بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت
  • مرادی: داستان های این مجموعه به واقع داستان هستند

مرادی: داستان های این مجموعه به واقع داستان هستند

مردعلی مرادی، نویسنده برگزیده جایزه جلال آل احمد گفت: در یک نگاه کلی باید گفت که داستان های این مجموعه به درستی کلمه داستان کوتاهند با توجه به تعاریفی که درباره داستان کوتاه خوانده ایم.

جمعه 15 خرداد 1394

کارگاه داستان شهرستان ادب در بیستمین نشست نقد کتاب خود به بررسی مجموعه داستان «سفر معمولا صبح اتفاق می افتد» نوشته علی الله سلیمی پرداخت.

در این نشست که «مردعلی مرادی» نویسنده برگزیده جایزه جلال آل احمد در جایگاه منتقد حضور داشت. در ابتدای نشست سلیمی داستان «سفر معمولا صبح اتفاق می افتد» را از این مجموعه برای جمع قرائت کرد. سپس منتقد حاضر در نشست، مردعلی مرادی به صحبت درباره این کتاب پرداخت.

*داستان های این مجموعه به واقع داستان هستند

مرادی گفت: در یک نگاه کلی باید گفت که داستان های این مجموعه به درستی کلمه داستان کوتاهند با توجه به تعاریفی که درباره داستان کوتاه خوانده ایم. همان تعاریفی که در ریخت شناسی داستان کوتاه به عنوان «وحدت های سه گانه» از قول ادگار آلن پو شنیده ایم: یعنی وحدت زمان و مکان و موضوع. هفت داستان این مجموعه به صورت اول شخص روایت شده و پنج داستان از دیدگاه سوم شخص محدود به ذهن و یک داستان با زاویه دید مای جمعی. در مجموع همه داستانها روان و راحت خوان و به دور از پیچیدگی فرمی هستند.

وی افزود: در این کتاب انسان ها به شدت فرد هستند و به دنبال امیال و آرمان های بزرگ نیستند. آدم هایی که عموما حاشیه نشین هستند و با مسائل کوچک خودشان درگیرند.

این نویسنده در ادامه گفت: داستان خوب به نظر من داستانی است که برآیند یک فرم خوب و یک مضمون خوب باشد. داستان هایی که فرم خوبی دارند ولی حرفی برای گفتن ندارند مثل یک معادله پیچیده ریاضی هستند که به نتیجه خاصی نمی رسند. به نظر همه منتقدین داستانی خوب است که فرم و مضمونش هر دو خوب باشد. در این مجموعه هم هر کجا این اتفاق افتاده ما با کار خوبی روبرو هستیم. داستان ها در مجموع دغدغه مند هستند و بیشترین تلاش نویسنده برای ارائه مضمون خوب است.

مرادی در ادامه یادآور شد: کارهای زیادی قبلا از سلیمی خوانده بودم و الآن فکر می کنم داستان های او به یک پختگی رسیده است و دغدغه اش «آدمی» است. این نویسنده نوری را به واقعیت می تاباند و می گذارد من مخاطب خودم زوایای پنهان را ببینم. این گونه است که در برابر این داستان ها در ذهن هر خواننده ای یک داستان دیگر قابلیت شکل گرفتن دارد.

وی اضافه کرد: داستان های این مجموعه خیلی تامل برانگیز هستند. اگرچه حجم کتاب زیاد نیست و داستان ها کوتاه هستند و راحت خوان، اما من بعد از خواندن هر داستان به راحتی نمی توانستم به سراغ داستان بعدی بروم.

نویسنده برگزیده جایزه جلال گفت: وجه اشتراکی که بین همه داستان های مجموعه دیدم نگاه بدون قضاوت نویسنده بود که این نشان دهنده پیشرفت و پختگی نویسنده نسبت به مجموعه قبلی اش است و البته عنصر قصه در همه داستان ها پر رنگ بود و بدون استثنا برای همه کارها می شود یک طرح چند خطی گفت.

وی افزود: داستان اول «قوری چینی پدر» درست است که به جنگ و تاثیراتش پرداخته، اما نباید ذهنیت ها را به سمت جنگ ببرد و داستان جنگی اطلاق شود. پیرمردی درگیر خاطرات خود از جنگ است و نوستالژی بر دیگر عوامل غلبه دارد. خانواده اش فضای سنگر را برایش بازسازی می کنند. تا این که سید فتاح که دوست دوران جنگش است وارد می شود و او آرام می شود و با رفتن سید فتاح او دوباره حالش بد می شود تا بالاخره مادر به دنبال سید فتاح می فرستد. روایت داستان از طرف دختر خانواده باعث حفظ شدن بی طرفی نویسنده می شود. قوری چینی استعاره ای از آرامش پدر است. این پیرمرد تمایلات خودش را دارد و بی توجه به خانواده است. من به این خاطر می گویم داستان جنگ نیست که چیزی از ایثار و رشادت ها و دلیری ها نمی بینیم. این مرد اصلا به فکر خانواده اش نیست و سرخوشانه به دنبال تمایلات خودش است.

مرادی در این نشست گفت: در داستان دوم «گردن بند سنگ فیروزه» خانواده ای را می بینیم که روستایشان در حال تصرف توسط دشمن است. گاومیش خانواده به نیزار گریخته و دختر به هیچ عنوان حاضر به رفتن بدون گاومیش نیست. این داستان و عاطفه ای که بین آدم و حیوان آن هم در موقعیت جنگ هست من را به یاد داستان «پیرمرد بر سر پل» همینگوی انداخت. این داستان هم نمی خواهد چیزی درباره جنگ بگوید. در کنار این خانواده یک آدم چوبدار منفعت طلب را هم می بینیم.

مرادی در ادامه صحبت هایش به نقد داستان «فصل کوتاه یک شاخه گرمسیری» پرداخت و گفت: داستان یک دختر دانشجو و رابطه علمی اش با استاد است که بعدا جنبه عاطفی هم پیدا می کند. کم کم معلوم می شود که هیچ کدام علاقه ای به حرف های پیچیده فلسفی ندارند. پس از رفتن دختر راوی به دنبال دختر می رود و ظاهرا همه نشانه ها ساختگی است و گویا تمام وجود دختر خیال بوده است. این داستان هم اول شخص روایت شده و جزو داستان های خوب مجموعه است. در پایان داستان عینیتی که وارد می شود و پرونده دختر که بسته می شود انگار پرونده داستان هم بسته می شود.

*نمایش مظلومیت جانبازان در یک داستان

شهلا آبنوس، نویسنده آثاری چون «ستاره در آینه» و «دخترم عشق ممنوع» درباره آثار این مجموعه گفت: من با نظر مرادی مخالفم که داستان «قوری چینی پدر» داستان جنگ نباشد. این داستان داستان تاثیرات جنگ است. این اثر به اندازه خیلی کمی مظلومیت جانبازان موجی را نشان می دهد. البته دوست داشتم حالا که راوی دختر است کمی هم از عواطفش نسبت به پدر را ببینیم.

*این داستان، داستان جنگ است

سید حسین موسوی نیا به نکاتی درباره داستا ن های جنگی کتاب اشاره کرد و گفت: به نظرم این داستان ها قطعا داستان جنگ هستند. هاینریش بل در ابتدای کتاب «تا زمانی که...» می نویسد: «تا زمانی که از هر زخمی که از جنگ ایجا شده خون می چکد، پس جنگ ادامه دارد.» استنباط من از چیزی که به عنوان داستان جنگ می شناسیم مربوط به زمان و مکان خاصی نیست و با این جمله هاینریش بل که نقل کردم می خواهم بگویم این داستان داستان جنگ است. این طیف جانبازان را «مردان یخی» می نامند که اسم خوب و با مسمایی است. به خاطر صدمات روحی نسبت به پیرامونشان بی تفاوت هستند و این داستان خیلی خوب چنین جانبازی را ترسیم کرده است.

علاقه مندان به شرکت در جلسات داستان شهرستان ادب می توانند با شماره 77517830 تماس حاصل فرمایند و یا یک رایانامه به نشانی enghelab.dastan@gmail.com ارسال فرمایند.

کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی