بود که قانون اساسی باید طوری تدوین می‌شد که از برقراری دموکراسی جلوگیری کند _ به‌قولی، «استبداد اقلیت» راه بیندازد_ تا امنیت دارایی اغنیا را تضمین کند.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط
بازدیدهای اخیر شما