فراخوانی فراخوانی ...

نگاهی اجمالی به کتاب هایی که هر روزنامه نگار باید بخواند

جان کرول، روزنامه نگار عنوان می کند: روزی دانشجوی جوانی که درس خبرنگاری می خواند از سردبیر روزنامه ای سوال کرد برای اینکه در آینده گزارشگر سیاسی موفقی شود چه کند. وی در پاسخ گفت بهتر است فقط کتاب بخواند. از او خواست آثار شکسپیر را بخواند، انجیل را دوره کند. اما امروز که خودم خبرنگار شده ام آثار زیادی را مربوط به این حرفه بررسی کرده و تعدادی از موثرترینشان را معرفی می کنم.

دوشنبه 18 آبان 1394

جان کرول در سایت شخصی اش توضیح می دهد: معیار نویسنده این سطور برای انتخاب این کتاب ها این است که اولاً درباره تاریخچه روزنامه نگاری یا تمرین دروس خبرنگاری هستند، ثانیاً از ماندگاری بالایی در این رشته برخوردارند و در آخر چشم انداز وسیعی از خبرنگاری به عنوان حرفه و درک وسیعی از پیشرفت های کلیدی این رشته به خواننده می دهند. به همین دلیل است که تاریخ انتشار بعضی از این آثار قدیمی است چرا که اثبات ارزش کتاب نیاز به زمان زیادی دارد.

روزنامه آفریقایی-آمریکایی ها، پاتریک اس. واشبرن
مدت ها پیش از اینکه گزارشگران سفیدپوست شمالی تبعیض نژادی را در سال 1960 کشف کنند روزنامه های سیاهپوستان مانند «شیکاگو دیفندر» خشونت این گروه را پوشش دادند و در تلاش بودند خوانندگانشان را آگاه سازند. البته یافتن این روزنامه بسیار مشکل است چرا که کتابخانه ها نسخه ویدئویی از این روزنامه ها را ذخیره نکرده اند. پاتریک واشپرن تاریخچه زنگی سیاهان را از همان آغاز و از سال 1800 میلادی تا افولش در اواخر قرن بیستم را به خواننده نشان می دهد.

«عمل کردن بر خلاف جریان آب و بیان نابرابری های بین سیاهپوستان و آمریکای سفیدپوست بسیار دشوار است و روزنامه سیاهپوستان در تقلایی بسیار برای بقا به سر می برد. به دلیل اینکه روزنامه سفید پوستان اخبار سیاهپوستان را به جز مواردی که ورزشکار، یا خلافکاری معروف می شد انعکاس نمی دهد پس سیاهپوستان مجبورند فقط روزنامه های مخصوص به خودشان را بخوانند تا از اتفاقات مهم جامعه و گروه خود در سطح کشور باخبر شوند.»

همه مردان رئیس جمهور، کارل برنشتاین و باب وودوارد
این کتاب افراد بسیاری را به حرفه روزنامه نگاری مشغول کرد. کتاب داستان دو گزارشگر سخت کوش جوان است که ایالات متحده را از فساد ریچارد نیکسون در کاخ سفید نجات می دهند. اگرچه ممکن است کتاب کمی اغراق آمیز به نظر آید اما گزارش این دو نویسنده از ماجرای واترگیت و مطرح کردنش نشانه بزرگی از خبرنگاری آمریکایی را با خود به همراه دارد. از آنجا که بسیاری از منتقدان این کتاب را حائز اهمیت می دانند و نقش مهمی در صنعت روزنامه نگاری به حساب می آید به دلیل در شک وفاداری اثر به واقعیت و روش روزنامه نگاری نویسندگانش در آثار بعدی قرار نبود در این فهرست مهم قرار گیرد اما به دلیل اهمیت تاریخی که دارد قابل بررسی است.

آمریکایی ها، رابرت فرانک
خبرنگارانی که با این کتاب برخورد می کنند از اطلاعات کمی که عکس های روزنامه برایشان فراهم می کند متعجب می شوند. کتاب از آن نظر حائز اهمیت است که با عکس هایش تلاش کرده است تاریخ یک ملت را به تصویر بکشد. در سال 1959 کتاب سبب شد که عکاسان روش عکاسی خود را تغییر دهند و حتی انعکاس آمریکایی ها از خود را در ذهنشان تغییر داد.

بیدار در تاریکی: بهترین آثار راجر ابرت، راجر ابرت
اگر فهرستی که در اینجا اعلام می شود برتری نسبت به «شیکاگو تایمز» داشته باشد فقط به دلیل این نیست که نویسنده سطور اهل شیکاگو است بلکه این شهر استعدادهای زیادی نیز دارد. قصد توهینی نسبت به پائولین کائل و دیگر منتقدان فیلم نداریم اما راجر ابرت بهترین منتقد فیلم است. این کلکسیون جز بهترین ها به شمار می آید چون همه استعدادهای وی را در خود جا داده است- از مصاحبه هایش گرفته تا نقدهایش-
وی منتقد فیلم بود اما درباره سیاست نیز می نوشت. او در عصر تکنولوژی مدرن مردی سالخورده بود اما با ایجاد وبلاگ و نوشتن در آن به خوبی به استقبال آن رفت. «بیدار در تاریکی» چشم انداز جامعی از آثار این نویسنده به خبرنگاران داده و حتی فرد را به سمت خواندن دیگر آثار وی سوق می دهد.

بهترین ورزشی نویس قرن، دیوید هالبراستام
این کتاب باید همیشه در کنار تخت همه باشد و کم کم و با طماٌینه خوانده شود و حتی به سمت دزدی که به خانه وارد می شود پرتاب شود. آن قدر سنگین است که خبیث ترین انسان ها را نیز به زیر بکشد. نویسنده شصت بخش متفاوت از ستون های خبری تا مصاحبه های ورزشی اش را در این کتاب جمع آوری نموده است. بخش جذاب آن بخشی است که از ریچارد بن کرامر می پرسد «نظرت در مورد تد ویلیامز چیست؟» و زندگینامه این بازیکن بیسبال با تمام تلخی اش برای خواننده روایت می شود. تفاوت یک نوشته ورزشی با دیگر نوشته ها این است که نویسنده باید بدون قهرمان پروری و سخنوری بالا داستانش را به مخاطب عرضه کند و و دیوید هالبراستام این کار را به خوبی انجام داده است.

بهترین کارهای آی. اف. استون، آی. اف. استون
داستان های خبری اصولاً بسیار زود از خاطر می روند و تبدیلشان به مجموعه یا کتاب کار بسیار دشواری است. موضوع خبر از یاد می رود و شیوه نگارششان بسیار هوشمندانه نیست که بعد از مدت ها مخاطب را جذب کند اما این کار استون یا دیگر آثارش را که از هفته نامه گردآوری شده باید خواند. او سیاستمدار افراطی بود. حتی در دهه عضو حزب سوسیالیست شد اما در نهایت این حزب را ترک کرد چرا که معتقد بود یک خبرنگار باید از هرنوع وابستگی سیاسی آزاد باشد تا بتواند درباره همه فارغ از تعصبات شخصی اش نظر دهد. وی بیشتر به دلیل روزنامه نگاری تحقیقی اش معروف شد چرا که دنبال کشف حقیقت از میان آمارهای دولتی و داده های نادرست بود. اگرچه تیراژ هفته نامه ای که در آن کار می کرد بسیار بالا نبود اما همیشه از وی حمایت می کردند. البته ذکر این نکته لازم است که پس از مرگش فاش شد که او با ک گ ب (سازمان جاسوسی شوروی) در ارتباط بود. استون هیچ گاه تفکراتش را ناگفته و سربسته باقی نگذاشت اما گویی وقتی زمان نظر دادن روی چپی ها فرا می رسید دیدگاه های انتقادی اش رو به افول می رفت. نمونه بارز آن سال بود که1953 استالین را ستایش کرد.

بهترین طراحی سالنامه ها
در طی قرن گذشته طراحی روزنامه ها برای بسیاری مورد پرسش بوده است. کتاب های بسیاری هستند که فرم، تیتر، زیرتیتر، و دیگر موارد را بررسی کرده اند. اما این کتاب انقلابی در طراحی گرافیکی و اجزای روزنامه ها به حساب می آید چون طراحی مختلف روزنامه ها از سرتاسر دنیا را به عنوان نمونه جمع آوری کرده و به خواننده نشان می دهد.

کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
اخبار مرتبط
اخبار مرتبط