فراخوانی فراخوانی ...

آشنایی با کتابخانه جنگ

از تقاطع خیابان حافظ و سمیه، به ساختمان جدید حوزه هنری که وارد می‌شوی طبقه سوم این ساختمان محل استقرار شاخص‌ترین مرکز حوزه ادب و هنر پایداری کشور است که در آن «کتابخانة جنگ» جلوه‌ای ویژه دارد. کافی است وارد این کتابخانه شوی و به یکی از کتابداران و اطلاع‌رسانان خوش‌روی آنجا بگویی که به دنبال کتابی با محوریّت زندگی فلان سردار شهید هستی تا سیل اطلاعات به سمت تو سرریز کند و در میانة بهت و حیرتت از این‌همه منبع موجود و در دسترس، امیدوار باشی به کاری که می‌خواهی به سامان برسانی. آن‌وقت است که می‌توانی عظمت کار را از نصرت‌الله صمدزاده بپرسی. سر ذوق می‌آیی می‌بینی امروز یک منبع بزرگ و کامل از کتاب‌های جنگ زیر یک سقف گرد آمده و امیدوارانه دوست داری در چشم تک‌تک مسئولان بخوانی که فرصتی دهند و حمایتی بکنند تا کار این کتابخانه، هم‌شأن با یک اثر ملی قدر ببیند و گسترش یابد!
وقتی صمدزاده از جنگ حرف می‌زند، می‌توانی صلح را هم از لابه‌لای حرف‌هایش متوجه شوی، یا مفاهیم برجسته‌ای چون دفاع، ایستادگی، شهامت و... که دفعتاً در دفاع هشت‌سالة جوانان این خاک پاک معنایی دیگرگونه یافت.
صمدزاده و همکارانش این کتابخانه را درست هفت‌ سال پیش افتتاح کردند تا یادگاری باشد برای تاریخ این مرز و بوم! آنچه در پی می‌آید گفت‌وشنودی است فارغ از هر نوع حاشیه‌پردازی!

*جناب صمدزاده شاید در این فرصتی که برای گفت‌‌وگو پیرامون کتابخانه جنگ پیش آمده بهترین آغاز، پرسیدن دربارة ماهیت کتابخانه‌‌ای تخصصی برای جنگ باشد. اساساً چه ضرورت‌‌هایی باعث ایجاد این کتابخانه شده است؟
-بگذارید پیش از آغاز بحث پیرامون کتابخانه جنگ، یک نقد کلی به رویکرد رسانه‌‌ها نسبت به کارکرد مراکزی چون این کتابخانه تخصصی و سایر امور اطلاع‌‌رسانی جنگ داشته باشم! متأسفانه آنچه در طی این سال‌‌ها شاهد بوده‌‌ایم، پرداختن مناسبتی به این بحث است به‌‌طوری‌‌که این نگاه مناسبتی بعضاً ضرورت‌‌های استمرار و مداومت چنین فعالیت‌‌هایی را تحت‌‌الشعاع قرار می‌‌دهد. یعنی معمولاً در ایامی چون هفته دفاع مقدس ـ که به‌‌غلط در برخی از رسانه‌‌ها جشن گرفته می‌‌شود ـ ما با چنین پرسش‌‌هایی دربارة کتابخانه جنگ مواجه می‌‌شویم و این علاقه‌‌مندی نسبت به انعکاس وضعیت کتابخانه، محدود به زمان یا زمان‌‌های معینی است. در‌‌حالی‌‌که جریان اطلاع‌‌رسانی پیرامون آثار جنگ و دفاع مقدس امری روزمره و ضرورتی مستمر است و بزرگ‌‌ترین گرامیداشت برای این جریان آن است که امکان حضوری پرمایه و روزآمد را در رسانه‌‌ها پیدا کند؛ البته در آن بخشی از رسانه‌‌ها که امور اطلاع‌‌رسانی را دنبال می‌‌کنند.
اما در پاسخ به این سؤال شما باید بگویم که سیر عزیمت کتابخانه جنگ به‌‌سویِ مرجع‌‌سازی در این حوزه است. بگذارید قضیه را به شکلی تاریخی دنبال کنیم و روند تشکیل و تأسیس این کتابخانه مورد بحث قرار گیرد تا مگر از این رهیافت برای این پرسش پاسخی درخور بیابیم. زمانی که در سال 1376 برای سامان‌‌دهی امور اطلاع‌‌رسانی دفتر ادبیات و هنر مقاومت به بخش پژوهش آمدم، متوجه شدم که متأسفانه کتاب‌‌شناسی مناسبی در حوزه جنگ عراق و ایران وجود ندارد، پیگیری‌‌هایم برای فراهم آمدن یک کتاب‌‌شناسی درخور،‌‌ انگیزه‌‌ای شد تا در اواسط سال 1379 متناسب با حساسیت‌‌های برگرفته از سال‌‌ها تجربه برای شناخت قابلیت‌‌های موضوع جنگ در کتابداری و اطلاع‌‌رسانی و هم‌‌سو با خواست مسئولان دفتر و حمایت جدی بخش پژوهش، طرح کتابخانه جنگ را پی‌‌ بریزم.

*آن کتاب‌‌شناسی چه سرانجامی یافت؟
- به سبب آنکه سال‌‌هاست اعتقادی به چاپ کاغذی چنین کتاب‌‌شناسی‌‌هایی ندارم «کتاب‌‌شناسی جنگ ایران و عراق» به چاپ نرسیده است و نخواهد رسید اما می‌‌توان گفت که شالوده و اساس کار کتابخانه جنگ بر همان مبنا قرار گرفته است و اکنون یکی از ده‌‌ها خروجی این کتابخانه می‌‌تواند آن کتاب‌‌شناسی به حساب بیاید.

*می‌‌خواهم برای ادامة بحث یک سؤال کلیشه‌‌ای بپرسم، چرا کتابخانه جنگ و نه دفاع مقدس؟
- اتفاقاً این پرسش اصلاً کلیشه‌‌ای نیست! ابتدا به واژه جنگ بپردازیم. اولاً جنگ از معدود واژگانی است که بار مثبت و منفی خودش را در ترکیب اضافی و از زاویه نگاه فرهنگ‌‌های متفاوت بومی به ‌‌دست می‌‌آورد. مصداق‌‌های زیادی هم بر این مدعا وجود دارد مصادیقی چون مرد جنگ، قهرمان جنگ، سینمای جنگ و... این تعریف طبعاً برای ترکیب اضافی کتابخانه جنگ نیز صادق است. از سوی دیگر، تصور می‌‌کنم که از منظر کتابداری تخصصی، جنگ در مقام بررسی‌‌های علمی و تاریخی، فقط یک موضوع است و بار اطلاع‌‌رسانی، بدان ارزشی مثبت داده است.
اما نکته اینجاست که آیا می‌‌توانیم مدعی شویم که مفهوم دفاع مقدس بخشی از مفهوم جنگ است؟ جواب این سؤال ـ گویاتر از هر دلیلی ـ می‌‌تواند پاسخ پرسش شما باشد. قبل از طرح این مسئله باید بگویم که به باور من و دیگر کارشناسان این کتابخانه، مباحث ایدئولوژیک زمانی از اهمیت واقعی برخوردار می‌‌شوند که در فرایند دقیق و صحیح اطلاع‌‌رسانی در کنار دیگر مباحث و موضوعات قرار گیرند.
در ضمن این نکته را نیز از قلم نیندازیم که اساساً کتابخانه جنگ به شکلی کلی‌‌نگر و فارغ‌‌ از هرگونه جنگی خاص به بحث جنگ و اطلاع‌‌رسانی می‌‌پردازد و جنگ به دلیل جامعیت خود دست ما را باز نگه می‌‌دارد تا جنبه‌‌های علوم‌‌ انسانی این موضوع را به صورتی علمی دنبال کنیم.

*از این منظر آیا کتابخانه جنگ به لحاظ بین‌‌المللی مورد توجه قرار داشته است؟
- اگر درست متوجه شده باشم منظورتان این است که آیا دیگر کشورها نیز به این مقوله، به شکلی که در کتابخانه جنگ پرداخته می‌‌شود، توجهی کرده‌‌اند؟ تا جایی که من دنبال کرده‌‌ام و می‌‌دانم هنوز کتابخانه‌‌ای در جهان با این مشخصات ایجاد نشده است.

*پس چه لزومی دارد ما به این بحث ـ که در عرصه جهانی چنان مورد توجه نیست ـ بپردازیم؟
- ببینید تا آنجا که من می‌‌دانم اموری مثل «موزه جنگ» در کشورهای مختلف همچون روسیه، فرانسه و... مورد توجه قرار گرفته و در دل این مراکز بخشی از نمودها به داشته‌‌های مکتوب اعم از اسناد و آثار اختصاص داده شده است و یا مراکز پژوهشی و مطالعاتی پیرامون تاریخ نظامی، تاریخ و ادبیات جنگ و بررسی‌‌های اجتماعی و سیاسی دوره‌‌های مختلف از ملت‌‌ها و ملیت‌‌ها و سایر مطالعات استراتژیک حتماً ایجاب می‌‌کرده است که کتابخانه‌‌هایی نیز در کنار این مراکز تشکیل شود اما سمت و سوی یک کتابخانه تخصصی جنگ، بدان معنا که ما دنبال می‌‌کنیم، نبوده است. مضاف بر اینکه در اینجا بحث «کتابداری و اطلاع‌‌رسانی تخصصی جنگ» نیز مطرح است که برای بیان آن به فرصتی بهتر نیاز است.
با‌‌این‌‌حال کارکرد سازمانیِ این کتابخانه، که باید به دلیل حضور در مجموعه «دفتر ادبیات و هنر مقاومت» بخشی از مأموریت‌‌های درون‌‌سازمانی آنجا را دنبال کند، نیز به سبب کمبود فضا و نیروی انسانی و از همه مهم‌‌تر از بابت اینکه آثار موضوع «جنگ ایران و عراق»، فراوانیِ قابل توجهی در تمام شاخه‌‌های علوم دارد ما بیشترین میزان تمرکز خود را از میان همه جنگ‌‌ها به موضوع این جنگ مشخص سوق داده‌‌ایم و اطلاعات ویژه‌‌ای را پیرامون آن جمع‌‌آوری کرده‌‌ایم.

*پس اکنون به لحاظ حضور اکثریت این منابع می‌‌توان گفت «کتابخانه دفاع مقدس»؟
- توجه داشته باشید فارغ از آنچه که گفته شد به نظر ما کتابخانه جنگ پروژه‌‌ای ملی است که جدا از حساسیت‌‌های کتابداری تخصصی جنگ، می‌‌تواند بخشی از فرهنگ و تاریخ این کشور را سامان‌‌دهی و اطلاع‌‌رسانی کند. ما مخالف استفاده از واژگان و مفاهیم دارای ارزش‌‌های اسلامی و انقلابی نیستیم و بالعکس اعتقاد داریم از گستره این واژگان به شکل تعریف‌‌شده و زیرکانه در بسیاری از امور علمی و اطلاع‌‌رسانی می‌‌توان بهره جست، اما نباید اجازه داد امور تبلیغیِ ِصرف، محدودیت‌‌های ویژه‌‌ای برای حوزه‌‌های اطلاع‌‌رسانی فراهم کند. اکنون حتی اگر ما تمام اهدافی که گفته شد را کنار بگذاریم و فقط «کتابخانه جنگ ایران و عراق» مدّ نظرمان باشد بازهم مفهوم «دفاع مقدس» گرفتار وضعیتی خاص است که در جای خود بحث ویژه‌‌ای را می‌‌طلبد. در همین حد مصداقی عرض می‌‌کنم که به نظرم حدود یک سال پیش آقای محسن پرویز، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که به نوعی سخن‌‌گوی نهاد رسمی فرهنگ این مرز و بوم هستند، در مراسمی بیان کردند که «امروز در کشور دفاع مقدس آغاز شده که در خط مقدم آن اهل فرهنگ قرار گرفته است». مسلماً منظور ایشان این نیست که آن زمان ـ یعنی سال 1385 ـ جنگ ایران و عراق آغاز شده است. پس این مفهوم «دفاع مقدس» در اقوال اهل علم و فرهنگ، علی‌‌الخصوص در نهادهای ارزشی هنوز عرض و طول مشخصی ندارد و من حتی نمی‌‌دانم فی‌‌المثل چنانچه جمهوری اسلامی خدای‌‌نکرده در دوره‌‌های مختلف دچار جنگ‌‌های دیگری باشد همه آن‌ها نیز دفاع مقدس هستند یا نه؟ البته از این حرفم دچار هراس و تعجب نشوید چراکه دیدن چنین کاری در اندازه ملی و جامع، آینده‌‌نگری‌‌های هوشمندانه‌‌تر از این را هم می‌‌طلبد که بسیاری از آن‌ها در فضای سیاسی کنونی قابلیت مطرح شدن ندارد! بنابراین مفهوم «دفاع مقدس» اصطلاح تمام‌‌عیار و بلاشبهه‌‌ای برای پوشش موضوعی جنگ ایران و عراق نیست.

*می‌‌رسیم به قابلیت‌‌های اطلاع‌‌رسانی در این حوزه! به باور شما خود این مفاهیم چه قابلیت‌‌هایی برای اطلاع‌‌رسانی دارند؟
- پیش‌‌تر نیز در برخی از گفت‌‌وگوهایم با مطبوعات گفته‌‌ام که اساساً پرداختن به موضوع جنگ، سروکار داشتن با تمام علوم بشری از جمله ادبیات، هنر، تاریخ و علوم اجتماعی است. حضور بی‌‌وقفه جنگ در طول تاریخ بشری تبعات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بسیاری را در پی داشته است به‌‌طوری‌‌که می‌‌توان این تبعات را در شمار فراوان کتاب‌‌ها، رسالات، مقالات و پژوهش‌‌ها دید. از این حیث می‌‌توان گفت که یک کتابخانه تخصصی جنگ می‌‌تواند بر اساس این گستره موضوعی مناسب، امور اطلاع‌‌رسانی ویژه‌‌ای را سامان دهد. به همین سبب، فی‌‌المثل در حوزه منابع فارسی، بخش قابل توجهی از آثار در گسترة کار ما قرار می‌‌گیرد.

*می‌‌توانید به شکلی بعضی از مصداق‌‌‌‌ها را بگویید؟
- آثاری همچون تذکره‌‌ها و شرح احوال و آثار پژوهشی به دلیل موضوعیتی که در حوزه‌‌های اطلاع‌‌رسانی دارند در اینجا جایگاه ویژه‌‌ای پیدا می‌‌کنند همچون یک خاطره جنگ، که برای کتابداری و حوزه‌‌های عمومی اطلاع‌‌رسانی فقط یک خاطره جنگ است اما برای یک کتابخانه تخصصی جنگ، بخش‌‌بخش درون‌‌مایة آن دارای بار اطلاعاتی پیرامون وقایع، اشخاص و امکنه است که می‌‌بایست استخراج شود.
حتی در مورد آثار خلاق هم قضیه به همین شکل است. فی‌‌المثل یک قصه ایرانی، در حوزه اطلاع‌‌رسانی عمومی، یک داستان فارسی است و حتی جنگ نیز چندان موضوعیتی برای آن پیدا نمی‌‌کند اما در کار تخصصی، این داستان به شکل ویژه‌‌ برای وقایع، اشخاص، مکان‌‌ها، گروه‌‌های اجتماعی همچون زنان و کودکان و گروه‌‌های شغلی چون خلبانان بازنمایی اطلاعات می‌‌شوند. البته باید یادآور شد که آنچه از مستندات استخراج می‌‌شود کارکرد اطلاع‌‌رسانی متفاوتی با داده‌‌های آثار خلّاق دارد.

*نوع پاسخ‌‌گویی به مراجعان چگونه است؟
- تلاش اصلی بنده و همکارانم مبتنی بر ایجاد فضایی فرهنگی برای مشاوره و پاسخ‌‌گویی است و صدالبته مطالبة مراجعان خود را به‌‌عنوان سرمایه‌‌های یک پژوهش تلقی می‌‌کنیم و قدر می‌‌نهیم. البته همین علاقه و استقبال هم گاهی موجب سوءتفاهم‌‌هایی می‌‌شود. مثل آن دوست خبرنگاری که در سرآغاز گزارش خود از کتابخانه جنگ، استقبال ما را، از مراجعان، به بیکاری تعبیر کرده بود! گرچه در ادامه گزارش گفته بود که این برداشت اولیه‌‌اش اشتباه بوده است. به‌‌هرحال تلاش کرده‌‌ایم که وقتی مراجعه‌‌کننده‌‌ای وارد کتابخانه می‌‌شود دست خالی نرود.

* آثار بر چه اساسی انتخاب می‌‌شوند؟
- ببینید وقتی مدعی می‌‌شویم که قصد انجام یک پروژة مقرون به موفقیت برای نیل به یک مرکز اطلاع‌‌رسانی جنگ را داریم باید به قواعدی نیز تن دهیم هرچند که فضا، نیروی انسانی و منابع مالی محدود این کتابخانه گاه ضریب کارآمدی آن را کاهش می‌‌دهد، اما به‌‌هرحال می‌‌کوشیم تا کل آثار این حوزه موضوعی را شناسایی و جمع‌‌آوری و سامان‌‌دهی و با حداکثر توان و علم خود بستر اطلاع‌‌رسانی تخصصی را فراهم کنیم.

* در اینجا سؤالی پیش می‌‌آید و آن اینکه در یک کتابخانه تخصصی، مثل کتابخانه جنگ شما، آیا باید برای جمع‌‌آوری منابع دوست و دشمن، خودی و غیر خودی، ارزشی و ضد ارزش، رسمی و زیرزمینی، منتشره داخل و خارج و مرزبندی‌‌های مشابه محدودیتی قائل شد؟
- یکی از اصولی که کتابخانه‌‌های تخصصی و پژوهشی را بامسمّا می‌‌کند جمع‌‌آوری تمام آثار حوزه موضوعی خود، بدون لحاظ کردن مرزهایی است که برشمردید. شاید بخشی از پرهیز ما برای نام‌‌گذاری ارزشی و تبلیغی و با رویکرد دیدگاه رسمی ـ دولتی یک کتابخانه تخصصی همین مسئله باشد. چراکه بار ارزشی نام یک کتابخانه می‌‌تواند وجود بسیاری از منابعی که در ضدیت با آن ارزش برشمرده می‌‌شوند را زیر سؤال ببرد.
اساساً کتابخانه‌‌های تخصصی از مراجع اصلی پژوهش‌‌های هر دایرة موضوعی هستند و بدون توجه به مرزبندی خاصی باید تمام منابع را جمع‌‌آوری کنند. اما برای احترام به قواعد رسمی و فرهنگی یک جامعه، می‌‌توانند سطح دسترسی برای منابع را مشخص کنند تا مبادا یک رویکرد علمی، محیط اطلاع‌‌رسانی را برای استفاده‌‌های سیاسی، حزبی و گروهی آلوده کند.
فی‌‌المثل در دوره‌‌ای خاص مجدّانه پیگیر آثار عربی چاپ‌‌شده در دورة حکومت صدام درخصوص جنگ ایران و عراق بودیم و در این میان آثار قابل توجهی فراهم شد که در سمت و سوی دشمنی با ملت ایران قرار داشتند. مسلماً داشتن این آثار، برای یک کتابخانه تخصصی از منظری پژوهشی و فرهنگی و برای تبیین عملکرد رسمی دشمن بسیار اهمیت دارد. بخش قابل‌‌ توجهی از این آثار در سال 1999، یعنی حدود دو سال قبل از سقوط صدام منتشر شده بود. اگر درست به خاطرم مانده باشد عنوان یکی از این آثار «مدینه الذئاب» یعنی شهر گرگ‌‌هاست. مراد شهر گرگان خودمان است که محل استقرار یکی از اردوگاه‌‌های اسرای عراقی بوده است. این آثار به شکلی کاملاً تبلیغی از یک متجاوز و سربازان او قهرمان و شهید می‌‌سازند.

* می‌‌رسیم به آمار و ارقام، اکنون کتابخانه در چه وضعیتی است؟
- حاصل این تلاش هفت‌‌ساله از سویی شناسایی، جمع‌‌آوری و سامان‌‌دهی حدود شش هزار و دویست عنوان کتاب فارسی، قریب به دویست عنوان کتاب عربی و بیش از دویست و هفتاد اثر به زبان لاتین است که در میان کتاب‌‌های فارسی از حدود پنج ‌‌هزار و پانصد عنوان کتابی که در موضوع جنگ ایران و عراق منتشر شده بیش از پنج هزار عنوان آن را ما در اختیار داریم و امیدواریم تا پایان سال 86 مابقی را نیز مهیا کنیم. به این ترتیب در این خصوص علاوه بر اطلاعات کامل که در اختیار داریم منابع قابل توجهی نیز فراهم شده است. همچنین نزدیک به دو هزار شماره نشریه تخصصی و ویژه‌‌نامه و شمار معتنابهی لوح فشرده، پایان‌‌نامه، آلبوم عکس و جزوه در زمینة جنگ ایران و عراق و دیگر جنگ‌‌ها موجود است.
در کنار امر گردآوری و سامان‌‌دهی کوشیده‌‌ایم تا طرح‌‌های پژوهشی و اطلاع‌‌رسانی گوناگونی از جمله «سرعنوان‌‌های موضوعی و اصطلاح‌‌نامة جنگ» را پیگیری و رده‌‌بندی ویژه‌‌ای برای آثار جنگ فراهم کنیم. نیز پیگیر نرم‌‌افزار اطلاع‌‌رسانی ویژه‌‌ای تحت وب و با امکان ارائه در لوح فشرده هستیم. همچنین مدتی است که به این کتابخانه شماره استاندارد بین‌‌المللی کتابخانه‌‌ها (ISIL) اختصاص یافته است. این موضوع نشان از آن دارد که ما سعی کرده‌‌ایم در محدودة ملی، حضوری رسمی داشته باشیم.

* ظاهراً از کتابخانه جنگ استقبال خوبی شده است...
- اگرچه در مجموع استقبال بد نبوده اما به‌‌هرحال ما انتظار دیگری داشته‌‌ایم و داریم. در برخی از موارد نیز این مسئله با شگفتی همراه بوده است. به همین بسنده می‌‌کنم که برخی اوقات در موقعیتی که انتظار استقبال داشتیم با بی‌‌مهری مواجه شده‌‌ایم و بالعکس! یا اینکه از جایی که انتظار نداشتیم پشتیبانی و حمایت شده‌‌ایم.

* ارتباط این کتابخانه در گسترة وب با مخاطبان به چه صورتی است؟
- مستحضر هستید که سایت‌‌های موجود در حوزة جنگ و دفاع مقدس چندان روشمند و سازمان‌‌یافته و تعریف‌‌شده در شبکه اینترنت حضور نیافته‌‌اند و به لحاظ اطلاع‌‌رسانی چیز دندان‌‌گیری برای عرضه ندارند. ما تلاش کرده‌‌ایم به سمتی پیش‌‌ برویم که در آینده یک وب‌‌سایت جامع فراهم کنیم. اکنون وبلاگی مبتنی بر احترام به مراجعه‌‌کننده در این مجال ایجاد شده تا در ضمن پاسخ‌‌گویی به پرسش‌‌های مراجعه‌‌کنندگان و ایجاد فضای گفتمان پیرامون جنگ و اطلاع‌‌رسانی آن، یک بستر تخصصی و روزآمد در ارائة اطلاعات نیز فراهم شود. به‌‌هرحال نوع نگاه ما به مباحث اطلاع‌‌رسانی باعث شده تا برای این حضور وسواس ویژه‌‌ای به خرج دهیم وگرنه برپایی وب‌‌سایت‌‌ها، بدون توجه به ادامة حیات آن و کاری که بناست انجام دهد در این کشور امری سهل و ممتنع شده است. پس برنامه‌‌ریزی شده که سایت مورد اشاره دوزبانه باشد و تمام اطلاعات فراوری‌‌شدة این کتابخانه در آن به شکل درون‌‌خطی (آنلاین) نیاز مراجعان را پاسخ‌‌گو باشد.
جریان اطلاع‌‌رسانی پیرامون آثار جنگ و دفاع مقدس امری روزمره و ضرورتی مستمر است و بزرگ‌‌ترین گرامیداشت برای این جریان آن است که امکان حضوری پرمایه و روزآمد را در رسانه‌‌ها پیدا کند؛ البته در آن بخشی از رسانه‌‌ها که امور اطلاع‌‌رسانی را دنبال می‌‌کنند.

منبع: ماهنامه سوره/ شماره 36

شنبه 13 تیر 1388
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
اخبار مرتبط
اخبار مرتبط