چند وقت بود سنگ قبر پدر را ندیده بودم. ندیده بودم که از وسط، شکاف خورده و از نوشته هایش چیزی پیدا نیست. نسیم خنکی می وزید. می خواست یاد مرده ها بیندازد که چند روز دیگر پاییز است. مرده ها کاری به پاییز ندارند. مرده ها روزگار را با خودشان برده اند زیر خاک. هیچ کس توی قبرستان نبود. نسشتم کنار خاک پدر و پاهایم را ولو کردم. مسخره است که با یک سنگ حرف بزنم، اما کلمات خودشان آمدند: - اگه بتونم با حاجی غلامحسین برم، اون موقع شاید دایی دست از سرم برداره. شاید صدیقه بفهمه منم آدمم. بابا ببین... و جای سوختگی را به سنگ نشان دادم.
معرفی محصول
کتاب معبد زیرزمینی به قلم معصومه میرابوطالبی توسط نشر جمکران منتشر شده است. «معبد زیرزمینی» رمانی بر اساس خاطرات مقنیها از جنگ تحمیلی است. خاطراتی که هر چند تأثیر جالب توجهی در عملیات فتحالمبین داشته، اما با وجود گذشت بیش از 30 سال از پایان جنگ تحمیلی، همچنان ناگفته مانده و نَقل زبانها و محافل نشدهاند. معبد زیرزمینی معرف شخصیت شهید «غلامحسین رعیت رکنآبادی» نیز هست؛ مقنی یزدی و ساکن قم که تبحر او در حفر کانال باعث میشود مورد توجه فرماندهان نظامی در زمان جنگ قرار بگیرد.