فراخوانی فراخوانی ...


کاربر گرامی، لطفا جهت استفاده از تمامی امکانات سایت مانند ثبت سفارش و ورود به حساب کاربری، تنها از مرورگرهای Chrome و Firefox استفاده نمایید. ممکن است برخی از قابلیت های سایت با مرورگر شما سازگار نباشد. با سپاس فراوان

من زنده ام


خاطرات دوران اسارت به قلم معصومه آباد

ناشر کتاب : بروج
نوع جلد: جلد سخت
قطع: رقعی
سال نشر: 1393
شمارگان: 2000
چاپ جاری: 37
تعداد صفحات: 638
وزن(گرم): 700
شابک:
978-964-8683-82-0
تاریخ ثبت: پنج‌شنبه 3 بهمن 1392
تاریخ ویرایش: شنبه 6 خرداد 1396
کد : 15419
تعداد بازدید: 39369
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید. همچنین می توانید از QRCode بالا جهت ارسال پیامک استفاده نمایید:
9810003022

200000 ریال


معرفی کتاب
این کتاب در حوزه اسارت و بخشی از خاطرات نانوشته 4 بانوی اسیر ایرانی به نگارش در آمده تا پاسخگویی بسیاری از سوالات بدون پاسخ در حوزه اسارت بانوان ایرانی در زندان های رژیم بعثی در دوران هشت سال دفاع مقدس باشد.
سی و چند روز بیشتر از حمله ی رژیم بعث به ایران نگذشته بود که چهار نفر از دختران امام خمینی دست نامحرمان اسیر شدند! «بنات الخمینی» عنوانی بود که سربازان صدام به چهار بانوی امدادگر ایرانی داده بودند. بعثی ها اول که ماشین شان را محاصره می کنند، از خوشحالی پایکوبی می کنند و پشت بی سیم به فرماندهان شان اعلام می کنند که دختران خمینی را گرفتیم! بعدتر برخی دیگر از افسران بازجو به این بانوان غیرنظامی می گویند از نظر ما شما ژنرال های ایرانی هستید!
عنوان کتاب که بر روی جلد چاپ شده، دستخط معصومه آباد است. آن روز که برای فرار از بی خبری مفقودالاثری برای خانواده اش یا هر کسی که می توانست فارسی بخواند نوشته بود: «من زنده ام. معصومه آباد.»
کتاب از هشت فصل تشکیل شده است:
* کودکی
* نوجوانی
* انقلاب
* جنگ و اسارت
* زندان الرشید بغداد
* انتظار
* اردوگاه موصل و عنبر
* عکس و اسناد

معصومه آباد می گوید: «با خودم عهد بستم که حقیقت را هم چنان که دیده و شنیدم بدون اغراق بگویم. مبالغه آفت حقیقت است. آن جایی که گریه کردم، می گویم گریه کردم و آن جا که ترسیدم، می گویم ترسیدم!» لحن اثر پا به پای احوال نویسنده و عرصه های مختلفی که تجربه می کند پیش می رود. گاهی که راوی و نویسنده ی اثر عصبانی یا رنجور است، کلمات و توصیف ها از همین جنس اند.
شاید از همین رو کتاب پر از رخداد و جزئیات است و این سؤال را به ذهن می آورد که چطور این حجم از توصیف و تصویر به یاد نویسنده مانده است؟ خانم معصومه آباد خود می گوید در طول ۱۹ سال بعد از آزادی تا سال ۱۳۹۲ از خاطراتش فرار نکرده و جا به جا و در مراسم های مختلف به دعوت جوان ها، دانشجویان و هر جمعی که دنبال شنیدن رخدادهای مستند آن روزهای سخت بودند، به سخنرانی و بیان خاطراتش پرداخته است.
نویسنده از کودکی خود و دوره ای شروع به نوشتن می کند که اولین تصاویر و خاطرات را در ذهن دارد. دو فصل ابتدایی کودکی و نوجوانی شاید حجم کتاب را افزوده باشد، اما این قدر هست که مخاطب با شخصیت نویسنده خوب آشنا می شود. هرچه باشد او یک نیروی مردمی داوطلب بوده است و برای او خانه و کودکی اش اهمیت مضاعفی دارد.
خانم آباد در ابتدای کتاب نوشته است: «سال ها بود سنگینی کلمات را بر شانه می کشیدم و هر روز خسته تر و خمیده تر می شدم. یک روز که قدم زنان با این کوله بار سنگین از پیاده رو خیابان وصال می گذشتم، به آقای مرتضی سرهنگی – گنجینه ی معرفتی شهدا، جانبازان و آزادگان - برخوردم. از حال من پرسید. گفتم هرچه می روم و هرچه می گذرد این بار سبک نمی شود. گفت باری که روی شانه های توست فقط از آن تو نیست. باید آن را آهسته و آرام زمین بگذاری و سنگینی آن را با دیگران تقسیم کنی. آن وقت این خاطرات مانند مدال افتخاری در گردن همه ی زنان کشورمان خواهد درخشید.»
شاید نویسنده ی این کتاب یک نویسنده ی حرفه ای نباشد؛ شاید نقدهایی به ادبیات و سبک بیان خاطراتش بتوان مطرح کرد؛ ولی هرچه هست خواننده در متن مهلت فکر کردن به اتفاقات و تحلیل ها را پیدا می کند. خواننده در طول کتاب احساس می کند با یک زندگی نامه ی خودنوشت صادق طرف است. واقعیت این است که هر کسی موقع ورق زدن کتاب و لا به لای خطوط آن دو احساس «اندوه و غم» و «عزت و افتخار» را توأمان تجربه می کند و جاهایی از کتاب را از پشت پرده ی اشک خواهد خواند.
من زنده ام کتابی زیبا و خواندنی است. معصومه آباد به همراه شمسی بهرامی، فاطمه ناهیدی و حلیمه آزموده در یک قفس زندانی بودند. چهار نفر با تفکرات و سلایق مختلف که همراهی چهارساله، آنان را در مقابل همه چیز همدل و همزبان کرد. حتی اتهامشان نیز شبیه هم بود: عشق به امام و انقلاب و جمهوری اسلامی.
حجت الاسلام سید محمدعلی شهیدی محلاتی رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در اولین جشنواره اسوه های صبر و مقاومت اظهار داشت: یکی از برنامه های رهبر معظم انقلاب این است که ضمن دعوت از چند تن از خانواده های شهدا پای صحبت ها و روایت های آنها می نشینند؛ در یکی از دیدارها که خانم معصومه آباد به همراه مادرشان حضور داشتند، بنده هم در این جمع بودم.
وی ادامه داد: در این دیدار مادر خانم آباد معامله خود با خداوند در جوار حرم حضرت معصومه (س) و آزادی خانم آباد از اسارت عراقی ها را روایت کرد و رهبر معظم انقلاب نیز به کتاب «من زنده هستم» خاطرات خانم آباد اشاره کردند و فرمودند: «بنده این کتاب را در 2 روز خوانده ام»
به هر حال «من زنده ام» حتما یکی از کتاب ها مهم تاریخ دفاع مقدس ماست چراکه بخشی را روایت می کند که شاید حتی تصورش هم ممکن نباشد، چه رسد به تحمل چهار ساله اش.
رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی) بر این کتاب تقریظی نگاشته اند.

گزیده کتاب
خانم آباد در کتابش نوشته است: «نمی خواستم جلوی دشمن ضعف نشان دهم. عنوان «بنت الخمینی» و «ژنرال» به من جسارت و جرأت بیشتری می داد. اما از سرنوشت مبهمی که پیش رویم بود می ترسیدم. نمی توانستم فکر کنم چه اتفاقی ممکن است بیفتد. دلم روضه ی امام حسین می خواست. دوست داشتم یکی بنشیند و برایم روضه ی عصر عاشورا بخواند. خودم را سپردم به حضرت زینب...
وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها جا باز کردند. روی دست و پای همدیگر نشستند تا ما دو تا راحت بنشینیم و معذب نباشیم. سربازهای عراقی که این صحنه را دیدند، به آن ها تشر زدند که چرا جا باز می کنید و روی دست و پای هم نشسته اید؟ و با اسلحه هایشان برادرها را از هم دور می کردند. نگاه های چندش آور و کش دارشان از روی ما برداشته نمی شد. یکباره یکی از برادرها که لباس شخصی و هیکل بلند و درشتی داشت با سر تراشیده و سبیل های پرپشت و با لهجه ی غلیظ آبادانی، جواد [مترجم ایرانی عراقی ها] را صدا کرد و گفت: هرچی گفتم راست و حسینی براشون ترجمه کن تا شیرفهم بشن!
رو به سربازهای بعثی کرد و گفت: به من می گن اسمال یخی، بچه ی آخر خطم، نگاه به سرم کن ببین چقدر خط خطیه، هرخطش برای دفاع از ناموسمونه. ما به سر ناموسمون قسم می خوریم، فهمیدی؟ جوانمرد مردن و با غیرت و شرف مردن برای ما افتخاره. دست به سبیلش برد و یک نخ از آن را کند و گفت ما به سبیلمون قسم می خوریم. چشمی که ندونه به مردم چطور نگاه کنه مستحق کور شدنه. وقتی شما زن ها رو به اسارت می گیرید یعنی از غیرت و شرف و مردانگی شما چیزی باقی نمونده...»


مولف
معصومه آباد
معصومه آباد (زاده ۱۳۴۱ در آبادان)، عضو شورای شهر تهران دوره چهارم است.وی همچنین نویسنده کتاب «من زنده ام» است. وی ۳۳ روز پس از آغاز جنگ عراق علیه ایران در تاریخ ۲۳/۷/۱۳۵۹ به همراه سه زن دیگر به نام های فاطمه ناهیدی، شمسی (مریم) بهرامی و حلیمه آزموده در حال مأموریت هلال احمر، در جادهٔ ماهشهر به آبادان به اسارت نیروهای عراقی درآمد و ابتدا به اردوگاه مرزی تنومه و سپس به زندان های استخبارات و الرشید و چندی بعد به اردوگاه موصل و الانبار برده و سه سال و شش ماه بعد در تاریخ ۰۱/۰۲/۱۳۶۲ آزاد شد. وی در زمان …


تقریظ
سید علی خامنه ای
سید على حسینی خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید جواد حسینى خامنه اى، در سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸ قمرى در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. او دومین پسر خانواده بود و زندگى مرحوم سید جواد خامنه اى هم مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینى، بسیار ساده: «پدرم روحانى معروفى بود، اما خیلى پارسا و گوشه گیر [...] زندگى ما به سختى مى گذشت. من یادم هست شب هایى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت براى ما شام تهیه مى کرد. [...] آن شام هم نان و کشمش بود.» خانه اى که خانواده ی سید جواد در …


ناشر کتاب

لوح فشرده مرتبط با کتاب

اخبار کتاب
«من او»، «من زنده ام»، «پایی که جا ماند» و ده ها اثر شاخص دفاع مقدس روانه فرانکفورت شدند : مجمع ناشران دفاع مقدس فهرست ۶۶ عنوانی خود برای عرضه کتاب های دفاع مقدس در نمایشگاه کتاب فرانکفورت …
«من زنده ام» هدیه نسل سومی های انقلاب به خانواده «سرباز واهیک» : جمعی از جهادگران بسیجی و اصحاب رسانه بمناسبت سال نو میلادی با خانواده شهید واهیک باغداساریان دیدار …
۲۷ خرداد؛ رونمایی از تقریظ امام خامنه ای بر کتاب «من زنده ام» : چهارمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت همراه با رونمایی از تقریظ حضرت آیت الله خامنه ای بر کتاب «من …
آباد: توان بازخوانی «من زنده ام» را نداشتم : مراسم رونمایی از «کابوس یک رؤیا» به نویسندگی لیلا علوی صبح امروز همزمان با روز همبستگی و همدلی با …
احساسم را در قالب کلمات ریختم : معصومه آباد نویسنده کتاب «من زنده ام» گفت: این کتاب بدون تجربه نوشتن به رشته تحریر در آمده است و در …
برگزیدگان دور دوم مسابقه «کتاب و زندگی» معرفی شدند : اسامی برگزیدگان دور دوم مسابقه «کتاب و زندگی» که با محوریت کتاب «خانواده» برگزار شد بر روی پایگاه …
پال استراکمن: «من زنده ام» برای نوجوانان آمریکایی مناسب است. : مترجم کتاب «دا» از ترجمه کتاب «من زنده ام» معصومه آباد به زبان انگلیسی برای نوجوانان آمریکایی در …
پرفروش ترین آثار کتابفروشی «کیهان» کدامند؟ : سعید شهلا، مدیر فروش کتابفروشی کیهان با بیان این که قشر دانشجو و جوانان مذهبی بیشترین مراجعه …
تحسین حدادعادل از نویسنده کتاب «من زنده ام»: در دلم به ایشان احسنت گفتم : رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفت: بعد از مطالعه ۳۰۰ صفحه از کتاب «من زنده ام» در دلم به معصومه …
رونمایی از تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «آن بیست و سه نفر» در کرمان : پنجمین پاسداشت ادبیّات جهاد و مقاومت همراه با رونمایی از تقریظ حضرت آیت الله العظمی خامنه ای بر …
شرکت کنندگان مسابقه کتاب خوانی «من زنده ام» از مرز 40 هزار نفر گذشت. : تعداد شرکت کنندگان در اولین دوره مسابقه کتاب خوانی «کتاب و زندگی» با محوریت کتاب «من زنده ام» با …
عرضه کتاب «من زنده ام» با قیمت بسیار مناسب : اولین دوره مسابقه «کتاب و زندگی» با محوریت کتاب «من زنده ام» برگزار می شود.آغاز این مسابقه همزمان …
نگارش بخش نادیده تاریخ جنگ تحمیلی توسط زنان نویسنده : زنان از هنگامی که به مکتوب کردن خاطرات روزهای جنگ همت گماشتند، به بخش نادیده تاریخ جنگ تحمیلی …



نظرات
هالا:
1393/8/26
عالی عالی عالی . ممنون
سامیه عسگرزاده:
1393/9/12
سلام من عاشق این کتاب شده بودم همه ی فکرم این کتاب و موضوعهایی که برای خانم اباد و دوستانش پیش امده بودشده بود با موضوعات استرس میگرفتم در شرایط خاص حتی میترسیدم و دعا میکردم کم گریه نکردم عاشق دوبخش از نوشته های خانم اباد شدم فوق العاده عالی تفضیل کرده بودن خانم اباد در قسمتی از زمان بیماری شان نوشتند (حرمت ادمی فقط به لحظه های خصوصی و پنهانی اش است که جزئی از طبیعت او است ودر قسمتی که ازاد شده اند خیلی خوب نوشتند کهگرفتار خشم هول انگیزی شده بودم که حتی اجازه ندادن اخرین ثانیه هایی که دراسارت انها هستم طعم رسیدن به ازادی را بچشم و لذت ببرم )من از خانم اباد و نوع نوشتنشان کمال تشکر را دارم
لیلا:
1393/10/19
از همینجا به خانم اباد که نمونه ی یک انسان فداکار است و مثل همه ی ادم های خوب قصه ی جنگ باعث ابادانی این مرز و بوم شدند سرتعظیم فرود می اورم.این ادم ها باعث افتخار ما ایرانیان هستند......با تشکر از کتاب پر از اشک و امید و گاهی هم لبخند......
حسن بدخشانی:
1393/10/21
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم * موجیم که آسودگی ما عدم ماست. من زنده ام ، یکی از زنده ترین سندهای ایمان ، افتخار ، مقاومت و سربلندی ملت این سرزمین مقدس است. سلامتان باد
مجتبی:
1393/11/15
سلام آیا نسخه PDF اون هم میشه خریداری کرد، برای کسانی که تهیه نسخه چاپی اون امکان نداره؟

ممنونم
پاتوق کتاب فردا: سلام. متاسفانه نسخه pdf این اثر از سوی ناشر عرضه نشده است.
مهدی90085:
1394/2/6
چرا قیمت روی جلد کتاب بیست هزار تومان است ولی اینجا 8500تومان
پاتوق کتاب فردا: سلام. این کتاب به طور ویژه برای مسایقه «کتاب و زندگی» با جلد شومیز و کاغذ تیره به قیمت ارزان 8500 تومان چاپ شد که تعدادی از آن ها هنوز در بازار موجود است ولی قیمت آزاد این کتاب همان 20000 تومان می باشد که دارای جلد سخت و کاغذ سفید می باشد.
کوثر:
1394/3/14
سلام به نظرمن کاری که شما انجام میدهید کمتر از شهدا نیست.شما ایثارگران و ازادگان عزیز باید با این کتاب ها ما جوانان را که ان لحظه نبودیم اگاه کنید تا در منجلاب این دشمنان فرو نرویم.پدر من هم ازاده هستند و خاطراتی از خرمشهر و سنندج تعریف میکنند که واقعا اشک میریزیم .ممنون از اینکه هستید
بسیجی:
1394/7/11
سلام.اگه چند جلد بخواییم قیمتش چنده.قیمت رو جلد چنده
پاتوق کتاب فردا: برای خرید تعدادی با شماره 02537746992 تماس بگیرید
مجید:
1395/3/13
سلام بر همه شما
من شرمنده شما هستم


نظر دهی
شما می توانید نظر خود را ثبت نمایید.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
کاربر گرامی چناچه در تمایل دارید نظر شما با نام خودتان ثبت شود، وارد سایت شوید.
نام
پست الکترونیک
ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.
نظر

[ فراخوانی مجدد تصویر]


دسته بندی
موردی یافت نشد!


محصولات
موردی یافت نشد!
نویسنده


اخبار
موردی یافت نشد!


ناشرین
موردی یافت نشد!