من به سرعت از در بیرون آمدم .دیدم دست هایم از مچ تا پایید تمام سوخته بود که هنوز آثارش هست .پس از آن سریع پایید آمدم و توسط وسیله نقلیه خودم خود را به بیمارستان رساندم و به مامورینی که دم در ایستاده بودم گفتم بدوید رجایی و باهنر را که آنجا هستند نجات دهید .من تا وقتی بیمارستان رفتم فکر می کردم شدت انفجار نزدیک ما بوده است .فکر نمی کردم که بمب نزدیک رجایی و با هنر منفجر شده باشد…
معرفی محصول
مجموعـه یـک روایـت معتبـر روایـت روزهـا و سـالهایی است کـه خوب یا بد، خـوشی یا تلخ، برمردمان و میهنمان گذشته است. گذشتهای که امروز چراغی است که راه آینده را روشن میکند شناخت گذشته و روبهرو شدن با حقیقت آن میتواند برای جوانان امروز این مرز و بوم یک راهنما حقیقی باشد. راهنمایی که او را از میان دروغهای رسانههای مختلف به طرف حقیقت هدایت کند.