فراخوانی فراخوانی ...

دخترانی که با قسم به مسعود و مریم کشته شدند!

نگاهی به کتاب «نامزد خوشگل من»

«از شهادتین و مسلمانی هیچ به گوش نرسید، مگر قسم به مسعود و مریم!»

شنبه 9 خرداد 1394

عنوان کتاب به تنهایی می تواند عاملی باشد تا خواننده به آن جذب شود. حتی زمانی که خبر انتشار آن در رسانه ها منعکس شد بازخوردهای جالب توجهی به خاطر نام کتاب به وجود آمد.

«نامزد خوشگل من» عنوان یکی از آخرین کتاب هایی است که حمید داودآبادی با آن به نمایشگاه کتاب تهران آمد. البته او با دست پر به نمایشگاه کتاب آمده بود.

«نامزد خوشگل من» کتابی است که داودآبادی در آن خاطراتی از دوران هشت ساله دفاع مقدس را در کنار هم قرار داده است. البته تفاوت این کتاب با سایر کتاب هایی که داودآبادی در حوزه دفاع مقدس نوشته در این است که عاملی که این خاطرات را در کنار هم آورده است و در حقیقت نخ تسبیح آنها به شمار می رود، دفاع مقدس است در غیر این صورت از نظر زمانی و شخصیتی خاطرات با هم ارتباط ندارند.

این کتاب متشکل از خاطرات گوناگونی است که حاصل مشاهدات داودآبادی از دوران دفاع مقدس و بعد از آن است که برخی بسیار شیرین و برخی تلخ از این باب که به از خود گذشتگی رزمندگان اشاره کرده و با وضعیت امروز ما قابل قیاس نیست.

زبان داودآبادی در بیان خاطرات بسیار شیرین است و همین مسئله خاطرات او را خواندنی می کند. وجه تسمیه «نامزد خشوگل من» از یکی از خاطرات کتاب گرفته شده و همین مسئله موجب جلب توجه مخاطبان کتاب می شود.

«بهشان قبولانده بودند در صورتی که اسیر شوند، بدترین شکنجه ها را به کار می برند تا ازتان حرف بکشند. حتی اگر هم کشته شوید، از روی چهره و اثر انگشت، خانواده تان را شناسایی می کنند و از آنها انتقام می گیرند!

آخرین روزهای تیر ماه 67، با بمباران شیمیایی منطقه توسط هواپیماهای عراقی و فرمان صدام، عملیات «فروغ جاویدان» از سوی منافقین در غرب کشور آغاز شد. شهرهای سرپل ذهاب و کرند غرب را به زیر چکمه های نجس خود کشیدند و مغرور و سرمست، اسلام آباد غرب را هم به اشغال در آوردند.

مقابله مردمی که آغاز شد، به خانه ها و کوچه ها پناه بردند. با حضور نیروهای بسیجی ایرانی، هراس تمام وجودشان را گرفت و ... همان کاری را کردند که رهبران شان القا کرده بودند:

اگر اسیر شوید...

و اگر هم جنازه تان سالم بماند...

دخترکان 18 - 20 ساله که چیزی از جنگ و نظامی گری نمی دانستند و فکر می کردند با نفربرهای صدام، تخته گاز تا تهران خواهند رفت و 3 روزه ایران را فتح می کنند، در بن بست هویتی و وجودی قرار گرفتند.

یکی یکی نارنجک را از جیب درآورده، برای این که هم چهره شان متلاشی شود و هم اثر انگشت شان از بین برود، نارنجک را در مشت جلوی صورت گرفته، فریاد زدند:

«قسم به مسعود، قسم به مریم، تسلیم ننگ است ...»

و نارنجک جلوی صورت شان منفجر شد. از شهادتین و مسلمانی هیچ به گوش نرسید، مگر قسم به مسعود و مریم!»

کتاب «نامزد خوشگل من» نوشته حمید داودآبادی است که موسسه شهید کاظمی آن را روانه بازار کتاب کرده با قمیت 7 هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
اخبار مرتبط
اخبار مرتبط