دوتایی صدای تلقوتولوق پنجههای هیولا را میشنیدیم که در اتاقنشیمن میچرخید. ناگهان برای دقایقی، سکوت برقرار شد. بعد از چند لحظه، دستگیره در چرخید. ایلونا با لحنی گلهآمیز گفت: «خیلی ضدحاله وقتی میبینی هیولاها هم انگشت شست دارن و میتونن باهاش قفل رو باز کنن!»
.
«هارولد، حسش میکنی؟» عاقبت موفق شدم حرف بزنم: «چی رو؟» «حضور زنه رو. داره نگاهمون میکنه. پشت تو مورمور نمیشه؟» ناگهان به من هم احساس مشابهی دست داد: «مگه نه اینکه اگه آدم یه روح ببینه، باید راهش رو کج کنه و از یه طرف دیگه بره؟»
معرفی محصول
هیولای مرداب گل ختمی جلد دوم از مجموعه همسایه بغلی، داستانی از گری گیزلین با ترجمه عاطفه حق وردی است. این کتاب در انتشارات صاد به چاپ رسیده است. در این قسمت از ماجرا، هارولد و همسایههای عجیب و غریبش باید با یک هیولای افسانهای مبارزه کنند، هیولایی که در مرداب زندگی می کند.
هارولد بل دوازده ساله است. او در یک شهر ساحلی آرام زندگی میکند. و به کتاب خواندن و پیادهروی خیلی علاقه دارد. او روی صندلی چرخدار مینشیند و متاسفانه برایش مقدور نیست که در مقابل شرارت کسی مثل الکس، پسرک قلدر محله و نوچههایش مقاومت کند. وقتی فرانک گولز، نویسنده رمانهای ترسناک و دخترهایش به خانه بغلی آنها نقل مکان میکنند،. همه چیز تغییر میکند.
هارولد خیلی زود متوجه میشود که زندگی همسایهشان هیچوقت آرام و طبیعی نیست. و فرانک داستانهایش را بر اساس ماجراهای ماورایی واقعی مینویسد. خانه آنها عجیب است. چراغها در آن خود به خود روشن و خاموش میشوند و اشیاء خودشان حرکت میکنند حتی در اتاق زیر شیروانی ارواحی ظاهر میشوند. چه رازی در این خانواده وجود دارد؟