فراخوانی فراخوانی ...

انتقاد خسروشاهی از بی توجهی به نهضتهای اسلامی

954 بازدید

افراد مرتبط با خبر : سید هادی خسروشاهی

تاریخ ثبت : چهارشنبه 13 بهمن 1389

تاریخ ویرایش : پنج‌شنبه 14 بهمن 1389

کد : 8122

نهضت‌های اسلامی در جهان معاصر که محصول جریان گسترده «بیداری اسلامی» است، از پدیده‌های جالب توجه در دنیای معاصر است. این پدیده تا بدان پایه دارای تأثیر بوده که جامعه‌شناسان غربی را به اذعان به این واقعیت واداشته است که بسیاری از کشورهای اسلامی به‌ویژه کشورهای مسلمان خاورمیانه در معرض «انقلاب» قرار دارند. در بازکاوی این پدیده شگرف سؤالاتی را به محضر محقق دیرپای نهضت‌های اسلامی معاصر، استاد سیدهادی خسروشاهی ارسال داشتیم و آنچه در پی می‌آید، پاسخ مکتوب ایشان به پرسش‌های «جوان» است. با سپاس از ایشان که پذیرای درخواست ما شدند.

* تعریف حضرتعالی از «نهضت اسلامی» چیست؟

هر نوع حرکت فعّال جهت دار و سازمان یافته در راستای احیای ارزش های الهی و حاکم ساختن اصل قسط و عدل در یک جامعه مسلمان نشین را می توان «نهضت اسلامی» نامید که البته در بلاد مختلف، با تعبیرات و اصطلاحات ویژه آن ها، مانند: حرکت، جنبش، تحریک، نهضت و... نامیده می شود. پس هر حرکت یا نهضت اسلامی در شکل عام خود، باید در راستای احیای ارزش ها باشد که در طلیعه آن ها قیام لله، مثنی و فرادا قرار دارد، یعنی هدف از این امر نباید رسیدن به قدرت ظاهری یا پست و مقام باشد، بلکه هدف اصلی، ادای تکلیف و انجام وظیفه است در راه خدا است، خواه به نتیجه ظاهری مطلوب برسد یا نرسد.

* تحلیل جنابعالی از جریان شناسی نهضت های اسلامی کنونی چیست؟

تحلیل جریان شناسی نهضت های اسلامی کنونی را نمی توان در یک گفتگوی کوتاه بررسی کرد امیدواریم که در یک بحث مستقل در این باره گفتگو کنیم. البته بطور کلی باید اشاره کرد که نهضت های اسلامی در کلیت خود، انگیزه واحد و گرایش و هدف مشترکی را پی گیری می کنند، ولی نمی توان برای همه حرکت ها و نهضت ها، مسیر واحدی را تعیین کرد، بویژه که در هر کشور و سرزمینی، برداشت ها و صفت های خاصی مورد توجه و نظر رهبری نهضت ها قرار می گیرد که باعث پیدایش جریان های مختلف می گردد، ولی در کل باید پذیرفت که اغلب این جریان ها، هدف واحدی را پی گیری می کنند.

* چه تفاوت یا شباهت هایی بین کارکردها، اولیت ها و روش های نهضت های اسلامی در محیط های جغرافیای سیاسی زیر می بینید:

الف) نهضت های اسلامی کشورهای تحت اشغال نظیر فلسطین، عراق، افغانستان، لبنان و...
ب) نهضت های اسلامی کشورهای تحت سلطه حکومت های استبدادی سکولار
پ) نهضت ها و حرکت های اسلامی مسلمانان در کشورها و مناطقی که اساساً مسلمانان به لحاظ جمعیتی در اقلیت هستند اما به لحاظ جغرافیایی تقریباً متمرکزند؛ نظیر مسلمانان جنوب تایلند، غرب چین و...
ت) حرکت های اسلامی در کشورهایی که مسلمانان در اقلیت و به لحاظ جغرافیایی غیر متمرکزند؛ نظیر مسلمانان کشورهای اروپای غربی، آمریکا و...

در محیط ها و سرزمین های مختلف، علیرغم شباهت کلی در اصل هدف، نمی توان گفت که الزاماً کارکردها و اولویت ها یکسان و هم آهنگ باشد و یا اینکه با توجه به شرایط زمان و مکان، تفاوت هایی با بلاد دیگر نداشته باشد:

الف: در سرزمین های اشغال شده مانند: فلسطین، عراق، افغانستان و... یا تحت فشار و تجاوز دشمن مانند: لبنان و کشمیر و فیلیپین و امثال این ها، بی تردید باید به مقاومت و مبارزه و نبرد مسلحانه برای بیرون راندن دشمن متجاوز، اعم از امپریالیسم، صهیونیسم و یا ارتجاع وابسته، در اولویت کامل قرار گیرد و پی گیری و عملی کردن مسائل بعدی و اهداف نهضت، بستگی تام به پیروزی نهایی بر ضد دشمن دارد...

ب: حرکت های اسلامی سرزمین های تحت سلطة حکومت های استبدادی سکولار، با توجه به شرایط ویژه حاکم بر کشور، مانند: مصر، اندونزی، پاکستان، اردن و نظائر این ها، نمی توانند برای پیروزی از اقدامات جریان های مورد الف، استفاده کنند، چراکه حاکمیت های استبدادی، برای بقای خود از سرکوب بیرحمانه و کامل حرکت ابائی نخواهد داشت و در این راستا هیچ تردیدی به خود راه نخواهد داد... نمونه های مصر، سوریه، لیبی و حتی سودان دوران ژنرال جعفر نمیری و سرکوب بیرحمانه قدرتمندترین نیروی اسلامی معاصر ـ اخوان المسلمین ـ و قتل عام رهبری و کادرهای عادی آن، توسط عبدالناصر و جعفر نمیری و حافظ اسد ـ در جریان قتل عام حماه ـ می تواند نشان دهد که در این قبیل بلاد، باید برای پیشرفت هدف، از وسائل مسالمت آمیز مانند شرکت در انتخابات، به عنوان گروه «معارض» اپوزیسیون ـ و البته نه همکار رژیم ـ و کادرسازی و تربیت نسلی برای آینده و توسعه کارهای علمی ـ فرهنگی در سطح عموم و توده مردم استفاده شود. نمونه: ترکیه و حزب ملی «سلامت پارتی سی» اربکان و سپس حزب فضیلت و بعد اک پارتی سی اردوغان و عبدالله گل ...

امام خمینی(ره) در این رابطه، در کتاب حکومت اسلامی رهنمودی با این مضمون دارند: باید موجی از بیداری فکری و معنوی به وجود آوریم تا مانند یک جریان در سرتاسر جامعه ظاهر شود و به تدریج به شکل یک نهضت اسلامی به هم پیوسته، ترکیب یافته از بیدار شدگان و عناصر متعهد و مردم باایمان درآید که قیام می کنند و یک حکومت اسلامی تشکیل می دهند.

پ ـ در کشورها و مناطق مورد اشاره، مانند جنوب تایلند، غرب چین، منطقه قفقاز و چچن و... وضع با هر دو مورد بالا، فرق می کند، و فقدان اکثریت و با وجود حکومتی سکولار غیر هماهنگ با حرکت اسلامی، ایجاب می کند که برای جلوگیری از سرکوب قطعی، ـ نمونه چچن و غرب چین ـ به جنبة فکری، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بیشتر اهمیت داده شود ـ تا جنبه های صرفاً سیاسی... و البته اجرا و مراعات اصل عدم هماهنگی کامل با نظام حاکم، در این بلاد می تواند در جذب نیروهای جوان مسلمان مؤثر باشد.

ت: در کشورهایی که مسلمانان در اقلیت هستند و غیر متمرکز از لحاظ جغرافیایی، بی تردید وضع کاملاً با جاهای دیگر فرق می کند. در این کشورها، هدف اصلی حرکت های اسلامی باید در حفظ هویت اصلی و اصیل مسلمانان و تربیت فرزندان آن ها، همراه با یاحفظ ایجاد استقلال اقتصادی ـ فرهنگی و اجتماعی، متمرکز گردد. بدون توجه به این نکات، به تدریج نسل جدید این بخش از مسلمانان در آن کشورها، در جامعه فاسد غربی «استحاله» پیدا می کنند و از بین می روند. و بتدریج در مفاسد جامعه فاسد، غرق می شوند. البته حفظ هویت، آداب و رسوم مذهبی و ملی، گسترش روابط صمیمانه با همة پیروان مذاهب اسلامی گونه گون، و نشر کتب، مجلات و روزنامه ها و سپس ایجاد رسانه های جمعی از قبیل رادیو، تلویزیون و ایجاد سایت های متعدد به آن ها امکان خواهد داد که اصالت و هویت خود را حفظ کنند و به نسل جوان و بعدی منتقل سازند.

در کشورهایی مانند امریکا و اروپا با توجه به امکانات دمکراتیک ظاهری، با عضویت در احزاب رسمی، نه تنها می توان در حل مشکلات مختلف جامعه اسلامی و گرفتاری روزمره مسلمانان آن مناطق فعال بود، بلکه به تدریج می توان با نفوذ در احزاب رسمی و فعال موجود در صحنه، وارد معرکه برتر و بالاتری شد و حتی در مراکز حساس و سرنوشت ساز نفوذ کرد و منشأ آثار مثبتی در راه هدف، گردید.

* به اعتقاد شما راهکارهای مسلحانه (چه به عنوان راهبرد یا تاکتیک) برای رسیدن نهضت های اسلامی به حکومت اسلامی، مشروعیت و کارآمدی دارد؟ چرا؟

راهکارهای مسلحانه، چه به عنوان استراتژی یا تاکتیک، برای وصول به هدف نهایی ـ تشکیل جامعه اسلامی و ایجاد حکومت الهی ـ گرچه مشروعیت دارد، ولی مراعات شرایط زمان و مکان، کاملاً ضروری است. هر نوع عمل مسلحانه مشروع و منطقی ـ نه اقدامات کور و بی ثمر ـ الزاماً به مفهوم تضمین رسیدن به قدرت نیست.. ای بسا همین امر، باعث سرکوبی حرکت اسلامی و انحلال یا عقب ماندگی در پیشبرد اهداف اصلی گردد. اشاره کردیم که بی تردید در سرزمین های اسلامی اشغال شده مانند: عراق، فلسطین، افغانستان و.. مبارزه و مقاومت مسلحانه تنها راه رهایی است وگرنه با استمرار سلطة امپریالیسم و ایادی و مزدوران داخلی آن، امکان هر نوع فعالیت مسالمت آمیز و عمل به قوانین و احکام اسلامی ـ حتی عبادی ـ هم از مسلمانان سلب خواهد شد.

اگر در شمال افریقا ـ الجزائر، تونس، مغرب ـ مسلمانان به مبارزه مسلحانه با امپریالیسم اشغالگر فرانسوی دست نمی زدند، بی تردید تا امروز هم سلطة سیاسی ـ نظامی امپریالیسم ادامه می یافت... در حالی که می بینیم در اثر مقاومت و مبارزه ـ 130 ساله در الجزائر ـ سرانجام این کشورها آزاد شدند... ولو اینکه غفلت و ساده اندیشی و حسن نیت رهبری بعضی از حرکت های اسلامی، موجب گردید که عناصر سکولار و چپ نمای غرب زده قدرت را به دست بگیرند و به حکومت برسند.. و نه تنها اجازه ندهند که رهبری مسلمانان ـ مثل حزب ماشومی و نهضت العلمأ و جبهه انقاذ و حرکه النهضه، در اندونزی و الجزائرو تونس ـ از صحنه بیرون رانده شوند، بلکه در مراحل بعدی، سرکوب و ریشه زدائی کامل انجام پذیرد.

* نمونه یا نمونه هایی از نهضت های اسلامی موفق و ناموفق را بیان فرمایید. به اعتقاد شما دلایل موفقیت یا ناکامی این دو دسته چه بوده است؟

نهضت اسلامی موفق به تمام معنی، جز در ایران اسلامی، در هیچ یک از کشورهای اسلامی مشهود نیست. در ترکیه اگرچه حزب اسلام گرای کنونی به پیروزی رسیده، اما در اجرای همه اهداف اصلی خود ـ برای نمونه مسئله استفاده دختران از حجاب برای شرکت در مراکز فرهنگی و کلاس های دانشگاهی ـ موفق نبوده است. اخوان المسلمین در مصر، سودان، لیبی، جماعت اسلامی در پاکستان، جبهه انقاذ در الجزائر و حرکه النهضه در تونس و.. علیرغم همه نوع تسامح و تساهل با حکومت ها، هر کدام به نحوی سرکوب و از صحنه خارج شده اند و یا توفیق ایجاد یک نظام اجتماعی اسلامی را نیافته اند. دلایل عدم موفقیت هر یک از این حرکت ها ـ که نام آن ها به طور نمونه مطرح شد ـ در هر کشوری متفاوت است، ولی عامل اصلی در همه موارد، فقدان رهبری قاطع شجاع و تسلیم ناپذیر و لایق و اشتباه در استفاده از نیروهای بالفعل و بالقوه توده مردم بوده است.
مثلا پس از کودتای ژنرال های وابسته به فرانسه، بر ضد جبهه نجات اسلامی در الجزائر، روی آوردن به مبارزه مسلحانه، جز اتلاف نیروها ثمره دیگری نداشت.. در مصر، اخوان المسلمین ـ که نقش اساسی در پیروزی کودتای افسران آزاد، که بعدها نام آن کودتا را انقلاب! گذاشتند ـ به عهده داشت، اما تمامت خواهی عبدالناصر، و باز خوش باوری و ساده اندیشی رهبری اخوان، پس از شهید حسن البنا، موجب ترکتازی ناصر و یاران وی گردید، همان روشی که در ایران، پس از پیروزی در نهضت ملی شدن نفت به وجود آمد و جبهه ملی پس از به روی کار آمدن با فداکاری و تلاش و کوشش آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام صاحبان اصلی نهضت را از صحنه بیرون کرد... آیت الله کاشانی منزوی گردید، نواب صفوی در حکومت آقایان ملی گرا ـ که به قول مرحوم آیت الله طالقانی با از میان برداشته شدن مانع توسط فدائیان به قدرت رسیده بودند ـ دستگیر و 22 ماه تمام در زندان دکتر مصدق! باقی ماند!

در الجزائر جبهه نجات پس از پیروزی مطلق در انتخابات، توسط ژنرال های فرانکفونی! همدست با استشمارگران و سرمایه داران فرانسوی، با کمک به امپریالیسم فرانسه کودتای نظامیان از صحنه به دور شدند... که البته این خود نشان دهنده نوع اعتقاد! غرب و مزدوران آن ها به «دمکراسی» ادعائی بود. روابط فکری ـ عملی نهضت اسلامی موجود در جهان اسلام، متأسفانه از لحاظ سازمانی و تشکیلاتی انسجام و ارتباط و تحرک لازم را ندارد. البته در کل، همفکری و هم آوائی در بین آن ها وجود دارد، ولی متأسفانه، شرایط موجود جهانی و داخلی، به آن ها اجازه و امکان ارتباط و تعامل بیشتر و واقعی را نداده است.. و عملاً دیده می شود که جز در سمینارها و همایش های محدود محلی یا عام ـ مانند مراسم سالانه بزرگداشت تاریخ پیدایش جماعت اسلامی در پاکستان و یا جبهه قومی اسلامی سودان، در زمان حسن الترابی ـ عملاً نتوانسته است آن انسجام و ارتباط ارگانیک را به وجود آورد و در نتیجه این ارتباط و تعامل، نتیجه مطلوب و مورد نظر را بوجود نیاورده است.

* میزان و نوع ارتباط نهضت های اسلامی موجود با یکدیگر (ارتباط سازمانی) را چگونه ارزیابی می کنید؟ موانع نزدیکی و ارتباط و تعامل بیشتر آن ها چیست؟

اجازه دهید نخست بخش اخیر سئوال را پاسخ دهم و آن اینکه آیا نهضت های اسلامی می توانند از طریق انتخابات و به شکل دمکراتیک به قدرت برسند و جامعه اسلامی تشکیل دهند؟ به نظر من امکان تشکیل یک نظام و جامعه اسلامی، از طریق انتخابات در بعضی از کشورها وجود دارد و ترکیه می تواند نمونه روشنی از تحقق این امر باشد.

البته من نمی گویم که در ترکیه امروز، یک حکومت و نظام اسلامی به وجود آمده است، ولی می توان ادعا کرد که اکثریت مسئولین فعلی اداره کشور ترکیه، اسلامگرا و عامل به احکام اسلامی، در زندگی شخصی خود هستند.. اما تغییر یک جامعه لائیک که در آن اهانت! به آتاتورک پنج سال زندان دارد و یا دختران مسلمان نمی توانند با حجاب اسلامی در دانشگاه شرکت کنند و امثال این قبیل امور، به این آسانی نیست که ما تصور می کنیم و لابد توجه داریم که یک بار عدنان مندرس نخست وزیر را به خاطر گرایش های مذهبی، ژنرال های وابسته در ترکیه، به بهانه های واهی اعدام کردند و یک بار دیگر تورگوت اوزال را به خاطر ساختن مساجد و مدارس دینی، تحت فشار قرار دادند و بعد به طور ناگهانی؟ درگذشت که برادرش در جرائد ترکیه، مدعی شد که او را به قتل رسانده اند و یک بار هم آقای نجم الدین اربکان رهبر حزب سلامت ملی را مجبور به کناره گیری کردند و تا امروز هم از حق فعالیت سیاسی محروم است و حکم پنج سال زندان او را به علت بیماری و کبرسن، به اقامت اجباری در منزل تبدیل نموده اند.. و آخرین بار هم با پرونده سازی علیه حزب می خواستند اردوغان نخست وزیر و 75 نفر از اعضاء دولت و حزب آک پارتی سی را از فعالیت سیاسی محروم سازند و حزب را بطور کلی منحله اعلام کنند که در دادگاه قانون اساسی، با فقط یک رأی اضافی، موفق نشدند...

من خاطره خاصی از اربکان دارم که نقل آن در اینجا بی مناسبت نیست: در بحران جنگ عراق علیه ایران، ضیاء الحق کنفرانسی به نام وحدت المسلمین در پاکستان برگزار کرد که از همه بلاد اسلامی، رهبری تقریباً همه حرکت ها و نهضت های اسلامی در آن شرکت داشتند و از ایران هم آیت الله جنتی، آیت الله تسخیری و اینجانب شرکت داشتیم... مجموعة عجیبی بود! روزی پس از پایان کنفرانس، با آقای البرزی از اعضاء وزارت خارجه ایران که در آن جا حضور داشت و در کنار من نشسته بود، آقای اربکان با منشی خود، برای تهیه بلیط برگشت به اسلامبول یا آنکارا گفتگو می کرد، ـ اربکان البته از دوستان قدیمی من بود، ولی در آن موقع چون ما پشت ستونی نشسته بودیم، مرا ندید ـ. او در پاسخ منشی خود که برنامه پروازهای مختلف را نقل می کرد گفت: من نمی دانم! یک پروازی انتخاب کن که ما به نماز جمعه برسیم؟

خوب ببینید: یک شخصیت برجسته سیاسی ترکیه، رهبر یک حزب بزرگ که بعد هم به نخست وزیری رسید و آقای اردوغان، شهردار سابق استانبول و رهبر حزب حاکم نیرومند عدالت فعلی و شخصیت های دیگر اسلام گرای معاصر، همگی در واقع از شاگردان او محسوب می شوند و او را ـ خوجا ـ (مرشد یا رهبر) می نامند، در حالیکه در سفر است، از راه دور ـ پاکستان ـ به فکر رسیدن به نماز جمعه است.. این نشان دهنده ایمان قلبی و روح اسلامی این برادران ترکیه ای است...

بهرحال این ها با روش مسالمت آمیز در انتخابات شرکت کردند و پیروز شدند، ولی بعد حزب آن ها منحل گردید، حزب فضیلت را به رهبری کتن تشکیل دادند که فعالیت آن هم از طرف ژنرال ها! ـ و البته با رأی ظاهری دادگاه ـ ممنوع شد.. ولی علیرغم فشار از داخل و خارج، نتوانستند از پیشرفت و حرکت آن ها جلوگیری به عمل آورند. اما اتخاذ همین روش، در الجزایر نتیجه مثبت نداشت. جبهه انقاذ اسلامی، به رهبری برادر عزیز آقای عباسی مدنی پیروز شد ـ سابقة آشنائی من با ایشان به چهل سال قبل بر می گردد و او به دعوت اینجانب، در مراسم حج، در حسینیه ارشاد برای حضار سخنرانی کرد... ـ و من پس از پیروزی در انتخابات هم برای تجدید عهد، از مصر با آقای اصغر محمدی از وزارت امور خارجه به الجزائر رفتم و این پیروزی را به ایشان تبریک گفتم ـ. اما ژنرال های جبهه، وابسته به امپریالیسم فرانسه، انتخابات را بدون هیچ دلیلی، باطل اعلام کردند، کادر رهبری جبهه را به زندان انداختند و بعد آنها را به یک درگیری ناخواسته وارد کردند که با قتل عام نیروهای زبده و ارزنده مسلمانان، همراه بود و از سوی دیگر، همین فشار ژنرال ها، موجب پیدایش گروه های سلفی تندرو گردید که از جبهه نجات، انشعاب کردند که به موازات مبارزه مسلحانه! با رژیم حاکم، اعضاء جبهه انقاذ را هم که با آن ها بیعت نمی کردند، ترور کردند.. و حتی یکی از آنان را همراه عده ای که برای وساطت وصلح با جبهه، به کوهها و منطقه نفوذ سلفی های افراطی رفته بودند، به اتهام خیانت و ارتداد! ، سر بریدند در حالی که در هیچ برهه از تاریخ بشری «سفیر» و «پیام آور» را به قتل نمی رسانند.

... پس بطور کلی، در همه جا و همیشه نمی توان گفت که روش مسالمت آمیز و دمکراتیک!، نتیجه مثبت و موافقت آمیزی می تواند داشته باشد. بهرحال در هر کشوری باید شرایط و امکانات را بررسی کرد و اقدام نمود. اما توضیح بخش اول سئوال که چرا پس از گذشت سه دهه از وقوع انقلاب اسلامی ایران و الگوگیری بعضی از نهضت ها، هنوز چنین اتفاق مشابهی در نقاط دیگر جهان اسلام رخ نداده است؟ به نظر من دلیل آن اینست که اصولاً پیروزی انقلاب اسلامی ایران با صرف نظر از علل مادی ظاهری، در واقع، یک معجزه غیبی و امداد الهی بود که جرقه آن در 15 خرداد زده شد اما پس از رحلت فرزند امام در نجف، که به قول امام ره آن هم «از الطاف خفیه» بود به اوج رسید. و برای همین است که در واقع هیچ یک از بزرگان و دوستان مسئول، حتی خود حضرت امام قدس سره، همانطور که در بیانات خود اظهار کرده اند، باور نداشتند که به این زودی پیروزی رخ خواهد داد و جمهوری اسلامی تشکیل خواهد شد. البته بدون علل ظاهری، پیدایش این انقلاب امکان پذیر نبود و در طلیعه این علل، مسئله رهبری و مرجعیّت قرار دارد که اگر آن را نداشتیم، پیروزی در کوتاه مدت عملی نبود.

یعنی بدون تردید مرجعیت مذهبی و مقام معنوی امام خمینی، و هزاران شاگرد تربیت شده ایشان در حوزه های قم و نجف و پراکندگی آنان در سراسر ایران، در اوج گیری فریاد انقلاب و گسترش شعله آن، نقش تأثیرکننده و اساسی داشت... و از سوی دیگر پیروی مردم از رهنمودهای چنین رهبری، به عنوان انجام تکلیف و وظیفه شرعی، پایه و اساس رشد و پیروزی بود.. اگر مردم ایران مسلمان نبودند و به دستور رهبری ـ به عنوان یک وظیفه شرعی ـ به مقاومت خود ادامه نمی دادند، رژیم شاهنشاهی شکست نمی خورد.. از همین جا می توان فهمید که چرا در بلاد اسلامی دیگر اتفاق مشابه دیگری رخ نداده است؟...

به طور کلی، حرکت ها و نهضت های اسلامی در دنیای عرب و جهان اسلام فاقد رهبری، مانند امام خمینی هستند.. و در هر کجا هم که رهبری تالی تلو امام و ـ در مرحله ای کوچکتر ـ وجود داشته یا بوجود آمده، بلافاصله یا به قتل رسیده و یا به نحوی از صحنه حذف شده اند. نمونه روشن آن در مصر، ترور شیخ حسن البنا، مؤسس حرکت اسلامی اخوان المسلمین در زمان شاه فاروق بود که به درخواست سفارت انگلیس و امریکا انجام گرفت (طبق اسنادی که هم اکنون در مصر منتشر شده است) و سپس در مرحله بعدی، محاکمه قلابی رهبران برجسته اخوان المسلمین در دادگاه های سفارشی نظامی که دادستان یکی از آن ها انور سادات بود، عناصر ورزیده و فرهیخته و دانشمند اخوان به دستور رسمی عبدالناصر (که متأسفانه هنوز عده ای از او به نیکی یاد می کنند در حالی که بزرگترین و فاجعه بارترین ضربه را بر حرکت های اسلامی جهان عرب زد) اعدام شدند.

سپس در عراق شهید آیت الله سید محمد باقر صدر که نمونه ای دیگر از رهبری امام گونه بود، توسط صدام جنایتکار بعثی به شهادت رسید.. و یا دهها نفر از شاگردان و علمای معروف حوزه های عراق به طور علنی اعدام و یا به نحوی، مفقودالاثر شدند.
در لبنان، امام موسی صدر که رهبری شیعیان را به عهده داشت و آموزگار مقاومت و مبارزه مسلحانه علیه اشغالگران صهیونیست بود، در لیبی سرهنگ قذافی، انقلابی قلابی و چپ گرای وابسته به امپریالیسم، مفقود گردید که پس از سی سال، هنوز از سرنوشت ایشان خبری در دست نیست.. و در فلسطین، شیخ یاسین، رهبر حماس توسط موشک اسرائیلی به خاک و خون کشیده شد و دهها نفر از رهبران آن نیز بطور علنی توسط اسرائیل ترور شدند .. و همینطور در بلاد دیگر که نقل همه نمونه ها مقدور نیست...

بدین ترتیب باید گفت که دشمن ـ امپریالیسم در کلیّت خود و مزدوران آنان در اغلب بلاد عربی و اسلامی، از پیروزی انقلاب اسلامی عبرت گرفت! و به سرکوب رسمی و همه جانبه پرداخت و امکان پیروزی را از ملت های یاد شده سلب کرد... غیر ازمسئله قاطعیت و تسلیم ناپذیری رهبری که در درجه نخست از اهمیت قرار دارد، مسئله اختلافات داخلی حرکت ها و غیر خالص بودن اندیشه ها هم در عدم تحقق پیروزی، نقش عمده ای دارد.

برای نمونه می توان از افغانستان نام برد.. حرکت ها و نهضت های اسلامی افغانستان برای جهاد علیه اشغالگران روسیه شوروی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی آن کشور را اشغال نمودند قیام کردند و متحد شدند و در دفاعی خونین، سرانجام امپریالیسم شوروی را شکست داده و نیروهای اشغالگر را وادار به فرار نمودند، اما پس از آن، در رسیدن به کرسی قدرت، با هم اختلاف پیدا کردند تا آنجا که گلبدین حکمتیار که همراه برادر عزیزمان برهان الدین ربانی، رهبری جناح اخوانی را در افغانستان به عهده داشتند، فقط به انشعاب و تشکیل سازمانی جدید بسنده کرد، بلکه علیه حکومت جدید به قیام مسلحانه پرداخت و حتی موشک های آقای حکمتیار مدت چندین ماه کابل را هدف قرار داد... و زنده یاد شهید احمدشاه مسعود در سفری به ایران در حدیثی گفت که اگر امکانات دفاعی لازم نداشته باشیم باید کابل را ترک کنیم... و چنین نیز شد.

و بعدها نیز این ناخالصی ها و رفتارهای غیر مشروع اغلب حرکت ها و عدم توجه به خواست واقعی مردم، باعث شد که طالبان از فرصت استفاده کنند و به قدرت برسند و به ظاهر به کمک مردم بیایند و امنیتی برقرار کنند، ولی آن ها با پیروی از سلفی گری افراطی، وحشیانه به قتل عام شخصیت های مخالف، بویژه شیعیان پرداختند که اعدام شیخ مزاری و قتل عام مسلمانان شیعه در مزارشریف، نمونه ای از آن بود. البته پیروزی حرکت سلفی طالبان، پای نیروهای سلفی عربی را به افغانستان باز کرد و القاعده بوجود آمد و نتیجه اقدامات آنان هم اشغال مجدد افغانستان و این بار توسط امپریالیسم امریکا و هم پیمانان غربی و شرقی آن بود که متأسفانه هنوز هم فجایع و جنایات آن ها، همه روزه، ادامه دارد. به هر حال فقدان رهبری متعهد، عدم وحدت نظر در میان آنها، دوری مردم از آنان و حب جاه و مقام و کرسی ریاست!، به اضافه شرایط سیاسی خارجی، از عوامل اصلی عدم پیدایش پیروزی های مشابه گردید.

* چرا پس از گذشت سه دهه از وقوع انقلاب اسلامی ایران و الگوگیری برخی نهضت های اسلامی منطقه علی رغم تلاش برخی برای ایجاد انقلاب اسلامی در کشورهای مسلمان، چنین اتفاقی در هیچ نقطه دیگری از جهان اسلام نیفتاده است؟ به اعتقاد شما آیا اساساً ممکن است نهضت های اسلامی از طریق انتخابات و به شکل دموکراتیک به قدرت برسند و حکومت و جامعه اسلامی تشکیل بدهند؟

حوزه مطالعات و بررسی تاریخ، اندیشه، عملکرد حرکت ها و نهضت اسلامی یک قرن اخیر و معاصر و یا تحلیل علمی اندیشه رهبری آنان از سید جمال الدین حسینی تا حسن البنا، ابوالاعلی مودودی، سید قطب، حسن ترابی، ملاسعید نورسی، راشد الغنوشی و... متأسفانه در شکل مطلوب علمی ـ آکادمیک انجام نگرفته است... اغلب مردم مسلمان ایران ـ و کشورهای اسلامی دیگر ـ شناخت دقیق و عمیقی از تاریخ و اندیشه و عملکرد حرکت های اسلامی موجود ندارند، تا چه رسد به اینکه این شناخت با واقعیات خارجی منطبق باشد. از آن اسف انگیزتر اینکه در دنیای نخبگان ما! هم که نمی خواهم بگویم که چه کسانی هستند؟ اصولا اهتمامی به این امر داده نمی شود. و گویا این امر خارج از حوزه فعالیت آنها به حساب می آید!... مثلاً نخبگان حوزوی ـ حتی روشنفکران آن هاـ همچنان به ادامه راه پیشینیان به بحث های فقه و اصول مشغولند و نخبگان دانشگاه و غیر حوزوی هم در برج عاج ـ و شیشه ای ـ خود نشسته اند و فقط از همه چیز «انتقاد» می کنند و اصولاً این مسئله را بمثابه یک مسئله حیاتی عصر ما تلقی نمی کنند!

منبع: سایت استاد خسروشاهی
http://www.khosroshahi.org

گفتنی است بسیاری از استاد سید هادی خسروشاهی از فروشگاههای دفتر نشر معارف و سایت پاتوق کتاب موجود و قابل تهیه است.

شخصیت های مرتبط
اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

نظر دهی
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر