بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت
  • «سیره ابوترابی» و روزه اُسرا به روایت غلامعلی رجایی
  • سیره ابوترابی - جلد دوم (چاپ اول)

«سیره ابوترابی» و روزه اُسرا به روایت غلامعلی رجایی

«سیره ابوترابی» نوشته غلامعلی رجایی از کتاب هایی است که حال و هوای اسرای روزه دار ایرانی در بازداشتگاه های عراق را به خوبی بیان کرده است.

شنبه 17 خرداد 1399

کتاب «سیره ابوترابی»، از کتاب های شاخصی است که شرح حال و شیوه رفتاری حجت الاسلام سید علی اکبر ابوترابی فرد، معروف به سید آزادگان، در زمان اسارت را بیان می کند و نهال ایثار و از خود گذشتگی در سخت ترین موقعیت ها را در دل مخاطبان می نشاند.

کتاب «سیره ابوترابی» مجموعه دو جلدی اثر غلامعلی رجایی است که ویژگی های شخصیتی و خصوصیات این آزاده را به خوانندگان معرفی می کند. جلد نخست این مجموعه، شخصیت سید علی اکبر ابوترابی در طول اسارت را به تصویر می کشد و جلد دوم به توصیف ویژگی های شخصیتی او از زبان دوستان و خانواده اش می پردازد. در بخشی از این کتاب درباره وضعیت آزادگان دربند در ماه رمضان چنین آمده است:

«... تیر ۱۳۶۱برابر با رمضان۱۴۰۲، اولین رمضانی بود که ابوترابی در کنار دیگر اسرا در موصل یک حضور داشت. او رمضان ۱۴۰۱ را در زندان وزارت دفاع و دیگر زندان های بغداد سپری کرده بود. اما موصل یکِ قدیم حال و هوایی دیگر داشت...

...در تنگنای اسارت به خاطر حاکم شدن یک روح معنوی خاص، برادران عزیزمان این واقعیت را که بندگانی هستند که به میهمانی خدا دعوت شده اند، حس می کردند. خصوصاً با توجه به این که افطاری هم نداشتیم، چون دشمن حاضر نمی شد در ماه رمضان افطار بدهد و می گفت: من کاری به روزه گرفتن شما ندارم؛ کسی را هم از روزه گرفتن منع نمی کنم، ولی همان ناهاری را که می دهم هر کس می خواهد ظهر بخورد و هرکس هم که می خواهد برای افطار نگه دارد..

این بی انصاف ها در این ۱۰سال، ۸سالش را هر روز صبح ساعت ۵/۸ آش می دادند و برادران ما این آش را هنگام افطار صرف می کردند. هر قدر هم که اصرار می کردند آش هنگام افطار پخته شود، عراقی ها نمی پذیرفتند. همین طور غذای ظهر را نیز برای سحر نگهداری می کردند.
نحوه نگهداری هم به این صورت بود که ظرف های غذا را با گونی های پلاستیکی می بستند و در نتیجه بخار داخل ظرف، آش ولرمی برای افطار باقی می ماند...

... در هوای فوق العاده گرم تیرماه، تشنگی، با آب گرم و آفتاب خورده وگل آلود آب انبار رفع نمی شد. روزه داران در بند با استفاده از کیسه های پلاستیکی بزرگ که دور آن را با گونی می پوشاندند، مشک می ساختند. آن را پر از آب می کردند و شب ها بیرون از آسایشگاه قرار می دادند و روزها در سایه می گذاشتند تا شاید آب داغ انبار کمی خنک تر شود.

باهمه این سختی ها، اسرا خود را در ضیافت الله می یافتند و از نیم ساعت مانده به غروب سکوت مطلق بر آسایشگاه حاکم می شد. یعنی دیگر کسی باکسی حرف نمی زد. همه مشغول دعا و نماز می شدند. این نیم ساعت در ماه مبارک رمضان اثر معنوی بالایی داشت. نزدیک اذان، مناجات و دعاهای معمول قبل از افطار را می خواندند و بعد افطار با حالتی معنوی صرف می شد...

... معمولاً بچه ها سعی می کردند نمازهای مستحبی بخوانند. قرآن را بدون استثناء همه می خواندند. چون در ابتدا قرآن خیلی کم بود و در یک آسایشگاه ۱۵۰نفری بیش از دو یا سه قرآن پیدا نمی شد. بچه ها قرآن ها را به صورت جزءجزء تقسیم می کردند و آن را به شکل ساعتی در اختیار برادران قرار می دادند. سحر هم با این که غذا همان برنج از ظهر مانده بود ولی بچه ها با شور و شوق و حرمت خاصی پای سفره سحری می نشستند که خیلی لذت بخش بود. هیچ وقت به کسی نمی گفتیم: چرا روزه نمی گیری؟بلکه معمولاً می گفتیم: توکه مریض هستی چرا روزه می گیری؟ در این میان عده زیادی بودند که عوارض ناشی از اسارت شرعاً به آن ها اجازه روزه گرفتن نمی داد و تکلیفی هم نداشتند.

با این حال کمتر کسی بود که حاضر شود خودش روزه نگیرد. بلکه ما لیست این افراد را از برادرانی که مسئول رسیدگی به امور پزشکی بودند می گرفتیم و مجبورشان می کردیم که روزه نگیرند، والا  جوّ معنوی حاکم بر اردوگاه، برایشان اهمیت داشت.[...]بسیاری از برادران شب های ماه مبارک رمضان احیاء می گرفتند و به عبادت و راز و نیاز با خالق بی نیاز خودشان مشغول می شدند. چون در بقیه ایام سال نمی گذاشتند که بچه ها بیدار باشند، عده ای از برادرانمان از ماه مبارک رمضان به این صورت استفاده می کردند. ماه مبارک رمضان از ایامی بود که تمام ضعف ها و خستگی های روحی را از روح و جان برادران عزیزمان بیرون می برد...»

مطالب مندرج در این مجموعه، با همکاری سید حبیب حبیب پور و در گفت وگو با شخصیت های سیاسی، دوستان، خانواده و اسیران هم دوره مرحوم ابوترابی گردآوری شده است.

در کنار این اطلاعات، از اسناد و مدارک موجود در انتشارات پیام آزادگان و همکاری بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین هم استفاده شده است.

مجموعه دو جلدی «سیره ابوترابی»، به سفارش بنیاد شهید استان قزوین، از سوی انتشارات «پیام آزادگان» با شمارگان دو هزار نسخه، 871 صفحه، جلد گالینگور، به بهای 401 هزار ریال منتشر و روانه بازار کتاب شده است.

کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی