فراخوانی فراخوانی ...

تأملی در جهاد اقتصادی؛ گفتاری از استاد میرباقری

مقدمه: حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ در جامعه به هم پیوسته و درهم تنیده و ابعاد یک واقعیت هستند که مستقل از یک دیگر تحقّق پیدا نمی کنند؛ بنابراین، برنامه ریزی اجتماعی یه یقین باید معطوف به هر سه بُعد باشد. از سوی دیگر، همان گونه که در حوزه سیاست و فرهنگ، دو مبنای دین و سکولاریسم معنا دارد، در حوزه اقتصاد هم این تقسیم بندی جاری است و اقتصاد هم به دینی و غیردینی تقسیم می شود. الگوهای سوسیالیستی و سرمایه داری دو گرایش اقتصاد مادی به حساب می آیند.

بر اساس همین پیوستگی ابعاد جامعه و جهت داری آنهاست که در برنامه ریزی در مدیریت جهانی برای ایجاد یک نظام هم آهنگ و پیوسته جهانی بر محور مبانی مادی، از بازسازی اقتصادی شروع می کنند و سپس، اصلاحات فراگیر متناسب با آن الگوی اقتصاد پی گیری می شود و پس از این مرحله، نوبت به انحلال در نظام جهانی می رسد؛ همان فرآیندی که در کشور ما هم دنبال شد، اما در میانه راه شکست خورد.

حال، برای تحقق تمدن نوین اسلامی، باید نظام یک پارچه و هم آهنگ اسلامی تعریف شود که شامل تلاش ها و ارائه طرح های نوین سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در مقابل دشمن باشد، که به نظر می رسد طرح شعار جهاد اقتصادی را باید در همین راستا تحلیل کرد و آن را گامی برای جبران خلأها در فرآیند رو به پیش انقلاب اسلامی به شمار آورد.

1ـ مفهوم شناسی جهاد اقتصادی

گره زدن «جهاد» به مفهوم «اقتصاد» و ترکیب این مفهوم مقدس با فعالیت اقتصادی، به معنای نوعی تلاش سخت کوشانه در مسیر بهسازیِ اقتصادی مبتنی بر انگیزه های الهی است.

اگر اقتصاد بتواند معطوف به تعالی انسان باشد، بین فعالیت های اقتصادی و تعالیِ معنوی و تقرّب انسان، ارتباط حقیقی برقرار شده و تلاش های اقتصادی در جهت قرب قرار می گیرد. این جهاد به این معنا نیست که تلاش ها برای توسعه لذّت ها و بهجت های مادی در ذیل همان مدیریّت اقتصادی متعارف (اقتصاد سرمایه داری و یا اقتصاد سوسیالیستی) را تغییر نام دهیم و با تأکید بر نیّت صحیح، همان رفتارها را امضاء کنیم، بلکه برای تأمین تعالی انسان باید ماهیت و سازوکار رفتار اقتصادی هم شکل و شمایل دیگری پیدا کند که بتوان آن را در زمره جهاد فی سبیل الله قرار داد.

برای این که نگاه عمیق تری به ترکیب «جهاد اقتصادی» صورت گیرد، باید مشخص شود که آیا تلاش در راه بهسازیِ معاش و زندگیِ این دنیایی و همه اموری که به مأموریت مدیریت اقتصادی مرتبط است، می تواند معطوف به رشد معنوی و ایجاد تعالی انسان باشد یا این که این دو حوزه، به هم مربوط نیستند و از هم منفصلند؟ از این منظر، آیا می توان «جهاد» را با «اقتصاد» ترکیب کرد؟

برخی معتقدند که هر گونه تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی، تلاشی دنیاگرایانه است و تعالی انسان معطوف به فراغت از این گونه تلاش هاست؛ یعنی این تلاش ها نمی توانند معطوف به عبودیّت و بندگی باشند، بلکه حتی مانع رشد بندگی محسوب می شوند. اما در نگاه اسلامی، تعالی انسان به عنوان یکی از شاخصه های ارزیابی تلاش های اقتصادی است و از این رو باید نوعی از تلاش و کوشش مقدس اقتصادی را معرفی کنیم که نه فقط عبادت، بلکه جهاد در راه خدا به حساب آید؛ در این صورت، انگیزه های معنوی پشتوانه تلاش اقتصادی قرار خواهد گرفت.

شاخصه دیگر جهاد اقتصادی، معطوف به نوعی مبارزه و درگیری با دشمن و درگیریِ بین دستگاه حق و دستگاه باطل و دشمنان خدا در تاریخ و جامعه است. در یک نگاه، جهاد اقتصادی در یک فضای آرام و بدون درگیری، فرض می شود که فقط معطوف به پیش رفت بیش تر است؛ یعنی برای عبور از بحران های اقتصادی و رسیدن به پیش رفت همه جانبه اقتصادی، یک جهاد اقتصادی طراحی می شود اما در نگاه دقیق تر، این جهاد با جنگ و درگیری همراه است و تنها آن تلاش اقتصادی که در جهت برتری جبهه حق بر جبهه کفر و حرکت به سمت برتری در موازنه اقتصادی انجام پذیرد، مجاهدت اقتصادی تلقی می شود.

2ـ مقیاس جهاد اقتصادی

با توجه به این که مأموریت انقلاب اسلامی سه سطح ملی، منطقه ای و جهانی دارد، جهاد اقتصادی را هم باید در این سه مقیاس ملاحظه کرد.

یکی از چالش های مهم جمهوری اسلامی و اصلی ترین عرصه درگیری دشمن با انقلاب اسلامی، در عرصه های اقتصادی است؛ یعنی گرچه موضوع درگیری آنها همه جانبه است اما اکنون اقتصاد را محور قرار داده اند؛ و لذا به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی (مدظله) «در این برهه از زمان، جهاد ملت ایران به طور عمده در عرصه اقتصاد است».[1]

شرایط کنونی جامعه و کشور، شرایط جنگ اقتصادی است که البته این امر، در مقیاس منطقه ای و جهانی هم وجود دارد. مجاهده اقتصادی، برای عبور دادن جامعه از این نبرد اقتصادی است که به عنوان خطّ مقدّم مبارزه بر علیه انقلاب اسلامی طراحی شده است. آن چه از فرمایشات مقام معظم رهبری (مدظله) فهمیده می شود همین است که دشمن در حال حاضر، مبارزه برای محاصره و شکست انقلاب اسلامی را از موضع اقتصاد دنبال می کند و میدان اصلی درگیری را میدان اقتصادی قرار داده است. جهاد اقتصادی لازم است تا انقلاب اسلامی را از این طراحیِ دشمن عبور دهد. البته برای این که جهاد اقتصادی، موفق شود باید از مقیاس ملی، به سطح دنیای اسلام و همه جهان گسترش یابد تا جهان اسلام و ملت های جهان از جریان تجدّد و نظام اقتصاد جهانی بگذرند و این مأموریت فعلی انقلاب اسلامی است.

در مقیاس جهان اسلام، همان گونه که بیداری اسلامی ایجاد شد و به خیزش ها و جنبش های سیاسی تبدیل گردید، باید به دنبال آن، الگوی اقتصاد منسجم و شبکه واحد اقتصادی بر محور تمدن اسلامی به این کشورها نشان داده شود تا به فکر شکستن انحصارهای جهانی باشند و اتحاد منطقه ای یا تمدنی به وجود آوردند. این هم مأموریت دیگر انقلاب اسلامی است.

در مقیاس بالاتر، مأموریت انقلاب اسلامی عبور دادن جامعه جهانی از جریان تجدد به سمت عصر ظهور است؛ بنابراین، ناچار است که یک طراحی اقتصادی جدیدی داشته باشد. نظام جهانی موجود، یک نظام مدیریتی فراگیر است که در همه ی حوزه ها به دنبال گسترش مدرنیزم در جهان می باشد. طبیعی است که عبور دادن جامعه جهانی از دوران مدرنیته به سمت عصر ظهور، مبارزه ای همه جانبه را می طلبد و از بستر جهاد سیاسی و فرهنگی و به ویژه در شرایط کنونی از بستر جهاد اقتصادی عبور می کند.

3ـ راهبردهای جهاد اقتصادی

پس از مفهوم شناسی جهاد اقتصادی و تبیین مقیاس آن، به راهبردهای جهاد اقتصادی می پردازیم.

1/3ـ نقشه جدید مبارزه اقتصادی

جهاد اقتصادی در نهایت نباید بر اساس الگوی اقتصادی رایج که قطب های اقتصادی دنیا از آن تبعیت می کنند و در موازنه می خواهند تنها سهم تأثیر خودشان را بالا ببرند، تعریف شود. مثلاً چین و هند در حال رقابت جدی اقتصادی، حتی جنگ اقتصادی با اروپا و امریکا هستند و می خواهند در آینده، سهم تأثیر خود را در اقتصاد جهانی بالا ببرند اما روشن است که این رقابت و جنگ اقتصادی، بر سر طراحی و تحقق الگوهای جدید نیست، بلکه برای تغییر جایگاه درون موازنه الگوی سرمایه داری است.

جهاد اقتصادی نباید به معنای پذیرش الگوهای اقتصادی دشمن و مبارزه در چارچوب آن باشد، بلکه به این معناست که ما در نهایت به دنبال ایجاد یک الگو یا مدل جدید اقتصادی مبتنی بر آموزه های اسلامی و سازگار با فرهنگ و شرایط ایران هستیم که هجوم فرهنگ و تمدن رقیب از طریق اقتصاد را سد کند. در واقع، جریان اقتصاد سرمایه داری، بستر فرهنگ، اخلاق و اعتقادات سرمایه داری هم هست که باید با مجاهدت اقتصادی، موازنه اقتصادی را تغییر دهیم این طرح باید نقشه راه جنگ اقتصادی را طراحی کند و میدان جنگ اقتصادی و وسعت و ابعاد آن میدان را به ما نشان دهد. اگر میدان جهاد اقتصادی را در مقیاس ملّی ببینیم، نقشه راه معطوف به مقیاس ملی خواهد شد ولی اگر میدان طراحی شده ، گسترده تر باشد، نقشه ی راه نیز جامع تر خواهد بود. طبیعی است که از اضلاع مهم این نقشه، طراحیِ معادلات جدید و طراحیِ نظام شاخص های جدید برای ارزیابی وضعیت اقتصادی و راه کارهای برون رفت از وضعیت کنونیِ در مقیاس ملّی، دنیای اسلام و جهانی و دست یابی به «تعالی، عدالت و رفاه» است.

به عبارت دیگر، طراحی این نقشه، به معنای تحول فرهنگی و انقلاب فرهنگی در حوزه دانش اقتصاد و حوزه اخلاق اقتصادی و فرهنگ اقتصادی است. نکته مهم آن است که مدل مورد نظر باید نقشه هجوم همه جانبه علیه اقتصاد سرمایه داری و مکمل هجوم فرهنگی و سیاسی باشد. به اعتراف برخی از نظریه پردازان غرب و از جمله «فوکویاما»، بحران اقتصادی کنونی غرب، ناشی از شکست ایدئولوژی غربی است و منشأ ایدئولوژیک دارد؛ پس، بر پایه این اعتراف، برای شکست غرب در عرصه اقتصادی، باید در قالب یک نقشه و مدل، هجمه ایدئولوژیک به غرب را گسترش دهیم، که در این صورت، موفقیت مان در جهاد اقتصادی افزون خواهد شد.

2/3ـ نوسازی هویت اقتصادی مسلمین

راهبرد دیگر در جهاد اقتصادی، احیای هویت اقتصادی مسلمین است تا هم گرایی ها و مرزبندی های جدید اقتصادی در جهان شکل بگیرد؛ همان گونه که هویّت فرهنگی و سیاسی مسلمان ها احیا شده و دنیای اسلام به نقطه ای رسیده است که خود را براساس فرهنگ اسلامی و اقتدار اسلام تعریف می کند و قدرت و فرهنگ خویش را در اسلام می شناسد، باید هویّت جمعی اقتصادی آنها نیز بر مبنای هویت های سیاسی و فرهنگی نوظهور، بازسازی و احیا شود تا هویّت اقتصادی آنها مبتنی بر اسلام باشد و هویّت واحد اقتصادی در دنیای اسلام محقق گردد؛ یعنی به لحاظ اقتصادی، دغدغه یا تعلّقی که به دنیای اقتصاد دارند، تعلّق و یا نگرانی مبتنی بر سرنوشت اسلام باشد. نتیجه این نوسازی هویت آن است که برتری و اقتدار شبکه اقتصاد اسلامی در جهان به حساسیّت نخست مسلمین تبدیل می شود و برتری اقتصاد ملی و اسلامی، موضوع حساسیت جامعه اسلامی قرار می گیرد.

به دنبال نوسازی هویت اقتصادی، باید هم گرایی اقتصادی به وجود آید. بر اساس آن هم باید نظام ها و سامانه های آماری تعریف شود که بتواند به صورت علمی، مقدورات اقتصادی مسلمین مثل بازارهای مختلف اقتصادی، بازارهای مصرفی، نیروهای انسانی و ... را شناسایی کند. این امر، می تواند اعتماد بین جبهه ای در دنیای اسلام ایجاد کند و اعتماد روحی و احساس توانایی در موازنه به آنها بدهد و بر احساس هویّت اقتصادی بیفزاید؛ برخلاف شرایط کنونی که دنیای اسلام تصور می کند که در موازنه اقتصادی، مغلوب است!

بر اساس هویت اقتصادی می توان برنامه ریزی کرد و سازوکارهای مشترک برای موضع گیری فعال در سطح جهانی شکل داد؛ مثل ایجاد بازار مشترک، نظام پولی مشترک و سامان دهی مشترک صادرات و واردات، افزایش مبادلات درونی، اعمال تحریم بر جبهه مقابل (مثل تحریم انرژی فسیلی در مقابل تحریم انرژی هسته ای).

3/3ـ ایجاد اخلاق و بصیرت اقتصادی

بر اساس هویّت جمعی اقتصادی باید اخلاق اسلامی را در حوزه اقتصاد حاکم کرد؛ باید اخلاق اجتماعیِ اقتصادی تغییر کند؛ چرا که بخشی از هویّت اقتصادی جامعه اسلامی، هویّت اخلاق اقتصادی آنها است؛ مثلاً به جای روحیه رقابت در دنیای اسلام، باید روحیه ایثار و فداکاری بین جبهه ای به وجود آید، به جای روحیه تکاثر، روحیه قناعت در مصرف حاکم شود و روحیه تلاش و مجاهده به جای کسالت و تنبلی بنشیند.

در واقع، مجموعه حساسیت ها و «حب ها و بغض ها» و «میل ها و نفرت ها» در میدان اقتصاد، همان اخلاق مبارزه اقتصادی است که فداکاری و ایثار و تلاش از نمونه ها و فروعات آن به شمار می روند. به عنوان نمونه، اخلاق قناعت غیر از اخلاق حرص است. در اخلاق قناعت، انسان «حداکثری» تلاش و «حداقلی» مصرف می کند. این اخلاق در نهایت باید به رفتار آحاد جامعه تبدیل شود.

در هویت سازی اقتصادی باید به نقطه ای رسید که علاوه بر ایجاد حساسیت ها و اخلاق اقتصادی جدید، «بصیرت اقتصادی» هم پدید آید که جوامع اسلامی بتوانند رابطه پدیده های اقتصادی در مقیاس جهانی، منطقه ای و ملی را با جریان موازنه اقتصادی و هویّت اقتصادی دنیای اسلام بفهمند. به عبارت دیگر، بصیرت اقتصادی یعنی آگاهی های لازمی که بتواند بین رفتارهای اقتصادی در مقیاس توسعه، کلان و خُرد یا در مقیاس رفتار شخصی و خانوادگی و نیز در مقیاس رفتار اصناف اجتماعی و ... با موازنه، نسبت برقرار کند؛ مثلاً کسانی که برای صادرات و واردات برنامه ریزی می کنند، باید به برتری اقتصاد اسلامی حساس باشند و رابطه مدیریت خودشان را با این امر، به وضوح تشخیص دهند. البته برای تشخیص این مسئله، مطالعات علمی و تخصّصی گسترده ای نیاز است؛ مثلاً در برنامه ریزی برای مدیریت اقتصادی، مدیریت صنعتی ، مدیریت توسعه صنایع در مقیاس وزارت صنایع، مطالعات کاملاً کارشناسانه نیاز است تا مدیریت جهادی شکل گیرد.

روشن است که بصیرت اقتصادی غیر از اخلاق اقتصادی است. باید پس از تلاش در بخش اخلاق اقتصادی، آگاهی های لازم و درک و عقلانیت صحیح متناسب با مناصب و ظرفیت ها شکل گیرد تا به راحتی بتواند تأثیر مناسبات و رفتارهای اقتصادی با برتری در موازنه را تببیین کند؛ مثلاً اگر حادثه ای در عرصه جهانی سازی اقتصادی در جهان اتفاق افتاد مسلمانان صاحب بصیرت اقتصادی به سرعت بتوانند سهم تأثیر آن را در اقتصاد جهان اسلام محاسبه کنند و بدانند که این تحوّل اقتصادی چه تأثیری در موازنه اقتصادی خواهد گذاشت و بر آن اساس، نسبت به این موضوع موضع گیری کنند. در واقع، تفاوت حساسیت و بصیرت در آن است که فرد در مرحله حساسیت، با پرورش روحی و اخلاقی و اصلاح نظام حساسیت های خویش، به برتری در موازنه احساس می رسد، اما در مرحله بصیرت می فهمد که رفتار اقتصادی او چه نسبت منطقی و عینی با برتری در موازنه دارد. از این منظر، حساسیت های اقتصادی باید مسیر حرکت خود را از طریق ایجاد بصیرت اجتماعی پیدا کند و در امتداد حساسیت، بصیرت پدید آید؛ اگر بصیرت وجود نداشته باشد، حساسیت ها جریان مناسب خود را پیدا نمی کنند. این امر، حتی در تصمیمات خُرد اقتصادی مثل رفتارهای تولیدی، توزیعی و مصرفی هم جریان دارد؛ یک کارخانه دار یا حتی یک زن خانه دار در مصرف خُرد، باید بفهمد که این کالایی را که تولید یا خریداری می کند، چه نسبتی با برتری جبهه اسلام در موازنه دارد.

البته برخی حساسیت های اقتصادی در کشورهای غربی وجود دارد که با بحث بصیرت اقتصادی تفاوت دارد؛ به عنوان نمونه، وقتی طرح خاصی در تجارت جهانی مطرح می شود، کارگران برخی کشورها تظاهرات می کنند؛ زیرا رابطه ی آن را با زندگی و درآمد شخصی خودشان می فهمند، اما یک مسلمان باید بتواند با بصیرت اقتصادی، نسبت بین پدیده های اقتصادی جهانی را با برتریِ دنیای اسلام و کشور خود بفهمد. به تعبیر دیگر، فرد و جامعه در تحقیقات و برنامه ریزی های اقتصادی، باید موازنه ی اقتصادی را به عنوان یکی از مهم ترین شاخصه های بهینه قرار دهند و تنها به دنبال سودآوری شخصی نباشند. این که مقام معظم رهبری (مدظله) تصریح کردند که در جهاد اقتصادی باید به سمت مصرف کالاهای ملی برویم، شاید در همین راستا قابل تحلیل باشد.

جامعه اسلامی می تواند مبتنی بر بصیرت اقتصادی، برای آزادسازی کالاهای استراتژیک از انحصار دشمنان تلاش کند و به خودکفایی در کالاهای مهم برسد.
**
[1] ـ بیانات مقام معظم رهبری (مدظله) در عسلویه‌، 8/1/1390.

منبع: سایت دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم
http://www.foeac.ir/news/titr-1/559-jahade-eghtesadi.html

گفتنی است همه آثار استاد میرباقری و دفتر فرهنگستان علوم اسلامی در فروشگاه موسسه کتاب فردا و سایت پاتوق کتاب موجود و قابل تهیه است.

پنج‌شنبه 20 مرداد 1390
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
فراخوانی مجدد تصویر
اخبار مرتبط
اخبار مرتبط