فراخوانی فراخوانی ...

کتاب خاطرات حاج حسین یکتا به چاپ چهارم رسید

چاپ چهارم کتاب «مربع های قرمز» همزمان با سالروز شهادت شهید مهدی زین الدین روانه بازار شد.

یکشنبه 27 آبان 1397

به گزارش پاتوق کتاب فردا به نقل از خبرگزاری فارس، چاپ چهارم کتاب «مربع های قرمز» همزمان با سالروز شهادت شهید مهدی زین الدین روانه بازار شد.
این کتاب روایتی است از بازیگوشی های کودکانه سربازان امام خمینی تا روزهای امدادگری و شناسایی و چشیدن طعم تلخ قطعنامه.
«مربع های قرمز» پر است از خاطرات ترش و شیرین و گاهی تلخ نوجوانانی که در مکتب امام خمینی یک شبه مرد شدند. از آنها میان غرش تانک و صفیر گلوله قد کشیدند.
آنها که این روزها رد پای غبار میانسالی بر موهایشان نشسته و هنوز در گوشه ای و سنگری تمام قامت کنار انقلاب ایستاده اند. و آنها که پایشان به آسمان باز شد و به لقا الله رسیدند.
همان ها که امام در موردشان فرمود : «این جانب از دور دست و بازوی قدرتمند شما را که دست خداوند بالای آن است می بوسم و بر این بوسه افتخار می کنم.» (١) صحیفه امام جلد ١٦ ص ١٤٣)

برشی از کتاب:
یادم نیست روز عید غدیر بود یا چندروز بعد که آقامهدی به مقر آمد. حضورش برایمان حکم عیدی را در آن عید داشت. نفس از کسی درنمی آمد. روی زمین خنک به خط نشسته بودیم. آقامهدی می گفت و بغض به گلویمان چنگ می انداخت. دورمان را کوه های بلند گرفته بود. باد خودش را از روی آب سد بین صف های بچه ها جا می کرد و مورمورمان می شد.
عملیات پاسگاه زید لغو شده بود. آقامهدی سرش را زیر انداخته بود و برایمان توضیح داد. چه قدر تشنه ی آتش بودیم. بااین خبر بچه ها را به خاک دوختند. کوه های دورمان تبدیل به غصه شد و روی دلمان نشست. حال آقامهدی هم بهتر از ما نبود:
-راه شهادت هنوز باز است. این عملیات نشد عملیات بعدی.
سعی می کرد دلداری مان دهد. دیدم که چندنفر بین صف ها اشکشان را با سرشانه شان پاک کردند. فکرش را هم نمی کردیم عملیات لغو شود. آقامهدی هنوز امید داشت. خواست که لشکر را خالی نکنیم.
این که نیروهای گردان جمع باشند برای لشکر یک امتیاز است آن هم نیروهای آموزش دیده و آماده عملیاتی مثل ما.
اگر می رفتیم به این راحتی نمی شد جمعمان کنند.
آقامهدی از بچه ها خواست که اگر مرخصی رفتند زود برگردند. ماهم از خداخواسته. کجا را بهتر از این خاک پیدا می کردیم؟ همه چیز دنیا پشت این کوه ها مانده بود؛ زرق و برقش لذت و سختی اش و اهالی اش. این جا ما بودیم و آسمان و راه های صعود به آن.
سخنرانی زین الدین که تمام شد بچه ها دورش ریختند. فرمانده را روی کولشان گذاشتند. در شلوغی بین بچه ها گیر کرده بود. دوست داشتیم آقامهدی خیالش از خالی نماندن لشکر راحت باشد.
هرکس دستش می رسید سر و روی آقامهدی را می بوسید. رویم نشد جلو بروم. از دور آقامهدی و جمعیتی که دورش حلقه شده بود را نگاه می کردم. چه قدر محبت بین آن شلوغی موج می زد...
کتاب مربع های قرمز خاطرات شفاهی حاج حسین یکتا در ١٤ فصل و در 543 صفحه با قیمت پشت جلد 35000 تومان به قلم زینب عرفانیان توسط انتشارات شهید کاظمی روانه بازار نشر شد.

کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
اخبار مرتبط