بعدی
بعدیبازگشت
بعدیبازگشت
  • گفتگو با عابس قدسی، مدیر مؤسسه «کتاب آفتاب» مشهد
  • کتابفروشی 1

گفتگو با عابس قدسی، مدیر مؤسسه «کتاب آفتاب» مشهد

عابس قدسی، مدیر موسسه «کتاب آفتاب» مشهد است که سال هاست علاوه‎بر توزیع کتاب به سرتاسر کشور، از طریق فروشگاهی کوچک با مخاطبان خاص خود نیز ارتباط مستقیم دارد. این مجموعه که قدسی، همسر و برادرش گردانندگان اصلی آن هستند، مشتریانی پر و پا قرص دارد، چراکه ویژگی اصلی «کتاب آفتاب» هدف مند بودن آن در انتخاب مخاطب است. صاحب کتاب‎فروشی‎، بنا ندارد هر کتابی، حتی اگر خوب باشد را عرضه کند؛ او مخاطب خود را طیف مذهبی به‎خصوص نسل جوان هدف‎گزاری کرده و همین راز موفقیت اوست. ویژگی کم‎نظیر این مجموعه آن است که فروشندگان تا کتابی را نخوانده باشند و نشناسند، در قفسه کتاب‎فروشی نمی‎گذارند، بدین ترتیب، «کتاب آ‏فتاب» علاوه‎بر فروش کتاب، مشاوره کتاب هم عرضه می‎کند، البته این دومی رایگان است. این مجموعه اخیرا با نام نشر «سپیده باوران» به حوزه تولید هم وارد شده است. اما این‎که در پرونده کتاب‎های عامه‎پسند مذهبی به سراغ او رفتیم، داستان دیگری دارد. «کتاب آفتاب» با آن‎که خود یک فروشگاه فرهیخته‎پسند است، از قضای روزگار در مرکز خرید کتابی واقع در چهارراه شهدای مشهد قرار دارد که محل عرضه کتاب‎های عامه‎پسند مذهبی است. خاصیت این مصاحبه، در تجربه مستقیم او در همسایگی‎اش با مرکز عرضه این نوع محصولات است. چکیده ای از گفت وگوی مفصل ما را با وی می خوانید.توصیه می کنیم که شکل کامل مصاحبه را در سایت پنجره بازدید بفرمایید، مصاحبه ای که حاوی مثال های شنیدنی متعددی از آشفته بازار کتاب های مذهبی و سوءمدیریت مسوولان فرهنگی کشور است

*می‎خواهیم درباره شکل‎گیری پدیده‎ای به اسم پاساژ مهستان و نظایر این بازار کتاب در شهرهای دیگر صحبت کنیم. بازار کتابی شکل گرفته است که طیف خاصی از مذهبی‎ها خریدار آن هستند و محصولات آن عامه‎پسند است و این ماجرا آن‎قدر جدی شده است که اکنون جای آن دارد تا درباره کتاب‎های زرد مذهبی سخن بگوییم.
ناشر یا کتابفروش وقتی موفق است که مخاطب خودش را تعریف کرده باشد، یعنی بداند که برای چه می‎خواهد کتاب چاپ کند و به چه کسی قرار است کتاب بفروشد. با چنین دیدی، طیفی از ناشران ما که می‎دانند از بازار کتاب چه می‎خواهند، همین ناشرانی هستند که در تهران، پاساژ مهستان مرکز آن است، در قم پاساژ قدس یا روبه‎روی مسجد جمکران و، در مشهد هم چهارراه شهدا و به همین منوال در اکثر شهرهای بزرگ، پاتوق خاص خودشان را دارند. بخش مهمی از بازار نشر دست این‎هاست، اگرچه مخاطبانشان از حیث سرانه خرید، خرید بالایی ندارند‏، اما جمعیت زیادی را شامل می‎شوند، کتابی مثل گنج‎های معنوی در همین کتاب‎فروشی‎ها عرضه می‎شود و تیراژش سر به میلیون می‎گذارد.

*نویسنده این کتاب کیست؟
آقای رضا جاهد، احتمالا شما این کتاب را ندیده‎اید.

*چرا‏، اتفاقا این کتاب از زمان دور‏، نمی‎دانم چگونه به قفسه کتابخانه شخصی من راه یافته است، چون خودم نخریده‎ام.
«گنج‎های معنوی» پدیده‎ای در این جنس از کتاب‎ها بود. اولین چاپش با عنوان «داروخانه معنوی» عرضه شد که استقبال گسترده‎ای از آن به‎عمل آمد. این، نقطه‎ عطفی برای این دست از ناشران و کتابفروش‎ها‎ بود که بدانند روی چه چیزی باید سرمایه‎گذاری کنند. شنیده بودم که پیشنهاد تألیف کتاب «داروخانه معنوی» را ناشر به مؤلف داده بود.آقای رضا جاهد خودش از کسبه بازار مشهد بوده، در آن مقطع ظاهرا به‎خاطر موقعیت خاصی که به آن دچار می‎شود، امتیاز کتاب را پیشاپیش به ناشر می‎فروشد. بعدا که کار چاپ می‎شود و مخاطبان، استقبال عجیبی از آن می‎کنند، آقای جاهد نسخه دوم کار را به‎نام «گنج‎های معنوی» روانه بازار می‎کند. این نسخه دوم، واقعا تیراژ عجیب و غریبی دارد.

*موضوع کتاب چیست؟
یک‎سری ادعیه را از جاهای مختلف برداشته و چه بسا بخش عمده‎اش را از خود مفاتیح الجنان جمع آوری کرده باشد. ادعای کتاب این است که این دعاها برای حل مشکلات، رفع گرفتاری‎ها و رسیدن به آرزوهای خصوصا دنیوی مؤثر است. تحلیل جامعه‎شناسی‎اش به نظرم این باشد که وقتی مردم به هر دلیلی از اسباب و علل مادی قطع امید می‎کنند و نمی‎توانند به شکل طبیعی به‎خواسته‎های خود برسند، به معنویت پناه می‎برند. این اتفاق حتی در کشورهایی که به‎ظاهر خیلی مذهبی هم نیستند، افتاده است. کتاب «گنج‎های معنوی» دقیقا روی همین نقطه دست گذاشته است. کتابی که کمکتان می‎کند به هر آرزویی برسید، بیماری‎هایتان مداوا خواهد شد‏، بدهی‎هایتان را خواهید پرداخت و قس علی هذا. یک کتاب ساندویچی که هرکس آن را داشته باشد، مجبور نیست برود در حواشی مفاتیح یا دیگر کتاب‎های ادعیه جست‎وجو کند.

*به نظر شما مخاطب پاساژ مهستان و نظایر آن، کدام طیف از مخاطبان هستند؟
مخاطب مذهبی که اتفاقا کتاب‎خوان هم نیست، ولی طیفش گسترده است. این‎ ناشران روی سوژه‎هایی دست می‎گذارند که می‎دانند مخاطبان فراوانی خواهد داشت که حتی اگر عادت به کتاب خریدن نداشته باشند، از آن استقبال خواهند کرد. ناشران به اصطلاح روشنفکر، هم از یک نظر دیگر خیالشان راحت است. آن‎ها مخاطب ثابتی دارند که در سبد خریدش، حجم معین و متشابهی را به کتاب اختصاص می‎دهد.

بد نیست اگر جنس کتاب‎های این دسته از ناشران را تقسیم‎بندی کنیم. اما وجوهی دیگر هم در کار است. بخشی دیگر نوعی تذکره‎نویسی برای کسانی است که به عرفان مشهور شده‎اند یا در شکل دیگرش، دستورالعمل‎های عرفانی از این بزرگان، اکثر کتاب‎های این دسته، حاصل کتاب‎سازی هستند.
یک نکته دیگر این است که این زمینه تذکره‎نویسی و کرامات‎نویسی، بی‎ارتباط با زمینه اول یعنی کتاب‎هایی مثل «گنج‎های معنوی» نیست. همان‎طور که آن‎جا با نگاه کاربردی به ادعیه توجه می‎شود و نوعی دامن‎زدن به محرومیت‎ها و مشکلات مردم است، این قبیل کتاب‎ها هم، بیش از جنبه‎ جدی سیر و سلوکی، جنبه‎ای از روایت‎گری دارند و در حقیقت، خواننده با خواندن روایت زندگی یک عارف، تسکین پیدا می‎کند.

زمینه دیگری که براساس آن در بازار کتاب‎های مذهبی، کتاب ساخته می‎شود، زمینه جن و روح است. البته شکل حرفه‎ای این زمینه را باید در بازار سیاه جست‎وجو کنیم، مقصودم کتاب‎های طلسمات‎ و اوراد و غزایم است.
اخیرا بازار کتاب‎های مربوط به رمل خیلی خیلی در مشهد داغ شده است. بعضی از همکاران ما این کتاب‎ها را که مجوز چاپ هم ندارند، به‎صورت افست چاپ می‎کنند و می‎فروشند تا جایی‎که الان همه می‎دانند، فلان کتاب مربوط به رمل در مشهد، در فلان کتاب‎فروشی گیر می‎آید. این‎ها روی چیزهایی متمرکز شده‎اند که به ماورالطبیعه مرتبط بوده و باور به آن‎ها صرفا براساس متون دینی است و چندان بحث علمی درباره آن نمی‎شود کرد، بنابراین کنجکاوی برمی‎انگیزد؛ نمونه واضحش «فشار قبر» است.بعضی از کتاب‎هایی که در این بازار خاص درباره فشار قبر منتشر شده‎اند، فروش فوق‎العاده‎ای داشته‎‎اند.

*علت این استقبال چیست؟
نمی‎دانم در تهران هنوز این رسم هست یا نه اما در خراسان اگر کسی فوت کند، یکی از کارهای خیری که مرسوم است بازماندگان برای مرده بکنند، این است که یک جعبه سی‎پاره، شصت پاره یا صدوبیست پاره بخرند و به نیت آن مرحوم وقف کنند. عکسش را هم پشت مجموعه می‎چسبانند و هدیه به مساجد می‎دهند. آن‎قدر هدیه داده‎اند که متولیان مساجد دادشان در آمده است، چون جا برای نگه‎داری ندارند و اصلا این تعداد، مورد استفاده واقع نمی‎شود، چون اگر مسجد دو سه جعبه از این‎ها داشته باشد، برای مجالس ختم نسبتا شلوغ هم کافی است، ولی چون رسم شده است، از میان این همه کار خیر، همین یکی مورد استقبال واقع می‎شود، تأکید می‎کنم؛ چون رسم شده است. این وسط، ناشران این‎گونه قرآن‎ها، هستند که بار خود را می‎بندند.

اگر یادتان باشد، چند سال پیش رهبر انقلاب روشنگری کرد و قمه‎زدن ممنوع شد. ایشان روی خرافه‎زدایی تأکید کردند و مداحان را توصیه به خواندن از روی مقاتل معتبر کردند و به‎طور خاص از لهوف، نفس المهموم و منتهی‎الآمال نام بردند. به برکت دقت‎نظری که ایشان به خرج دادند، کتاب‎های جدی و مهمی مثل لهوف، نفس المهموم و منتهی‎الآمال به میان عوام مذهبی ما رفت.
کتاب‎های مرحوم علامه مجلسی مثل جلاءالعیون و حیات‎القلوب و از همه معروف‎تر حلیه‎المتقین هم در این قبیل کتاب‎فروشی‎ها هست. چون مجلسی اولین عالم بزرگ شیعه بود که مخاطب خودش را صرفا شاگرد خودش فرض نکرد و برخی از کتاب‎هایش را از ابتدا به قصد عوام مردم نوشته است.

مثلا «سنن النبی» مرحوم علامه طباطبایی هم در این قبیل کتاب‎فروشی‎ها هست و فروش خیلی خوبی دارد. یک زمینه دیگر از کتاب‎های این بازار نشر، برخی از کتاب‎های مربوط به جبهه و جنگ است.
این بیشتر به سال‎های اخیر مربوط می‎شود که رونق این کتاب‎ها بیشتر شده است.

اگر بخواهم مثال بزنم مثلا کارهای مرحوم ابوالفضل سپهر. آن مرحوم، خود پدیده‎ای بود که دیده نشد اما به‎خاطر «غریزی» برخورد کردن با یک قالب فولکلور و آوردن آن در یک زمینه تجربه نشده که همان مسئله جنگ باشد، آثارش از ارزش هنری بی‎بهره نیست؛ البته جالب است که در این کتاب‎فروشی‎ها استقبال خوبی از او می‎شود.
نمی‎خواهم بگویم مخاطب آثار مرحوم سپهر، همه عوام بوده‎اند، ولی فی‎الجمله، ایشان زمینه کاریش «متل» بوده و می‎دانیم که متل، اصالتا مربوط به فرهنگ عام است، پس بیهوده نیست که کار ایشان مورد استقبال واقع شده است.زمینه دیگری که حتما باید به آن اشاره کرد کتاب‎های مربوط به حوزه انتظار است. شما در این سنخ از کتابفروشی‎ها تا دلتان بخواهد درباره این موضوع، کتاب می‎بینید. از کارهای فرهیخته و مستند مثل نجم ثاقب که اقلیت‎اند تا اکثریتی از کتاب‎هایی که درباره «تشرف» و «ملاقات» است. از جنس کتاب‎های آقای سید حسن ابطحی در این بازار، الی ماشاءا... هست، متأسفانه این تیپ کتاب‎ها که راوی ملاقات با امام زمان باشند و چنین ادعاهایی را طرح کرده باشند، در بازار نشر زیاد است و بحمدا...، ارشاد هرقدر در حوزه ادبیات سخت‎گیری می‎کند، در این حوزه اصلا سخت‎گیری نکرده است.اگر قرار بر سخت‎گیری باشد، حوزه مذهب باید سخت‎گیرانه‎تر باشد؛ وقتی که می‎گوییم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خود این عنوان ارشاد اسلامی، مبین این معناست که این دستگاه، خودش را متولی امور مذهبی مردم می‎داند. یکی از اهتمام‎های جدی ارشاد، مبارزه با خرافه‎گرایی باید باشد و در این زمینه، من خیلی به‎ندرت دیده‎ام که ممیزی اعمال شود. هرگونه کتابی چاپ و خیلی راحت پخش می‎شود و جالب‎تر از همه این‎که این‎‎گونه کتاب‎ها، جزو آمار نشر کتاب‎های مذهبی هم به‎حساب می‎آیند. یادم می‎آید که یکی از مشاورین آقای مسجد جامعی پز می‎داد که در دوره ایشان، آمار نشر کتاب‎های مذهبی چند برابر شده است، در حالی‎که خود همین آقای مشاور وزیر، یکی از ناشران این نوع کتاب‎ها بوده است. از آقای مهاجرانی گرفته تا صفار هرندی همه در آمارشان این‎گونه کتاب‎ها را جزو آمار کتاب‎های مذهبی حساب می‎کنند، چون تعریف مشخصی از کتاب مذهبی وجود ندارد. برای نسل انقلاب، کتاب بزرگانی چون‎ مطهری، شریعتی، دستغیب، طالقانی و بازرگان کتاب مذهبی به حساب می‎آید. آیا این‎ها هم کتاب مذهبی هستند و مثلا کتاب «صلوات کلید حل مشکلات» هم کتاب مذهبی است؟

یکی دیگر از خصوصیات این فروشگاه‎ها این است که اقلام صوتی تصویری از هیئت‎ها عرضه می شود. اقلام مورد نیاز برای هیئت‎داری حتی بر فروش کتاب غلبه دارد.
خیلی خیلی غلبه دارد. یک‎بار آقای رضا امیرخانی در شیراز سخنرانی داشت و آن‎جا لطفی هم کرده بود و درباره مجموعه ما چیزهایی گفته بود. مدتی بعد چند تماس جداگانه از شیراز با من گرفته شد که ما می‎خواهیم مشابه کار شما را در شیراز بکنیم.
همه هم یک‎جورهایی به مجموعه آقای انجوی‎نژاد وصل بودند که مخاطب خیلی گسترده‎ای دارد. یکی از این‎ها به مشهد آمد که با ما مشورت کند. گفتم: فلانی! شما قبل از این کار شغلت چه بوده است. گفت: سی‎دی فروشی. گفتم: چه نوع سی‎دی می‎فروختید. گفت: سی‎دی‎های مذهبی و مداحی و ... گفتم: اصلا وارد این کار نشو. اما به خرجش نرفت و به اصرار از من کتاب گرفت و برد و بعد از شش ماه کتاب‎ها را برگرداند.شما سی‎دی خام را به صد تومان می‎خرید و رایت می‎کنید و پانصد می‎فروشید؛ نه پول زیادی صرف کرده‎ای، نه کارتن کتاب روی کولت گذاشته‎ای، نه اصلا این کار فضای زیادی اشغال می‎کند؛ کل سرمایه شما مثلا یک هارد پانصد گیگ است. هرچیزی را می‎توانی داخل هاردت بریزی و رایت کنی. هم در مشهد هم جاهای دیگر، خیلی‎ها دچار توهم شدند که بازار نشر پر درآمدتر و پررونق‎تر است، اما بعد از مدتی جمع کرده‎اند. اتفاقا به شما بگویم که بخش غالب فروش همین مهستان و امثال آن، از همین سی‎دی‎هاست و کتاب در حاشیه است.

*حالا اصلا این حرف‎ها چه کارکردی دارد؟ به نظر شما مخاطب این مصاحبه ما چه کسی است؟
سال‎هاست که می‎گوییم کتاب‎خوانی؛ به نظرم باید بگوییم «کتاب خوب‎خوانی» در کتابفروشی‎ها نودونه درصد کتاب‎ها حتی ارزش یک‎بار مطالعه هم ندارد، اخیرا آقای اسفندیاری کاری به‎نام کتاب‎پژوهی منتشر کرده است. آن‎جا گفته که بدون اغراق نودونه درصد کتاب‎های بازار نشر ارزش یک‎بار خواندن هم ندارد. به نظر من ادعایش ادعای گزافی نیست. می‎توانید امتحان کنید. یک‎بار به یک کتابفروشی که هدفمند کتاب نچیده باشد، بروید. خواهید دید که از میان انبوهی کتاب، باید همه را پس بزنید و یک کتاب خوب پیدا کنید. با چنین نگاهی مخاطب ما خود مردم هستند که دقت کنند و مشورت کنند در خرید کتاب، به‎خصوص کتاب مذهبی. همچنین دیگر مخاطب ما، مسئولان و مدیران فرهنگی هستند. در خیلی از حوزه‎ها ما بازار نشر را بیش از حد شلوغ کرده‎ایم و امکان گزینش کتاب خوب را برای مردم دشوار ساخته‎ایم. یکی از علل عدم اقبال مردم به کتاب واقعا همین سردرگمی است. فضاهای هدفمند برای فروش کتاب بسیار کم است. من فقط به تجربه کتاب‎فروشی خودمان اشاره می‎کنم. ما کاری که کردیم، این است که مخاطب خودمان را طیف مذهبی کتاب‎خوان هدف‎گزاری کردیم. جلد به جلد کتاب‎هایی که در فروشگاه مان می‎فروشیم، با این هدف سنجیده شده است. چه بسیار کتاب‎های پرفروشی که من آن‎ها را در قفسه مغازه‎ام نمی‎گذارم، چون می‎دانم مشتریان خاصی دارم که این کتاب، برایشان الان مسئله نیست. نتیجه این شده که از تهران می‎آیند و از ما کتاب می‎برند. در حالی‎که در تهران این همه فروشگاه کتاب بزرگتر از ما و قدیمی‎تر از ما هست، چرا؟ چون ما فضای هدفمند فراهم کرده ایم و او می‎داند که این قبیل کتاب‎ها را پیش ما پیدا می‎کند.

منبع: هفته نامه خبری تحلیلی پنجره - هفته اول آذر 88

جمعه 16 خرداد 1399
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی