هشترودی متولد 1346 در تهران و در خانوادهای روحانی است. در زمان جنگ تحمیلی، مسوولیت مرکز مطبوعات جنگ سپاه اهواز را بر عهده داشت و از سال 1365 در موضوع ادبیات مقاومت فعالیت میکند. تاکنون 6 عنوان کتاب در این زمینه به چاپ رسانده و بیش از 150 عنوان گزارش در مطبوعات نگاشته است. هشرودی "خواب های تلخ عمران" را که درباره بازداشتگاه های عراق است، بر اساس گفتگوهایش با یک اسیر آزاد شده می نویسد.
هشترودی متولد 1346 در تهران و در خانوادهای روحانی است. در زمان جنگ تحمیلی، مسوولیت مرکز مطبوعات جنگ سپاه اهواز را بر عهده داشت و از سال 1365 در موضوع ادبیات مقاومت فعالیت میکند. تاکنون 6 عنوان کتاب در این زمینه به چاپ رسانده و بیش از 150 عنوان گزارش در مطبوعات نگاشته است. هشرودی "خواب های تلخ عمران" را که درباره بازداشتگاه های عراق است، بر اساس گفتگوهایش با یک اسیر آزاد شده می نویسد. در "خواب های تلخ عمران" خاطرات مصطفی اسدی (رزمنده اسیری که مدت شش سال در اسارت عراقی ها بوده و در سال 1367 آزاد شده ) به رشته تحریر در آمده است . عمران نام مستعار مصطفی اسدی است که در این کتاب ، خاطرات خود را از شکنجه گاه های رژیم بعثی عراق بیان می کند، همان مکان هایی که به عنوان بازداشتگاه و اردوگاه اسیران ، اسرای پر توان اسلام را زیر سخت ترین شکنجه های روحی و جسمی قرار می دادند. عمران از این مکان ها با تعبیر خواب های تلخ یا کابوس یاد می کند.
کتاب "شهر خاکستری"، شامل سه گزارش از مناطق جنگی با عناوین؛ "ضیافت مرگ در بوارین"، "قمری های زیرشیروانی" و "شهر خاکستری" به قلم اسدالله مشایخی و سید یاسر هشترودی است. در گزارش اول ، "ضیافت مرگ در بوارین" ، راوی سفر خود را از تهران آغاز کرده ، بعد از پشت سرگذاشتن اراک ، لرستان ، پلدختر و ... به منطقه ای می رسد که عملیات کربلای پنج در آنجا آغاز شده بود. وی خاطرات خود را از وقایعی که در عملیات اتفاق افتاد و از مجروحان و شهدای عملیات کربلای پنج بیان می کند; عملیاتی که با رمز یا زهرا (س ) ... شروع شد. این شهیدان ، اکثرا از ناحیه پهلو زخمی و شهید شدند. گزارش دوم ، "قمری های زیر شیروانی "، نیز مسافرتی است به مناطق جنگ زده شلمچه ، آبادان و خرمشهر، در سال 1367. راوی به بیان خرابی های جنگ ، روحیه مردم و نمای کلی شهرها و مناطق پس از جنگ می پردازد و از خرابی ها و ویرانی ها می گوید و از خاطرات مردم . گزارش سوم ، شهر خاکستری، گزارشی از خرمشهر بعد از جنگ است . شهری که راوی از آن به عنوان شهری یاد می کند که پس از حماسه ای بسیار بزرگ در سکوتی تلخ فرو رفته است.
کتاب "آخرین گزارش"، مجموعه چهار خاطره گزارش گونه مربوط به سال های 66 تا 68 است که در آن ، نویسنده با مردم شهرهای جنگ زده قصر شیرین ، سرپل ذهاب و اسلام آباد ـ و بخصوص بازماندگان عملیات مرصاد ـ گفتگو کرده است . در آخرین گزارش افراد بومی منطقه عملیاتی مرصاد کلبه ای را نشان می دهند که در آن ، تعدادی از منافقین با خوردن سیانور خودکشی کرده اند. همچنین آنها از کشته شدن یک منافق زن به دست دوستان خود و بیمارستانی که منافقین به آتش کشیدند و سایر جنایات هولناک منافقین سخن می گویند. "قمری های زیر شیروانی" و "شهر خاکستری" شرح دیدار از شهرهای اهواز و خرمشهر و آبادان پس از پایان جنگ و گفتگو با مردمی است که به شهر و دیار خود بازگشته اند و چهره شهرهای جنگ زده را با بازسازی تغییر داده اند. آنجا زندگی مثل لیقه دوات گزارش سفر چهارده خبرنگار به حلبچه و کردستان عراق و گفتگو با مردم فقیر آنجا و رانده شده های شهرهای دیگر عراق است ، که امیدوارند این مناطق به دست رزمندگان آزاد شوند. این منطقه در همین زمان ، بمباران شیمیایی می شود و خبرنگاران به بیمارستان برده می شوند.
گزارش اول، حرفه ئی و هنرمندانه، شرح کوتاهی از اولین ساعت بمباران سیانوری حلبچه، ارائه کرده است که بسیارمغتنم است، و نیز اشاره ای به وضع اسرای عراقی در پشت خط اول دارد که آنهم جالب و مهم است. گزارش کوتاه دوم از همان نویسنده است. گزارش بعدی که به زبان روزنامه ای و در سبک گزارش های مطبوعات غربی و بتقلید از آنها نوشته شده، حاوی مطلبی چندان مهم نیست، بعلاوه که گسیختگی در ذهن و نارسائی در زبان هم گاه در آن هست، ولی از این جهت که تصویری ـ گرچه مبهم ـ از کردهای اتحادیه ی میهنی ارائه کرده، مغتنم است.
گزارش چهارم درباره ی حمله ی عراق به جنوب پس از قبول قطعنامه (تیرماه 67) و از آن جالبتر، شرح انهدام منافقین در غرب کشور و تپه ی حسن آباد است. گزارش آخر ـ از همان نویسنده ـ (نویسنده ی گزارش چهارم!) چیزی نیست جز قلم انداز یک نویسنده ی خوش ذوق که جز پاسخ به احساسات، هدفی از نوشتن ندارد.
سید یاسر هشترودی با عکاس سپاه سوم ارتش صدام با نام عبد بطاط که حاضر بود عکس های تاریخی خود از جنگ را در برابر رفتن به زیارت امام رضا (ع) دراختیار قرار دهد، صحبت کرده است. او دارای 50 هزار عکس جنگی است. عکس های که به عنوان اسناد با ارزش تاریخ جنگ قابل تامل است. عبدالبطاط دربصره مشغول به کار است. او اولین خبرنگار- عکاسی بود که بعد از اشغال خرمشهر توسط نیروهای مهاجم وارد این شهر شد. او فعلا کارمند روزنامه الزمان است.