قهرمان یوسفی، قهرمان بزرگی است که در سالن ارث از مجموعهٔ ورزشی گلکسی وی در حال مسابقه است، در حالی که همسرش، ساقی عزیز، کیلومترها آن طرف تر دارد در گالری های نیویورک می گردد تا استعداد هنری اش را شکوفا کند. البته این موقعیت بی نظیر جز به لطف دوست و حامی همیشگی قهرمان، آقای ساقدی، پیش نیامده است.
قهرمان در این مدت اخیر در پستخانه ای در پارک مشغول به خدمت بوده است و تنها همنشنیش، پس از یاد یار مهربانش، آقای «مرد» است، مرد بزرگوار مهربان و حکیمی که کتاب مقدسی دارد به نام ملکوت. مشکل فقط این است که آقای مرد معتقد است احتمالا جن در قهرمان حلول کرده و باید به مطب دکتر خاتم مراجعه کنند. البته قهرمان مخالف این فرضیه است و معتقد است که هم احوالش و هم بی حالی نوجوانان پارک ناشی از ضعف ایمان و نقشه های تجارت جهانی است.
معرفی محصول
شخصیت اصلی جوانمرد در این داستان، فردی با نام «قهرمان یوسفی» است که همسری هنرمند به نام ساقی دارد. به قهرمان از سوی یکی از دوستانش توصیه می شود هر روز، حالاتش را توصیف کرده و بنویسد.
بخش های کوتاه و خواندنی این داستان به همراه نقاشی ها و تصاویری که در لابلای متنش دیده می شود، این داستان را خواندنی تر و جذاب تر کرده است.
طرح جلد متفاوت این داستان را که شبیه مجلات ورزشی دهه پنجاه و شصت هجری است، مجید کاشانی در استودیو دفتر طراحی کرده است.